ar
Feedback
قصه‌گویِ ویندریا.

قصه‌گویِ ویندریا.

الذهاب إلى القناة على Telegram

_ویندریا؛ همانجایست که مَن قِصه گویش هستم. [همه نوشته ها شخصی هستن؛ امانت دار باشیم.] چنل بله:ba_ghalam جایی برای شنیدن قِصه هایت: https://t.me/HarfChatBot?start=10af191418f5

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
321
المشتركون
-124 ساعات
-97 أيام
+2230 أيام
أرشيف المشاركات
پاشید بیایید یه چیزی نوشتم:)

🎼این پیام + عکس مورد علاقتون از اینجا رو فور کنید چنلتون تا بهتون بگم اگه یه ساز بودید، اون چی بود؟🧑🏽‍🩰
چنلتون پابلیك باشه حتما.
جوین باشید
.

وای خدای منننننن.. باعث شدی یه لبخنده خیلیییی گنده بزنمممممممممم:)))))))))))🍓 واقعا خسته نباشید بهت میگم، مرسی که انقدر باحوصله نقد کردی🫠✨

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر روزی به ناچار مرتکب قتل بشید، الگوی رفتاری شما همانند کدام یک از قاتلان معروف خواهد بود.

خواستم بگم دوباره همه چنلاتون رو چک کردم، و از رفقایی که جوابشونو فور کردن و بهم انگیزه دادن خیلی ممنونممم🫠✨🤝 برام خیلیییی ارزشمند بود کارتون😭 (اگر دیدین کسی بهتون🍓 داده اون منم*)

خواستم بگم دوباره همه چنلاتون رو چک کردم، و از رفقایی که جوابشونو فور کردن و بهم انگیزه دادن خیلی ممنونممم🫠✨🤝 برام خیلیییی ارزشمند بود کارتون😭 (اگر دیدین کسی بهتون🍓 داده اون منم*)

فکرکنم این:)

Repost from N/a
«این پیام رو فور کنید، یک اثر هنری خودتون رو( نقاشی، طراحی، خطاطی، نویسندگی و......)ریپلای کنید. بنده به عنوان یک ببیننده که در گالری اثر هنری شما دعوت شدم؛ به شماخواهم گفت چطور هنر شما در چشمان من انعکاس یافته.» ظرفیت ۵ چنل.
( سعی میکنم صادق باشم و تحلیل کنم، بگم چه حسی گرفتم و این موارد مشابه.لطفا پیام رو تا زمانی که جواب رو بزارم پاک نکنید ممنونن😭)

بچه‌ها، خیلی از چنل هایی که گذاشتم با وجود محتوای قشنگشون، زیاد دیده نشده بودن:) پس لطفا، اگر میتونید کمکشون کنین تا ارزش کارشون حفظ بشه🫠🤝

بچه‌ها چهارتای آخرم گذاشتم:)

https://t.me/LiingXi تو اهل کالوسفیر هستی؛ جواهرسازی که روزهات رو تو کارگاه کوچیکت، بین سنگ‌های یخ‌زده و جواهرات درخشان می‌گذروندی. اما جواهرهایی که می‌ساختی معمولی نبودن؛ هر سنگ حقیقتی رو در خودش محفوذ می‌کرد که با لمس شدن، اون رو به صاحب جدیدش نشون می‌داد. حقیقتی که شاید آمادگی رویارویی باهاش رو نداشتن..

https://t.me/Velvet_Hour تو اهل ویندریا هستی؛ رایحه‌سازی که هنگام غروب، کارگاه کوچیک و قدیمی‌ات رو باز می‌کنی و تا نیمه‌های شب مشغول ساختن عطرهایی هستی که هیچ‌کس ديگه‌ای توان ساختنشون رو نداره. هر رایحه‌ای که می‌ساختی، خاطره‌ای رو زنده می‌کرد که روزی فراموش شده بود.

https://t.me/Herkes0labilirr تو اهل سیلورا هستی؛ نگهبان بوف‌های جنگل، کسی که خونه‌اش میان درخت‌های انبوه و دور از آبادی قرار داشت. بوف‌ها هر شب به سراغت می‌اومدن و تو از رفتارشون خبرهای جنگل رو می‌فهمیدی؛ از مسافری که وارد شده بود تا خطری که بین درخت‌ها کمین کرده بود.

https://t.me/Dreavell تو اهل ویندریا هستی؛ نقشه‌کشی که نقشه‌هات با تموم نقشه‌های دنیا فرق داشتن. تو می‌تونستی راه‌هایی رو روی کاغذ بکشی که تو دنیای واقعی وجود نداشتن؛ جاده‌هایی بین کوه‌هایی که هیچ‌کس از اون‌ها خبر نداشت و مسیرهایی که می‌تونستن دو نقطه‌ی دور از هم رو به هم برسونن.

هنوز چهارتا دیگه مونده رفقا:)🤝

https://t.me/melorin_a7 تو اهل سیلورا هستی؛ گیاه‌شناسی که تمام عمرت رو بین درخت‌ها و گیاهان ناشناخته‌ی جنگل گذرونده بودی. هر گیاهی رو می‌شناختی؛ می‌دونستی کدومشون زخم رو درمان می‌کنه و کدوم می‌توانه مرگ رو به آرومی به جان آدم بندازه.

https://t.me/foggy_draw تو اهل کالوسفیر هستی؛ جنگجویی ماهر که همیشه پیش از طلوع آفتاب، در میان مه‌های کوهستان ناپدید می‌شه. هیچ‌کس نمی‌دونست در نبردهات چجوری می‌جنگی؛ چون هر بار که شمشیرت رو از غلاف بیرون می‌کشیدی، مه تمام میدون جنگ رو می‌پوشوند.

https://t.me/cappuccinoparty تو اهل سیلورا هستی؛ صاحب یک مسافرخونه‌ی کوچک که از چوب درخت گردو ساخته شده. اما درون این کلبه، جادویی قدرتمند جریان داشت. هر مسافری که می‌خواست شب رو اینجا بگذرونه، پیش از استراحت باید یک فنجان چای می‌نوشید. نه یک چای معمولی؛ چایی که تا صبح، اجازه‌ی دروغ گفتن رو از آدم می‌گرفت، چون تو از دروغ متنفر بودی.

بچه‌ها چندتا دیگه‌روهم گذاشتم:)