ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

الذهاب إلى القناة على Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
213
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
آرزویی است مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد هر دم آن مرد هوسران را با غم و اشک و فغان خواهد به خدا در دل و جانم نیست هیچ جز حسرت دیدارش سوختم از غم و کی باشد غم من مایهٔ آزارش شب در اعماق سیاهی‌ها مَه چو در هالهٔ راز آید نگران دیده به ره دارم شاید آن گمشده باز آید سایه‌ای تا که به در افتد من هراسان بدوم بر در چون شتابان گذرد سایه خیره گردم به در دیگر همه شب در دل این بستر جانم آن گمشده را جوید زین همه کوشش بی‌حاصل عقل سرگشته به من گوید: زن بدبخت دل افسرده ببر از یاد دمی او را این خطا بود که ره دادی به دل آن عاشق بد خو را آن کسی را که تو می‌جویی کی خیال تو به سر دارد؟ بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد لیکن این قصه که می‌گوید کی به نرمی رََوَدم در گوش نشود هیچ ز افسونش آتش حسرت من خاموش می روم تا که عیان سازم راز این خواهش سوزان را نتوانم که بَرَم از یاد هرگز آن مرد هوسران را شمع، ای شمع چه می‌خندی ؟ به شب تیرهٔ خاموشم به خدا مُردم از این حسرت که چرا نیست در آغوشم -فروغ فرخزاد

بچهای مردم هوش مصنوعی‌ان، شما بلاهت طبیعی.

جور از حبیب خوش‌تر، کز مدعی رعایت.

ما همیشه فکر می‌کنیم خیلی وقت داریم برای زندگی کردن، درحالی که همیشه دیره، اگر نجنبیم دیره.

می‌ترسم برم خونه و مثل دفعه‌ی قبل جنگ بشه و دوباره تعطیل بشیم، عصر قبل از دیدن خبرهای تعطیلی یه لحظه این فکر به ذهنم خطور کرد... کاش سق سیاهمو ببندم.

آخر هفته می‌رم پیش تراپیست، سالم می‌شم و دیگه به هیچ‌کدومتون محل نمی‌ذارم.

آهی که رخنه کردم از وی به سنگ خاره عاجز شد از دِلِ دوست، یا رب دگر چه چاره؟  بیداری‌ام چه دانی؟ ای خفته‌‌ای که شب‌ها نَنْشَسته‌ای به حسرت، نشمرده‌ای ستاره جانان اگر نشیند، یک بار در کنارم یک باره می‌توانم، کردن ز جان کناره گفتم به شحنه نالم، از چشم او ولیکن پروا ز کس ندارد، مست شراب خواره ای تاب داده گیسو، حالی است بر دل من از تاب بی‌حسابت، وز پیچ بی‌شماره آشفتگان عشقت، گیرم که جمع گردند جمع از کجا توان کرد، دل‌های پاره پاره؟  ای شَه سوارِ چالاک، احوال ما چه دانی؟  کز حالت پیاده، غافل بود سواره با این سپاه مژگان، از خانه گر درآیی تسخیر می‌توان کرد، شهری به یک اشاره از لعل و چشمت آخر، دیدی که شد فروغی ممنون به یک تَبَسُّم، قانع به یک نظاره -فروغی بسطامی

به هر حال این اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد، ما هم می‌سوزيم و می‌سازيم. قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد؛ سگ بريند روی قسمت و همه چيز. -صادق هدایت

زیباترین تصویری که امروز دیدم.
زیباترین تصویری که امروز دیدم.

با من یه روز قرار بذار عکسی بده به یادگار💃

بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم هزار صف ز دعاهای مستجاب‌زده

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن مرو به صومعه کآنجا سیاه کارانند -حافظ

الآن می‌تونم بابت این‌که امسال هنوز بارون نباریده گریه کنم ولی باید همین الآن برم کلیله بخونم، وگرنه صفر می‌شم.

نرگس پارسال.
نرگس پارسال.

نرگس دوسال پیش.
نرگس دوسال پیش.

دلم برای همه‌ی چیزهایی که می‌تونستم داشته باشم و ندارم، تنگ شده.

موندن سخته، رفتن سخت‌تر.

رسالة صوتية00:59

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا درش ببست و کلیدش به دل‌ستانی داد شکسته‌وار به درگاهت آمدم، که طبیب به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش که دست دادش و یاریِ ناتوانی داد برو معالجهٔ خود کن ای نصیحت‌گو شراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟ گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفت دریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد