ar
Feedback
واژه‌گردی 🎒

واژه‌گردی 🎒

الذهاب إلى القناة على Telegram

طعم لحظه آشنایی‌زدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
212
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
میگه یه مدت سر «جاخواب» تو یه کافه کار می‌کردم، شیش ساعت می‌خوابیدم و چار ساعت تو کافه کار می‌کردم تا بتونم شرق تهران باشم برم سر نصب و سرویس کولرگازی. #کافه‌رستوران

دو دیگر: راه نیمش ننگ، نیمش نام اگر سر بر کنی، غوغا وگر دَم در کشی، آرام اخوان ثالث

پیشنهادش این بود که در فرهنگستان، گروهی برای یافتن و احیای واژگان مهجور فعال شود. به‌جای انبوه‌سازی واژه‌های جدید، بازگرداندن کلماتی که پیش‌تر در زبان به کار می‌رفته‌اند، پیشنهاد ارزشمندی است. چند نمونه هم آورده بود که متأسفانه در لینکدین گمش کردم.

میگه: من سر پَسین (دم غروب) قرار دارم با فتانه‌اینا بریم پارک مادر. #کرمونی

شادروان هوشنگ ابتهاج دربارهٔ انتخاب نام هنری خود، سایه، گفته است: «حروف و کلمات برای من رنگ دارند. «ر» خاکستری، «گ» نارنجی و
شادروان هوشنگ ابتهاج دربارهٔ انتخاب نام هنری خود، سایه، گفته است: «حروف و کلمات برای من رنگ دارند. «ر» خاکستری، «گ» نارنجی و «ج» سیاه است؛ یا کلمات برایم سرد و گرم‌اند. «سایه» کلمه‌ای سرد است. «گلابی» کلمه‌ای گرم. به‌گمان من، در کلمه سایه یک مقدار آرامش و خجالتی‌بودن و فروتنی و بی‌آزار بودن هست. این‌ها برای من جالب بود و با طبیعت من می‌ساخت. خود کلمه سایه از نظر حروف الفبا حرف نرم و بدون ‌ادعا است. در آن نوعی افسوس است و ذات معنای این کلمه، نوعی افتادگی دارد؛ در مقابل خشونت و حتی می‌شود گفت وقاحت.» سایه: سرد، آرام، خجالتی، بی‌ادعا، افتاده، افسرده 🔷 خوش‌رنگ‌ترین و باشخصیت‌ترین واژه چیست؟ واژه‌ای که اگر می‌خواستم نام هنری داشته باشم، آن را انتخاب می‌کردم؟ ابرانه: بلنداندیش، بلندپرواز، نرم، سفید، مهربان آرام‌دست: آبی، شکیبا، خون‌‌گرم، کم‌رو، اندیشمند ترنج: نارنجی، گرم، کم‌یاب، زیبا، پرانرژی، هنرمند #خلاقیت_زبانی #دقت‌ورزی_زبانی

آماتور و حرفه‌ای خیلی‌ها فکر می‌کنن «آماتور» یعنی ناشی، کارنابلد یا کسی که تازه کار رو شروع کرده؛ اما این اشتباهه. تفاوتِ واقعیِ آماتور و حرفه‌ای اصلاً توی «مهارت» نیست، توی پول و عشقه. آماتور در لاتین یعنی عاشق، ‌شیفته و دوست‌دار. پس آماتور کسیه که یه کاری رو فقط و فقط واسه دلِ خودش، از روی عشق و لذت انجام میده. اما «حرفه‌ای» قضیه‌اش فرق می‌کنه. اون از این راه امرار معاش می‌کنه. مجبوره به بازار، سلیقه مشتری و قراردادش متعهد باشه. حرفه‌ای شاید به اندازه آماتور عاشقِ کارش نباشه، ولی بلده چطور در ازای پول، کار باکیفیت تحویل بده. خلاصه اینکه آماتور برای دلش کار می‌کنه و حرفه‌ای برای دخلش. شما هم کار آماتوری انجام می‌دین؟

میگه دو جور زعفرون تو بازار می‌فروشن: سوپرنگین و پوشالی. شاکیه که چرا اسم دومی رو گذاشتن پوشالی و بازارشو نابود کردن؛ می‌تونس
میگه دو جور زعفرون تو بازار می‌فروشن: سوپرنگین و پوشالی. شاکیه که چرا اسم دومی رو گذاشتن پوشالی و بازارشو نابود کردن؛ می‌تونست اسم مشتری‌پسندتری داشته باشه.

توی کاشمر دو سه تا امامزاده هست. یکیشون معروفه به سیدمرتضی دستپاچه. از بس که زود حاجت می‌ده. نرگس موسوی از #واژه_گردی شما @N_Moussavi

میگه بختیاری‌ها به جای برقص می‌گن: بباز. راست میگه؟ آخه تو ترکی هم واژه‌ی بازی و رقص یکیه. #دست‌افشاندن #پای‌کوبی

گرد کردن میگه ما اعداد رو گرد می‌کنیم ؛مثلا به جای عدد ۶.۴۵۹.۷۵۱ می گیم ۶.۴۵۹. نمی‌دونه من اگه حوصله داشته باشم کلا اینو گرد می‌کنم به ۶.۵.

«لا استرسم» می‌دونید یعنی چی؟ یعنی لای استرس و فشارم. ما بیشتر «تحت» فشاریم. یعنی فشار از بالا بهمون وارد میشه اما وقتی یه اصفهانی میگه «لا استرسم» یعنی فشار از همه جهات بهم وارد شده و من لاش گیر کردم. می‌خوام بیام بیرون، می‌خوام نفس بکشم.

من راه می‌بُردم زنگ می‌زنن. (می‌دونستم زنگ می‌زنن) من راه می‌بُردم میان. (می‌دونستم میان) راه نمی‌بَرم: نمی‌دونم، بلد نیستم. راه‌ بردن به معنی دانستن مال شعر فردوسی و نثر بیهقیه اما کرمونیا هنوز به کار می‌برنش. خیلی قشنگه.

اینکه هنر نیست که، تیکه انداختن و گُنده‌گوشه گفتن. روانشناس اصفهانی در باب کنترل خشم

جاروبرقی رو از تعمیرکار گرفتم، موتورو عوض کرده بود، گفتم داغی‌شم بده. انگار به اون تکه تعویض شده و فرسوده می‌گن داغی. ---------- با همین آیدی تو بله هم هستیم. @vajhegardi

جوگندمی: سیاه و سفید. موی سر و ریش که سیاه و سفید باشد. حالا چرا فکر می‌کنید جوگندمی یعنی به رنگ جو و گندم نمی‌دونم.

قارقارک مظفرالدین شاه یادتونه توش چه رنگی بود؟ ماهوت فلفل نمکی اصلشو آوردم، سوره‌ی تماشاست. 🔥

Repost from از ویرایش
واژه‌های گروه و گروهی چه کوتاهی‌ای در حق زبان فارسی کرده‌اند که به جایشان می‌گوییم تیم و تیمی؟ ١۴۰۵/۰۵/۰۷ ▫️فرهاد قربان‌زاده @azvirayesh

زبان فلسفه آلمانیه زبان شعر فارسیه زبان پادکست هم بوشهریه. یعنی تو هر مطلبی رو (حتی از ورزش ۳) با لحن احسان عبدی‌پور بخونی، پادگیرا همچین ترافیک می‌شن... مردم هم فاز می‌گیرنا؛ هَرررر مطلبی. (و مطلبی ورزشی را به سبک احسان می‌خواند). حسین کلهری

بدان که دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت می‌میرند. طومار شیخ شرزین بهرام بیضایی