𝐁𝐚𝐬𝐭𝐞𝐭 | رشد فردی
الذهاب إلى القناة على Telegram
The Egyptian Cat Goddess ོ ໍ࿙࿚ ᩘ🪭‿᷼ᤢ Blessed with beauty , Brain and rage. Talk to me? : @cleotarabot Our Talks : @BexyoxTalks
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 575
المشتركون
-724 ساعات
-417 أيام
+21130 أيام
أرشيف المشاركات
1 575
پس با تردید و ترس وارد مسیرت نشو
جوری قدم بردار که انگار قراره از همینه چیزی که داری، شاهکار خودتو بسازی
1 575
بپرس اگه قرار باشه از همین مسیری که دارم، یه زندگی خیلی خوب برای خودم بسازم، چه کارایی میتونم انجام بدم؟
جوری تلاش کن که انگار موفقیت قراره نتیجه طبیعی تلاشته. خلاقیتت رو وارد مسیر کن بخدا خیلی تاثیر داره. برو تلاش کن و مهارت به خودت اضافه کن. آدم های جدید ببین. تجربه کن. و اگر یک روز فهمیدی مسیرت باید عوض بشه، با آگاهی عوضش کن، نه از روی حسرت و مقایسه
1 575
پس اگ بخوام از تجربه خودم فقط یه چیز بهت بگم، اینه:
به مسیری که الان توش هستی احترام بذار، ولی خودت رو بهش محدود نکن
1 575
۲۴ واحد سخته؟ بخدا وقتی برداشتم اصلا به سختیش فکر نکردم اصلا با مغزم این مدلی کلنجار نرفتم
فقط اینطور فک میکردم چطور برنامه ریزی کنم از پسش بربیام
1 575
علاقت چیز دیگه ای بود؟ شرایط طوری نیست که تغییر رشته بدی؟ شرایط طوری نیست که برگردی دوباره بخونی؟ شرایط هیچجوره نمیزاره به اون علاقت برسی؟
علاقتو در کنار رشته ای که داری دنبال کن
1 575
استعدادهایی تو خودم پیدا کردم که قبلش نمیشناختم. اساتیدم چیزهایی در من دیدن که خودم نمیدیدم. فهمیدم چطور میتونم خلاقیت خودم رو وارد کار کنم و حتی الان برای آینده ام مسیرهایی دارم که چند سال پیش اصلا تصورشون رو نمیکردم و چیکار میتونم باهاشون بکنم اصلا قصد ندارم از پلنام بگم🌝
خیلی از برنامه هام رو کامل برای کسی تعریف نمیکنم؛ چون ترجیح میدم بعضی چیزها رو چراغ خاموش بسازم و وقتی نتیجه اش رسید، نشونش بدم.
1 575
اما امروز که ۲۰ سالمه، دانشگاه رو تموم کردم و تازه دارم خیلی واضح تر میفهمم چی میخوام و یه برنامه توپ برای آیندم چیدم. به گذشته که نگاه میکنم دیگه اون اتفاق رو یک شکست نمیبینم
1 575
۱۷ سالم بود رفتم دانشگاه حتی نمیدونستم مهندسی صنایع دقیقا چیه شب هایی بود که بابت اینکه چرا دوباره کنکور ندادم گریه میکردم و مامانم نمیزاشت برگردم و ایندفعه جدی بخونم
1 575
بعدش مدتی خودم رو سرزنش میکردم شبا تو خوابگاه گریه میکردم درصورتی که خونواده های هم دانشگاهیام برای قبولی بچشون تو اون دانشگاه جشن میگرفتن
1 575
همین سوال باعث شد روند درس خوندنم افت کنه چون گیج شده بودم کنکور رو هم اون طور که میتونستم جدی نگرفتم و با اینکه رتبه بدی نیاوردم، به دانشگاه هایی که اون زمان فکر میکردم باید برسم نرسیدم
به نسبت دانشگاه خوبی قبول شدم اما از چیزی که انتظار داشتم پائین تر بود درست عین چیزی که تو تجربه میکنی
1 575
خودخوان درس میخوندم و کسی هم نبود که مسیر رو برام مشخص کنه. رسیدم به دوازدهم و بعد یه سوال خیلی جدی توی ذهنم شکل گرفت:
اصلا «بهترین بودن» برا من ینی چی؟ من خودم چی میخوام؟ من دقیقا کی ام
