ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

الذهاب إلى القناة على Telegram

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
213
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
درود به روح پاک شهید تهرانی‌مقدم.

یا مَن سَتَرَ القَبیح...

بمیرم برای بچه‌های پرپر شده. بمیرم برای مردمم. لعنت به ترامپ، مرگ بر اسرائیل.

تا وقتی حرمت‌ها شکسته نشده می‌شه موند، ولی وقتی شکست دیگه نه.

یهو می‌بینی همه جا پر از نوره، این‌جا کجاست؟ خاورمیانه.

یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ القصه در این زمانه‌ی پرنیرنگ یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ -فرخی سیستانی

قدیم‌تر‌ها وقتی وسط هال بابابزرگ‌مان می‌خوابیدم به این فکر می‌کردم که اگر پنکه سقفی بیفتد چه می‌شود، حالا به این فکر می‌کنم که اگر یک موشک سقف را بشکافد و وارد شود چه می‌شود.

قلبم می‌خواد بپره بیرون.

با هرکسی می‌تونم دوست بمونم جز کسی که تخریبم کنه یا خودشو از من برتر بدونه، یکم اینو حس کنم یواش یواش می‌رم. الان باید رفت. سیزده اسفند.

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی‌کش خویش که مگو حال دل سوخته با خامی چند... -حافظ

تقریبا آروم آرومم، دیگه مثل روزهای اول اضطراب و تپش قلب ندارم. چی می‌گن؟ لاتخف و لاتحزن. -سیزده اسفند، پنج و سی و سه دقیقه‌ی صبح.

که مردن به از زندگانی به ننگ-

می‌گه مناطق نظامی رو می‌زنن، اون وسط چارتا ادم عادی هم هست... چقد راحت در مورد آدم‌های عادی حرف می‌زنی، چی باعث شد تو از مرگ هم‌وطنت ناراحت نشی و فقط بگی اون وسط چهارتا آدم عادی هم می‌زنن؟ چی باعث شد فکر کنی کسی که پتروشیمی و پالایشگاه ما رو می‌زنه به فکر پیشرفت ماست... چی باعث شد چشمتو رو مرگ آدم‌های عادی ببندی... یازده اسفند‌/شش و پنجاه دقیقه عصر.

از بلاتکلیفی متنفرم، سه روزه جنگ شروع شده و معده‌ام همین‌طوری تیر می‌کشه. البته این درد عصبی و روانی واسه قبل از جنگ هم بود. دوسم که هی میگفت ترامپ بزن بزن انقد ترسیده که می‌گه کاش زودتر مذاکره کنن تموم شه، ولی من این‌طوری فکر نمی‌کنم. به این فکر می‌کنم که کاش اسرائیل رو از روی زمین محو کنن بعد جنگ تموم شه. تا عمر دارم از اسرائیل کودک‌‌کش قرمساق متنفرم.

به خانمی که تو مطب دکتر باهاش دوست شدم گفتم خداحافظ، روز خوبی داشته باشید و براش دست تکون دادم. بعدش خودم از حرفم خنده‌ام گرفت، از بای بای کردنم... روز خوبی داشته باشید؟ امیدوارم زنده بمونید. یازده اسفند.

یازده اسفند، ۳:۵۵ صبح. با خواب‌های پریشون و تپش قلب وحشتناک از خواب پریدم. خدایا ما رو نجات بده.

اینا رو می‌نویسم هروقت نت وصل شد بیاد‌‌.

دارم از استرس سکته می‌کنم، وسط جنگی دوستم پیام داده می‌گه این هفته می‌ری تراپی؟ مردم عجیبی هستیم۲.

امسال خیلی خیلی خیلی سال وحشتناکی بود، هرچی فکر می‌کنم باورم نمی‌شه این همه اتفاق افتاده، انگار خواب بود همش...

با تپش قلب از خواب پریدم می‌بینم دوستم پیام داده ابوطالب رو دیدی؟ قسمت فلان، دیقه‌ی فلان، فلانی رو نشون می‌ده. مردم عجیبی هستیم.