ar
Feedback
روح هزاران زن در یک بدن

روح هزاران زن در یک بدن

الذهاب إلى القناة على Telegram

کشیده شده به سمت جزییات و عمق.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
234
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
1|10 - Love You Like I Do - HIM (320).mp312.18 MB

دلتنگی را بیش از همیشه درون دست ها و انگشتانی حس کردم که برای نوازش کردنت بی‌تاب بودند و حالا از نداشتنت می‌نویسند. خیال است ،گاهی می‌آمد،اما از بعد تو همیشه می‌آید و تو را با خود می‌آورد، چه هدیه ای، تو… مثل آن روزی که در خیال برایت سعدی خواندم: وجودی دارم از مهرت گدازان وجودم رفت و مهرت همچنان هست. اما عزیزم اگر گور احساسات مرا می‌کنی،در آخر با جنازه گندیده ات درون قلبم روبرو می‌شوی!. به یاد آوری فکر رفتنت بسپار کاری به کارم نداشته باشد،می‌خواهم در خیالات مبهم خویش بمانم و روبرویت بنشینم به تو بگویم از من فقط یک تو مانده ای و تکه استخوانی از یاد معشقوق،می‌خواهم از گوشه لبخندت شراب بنوشم،کاش می‌دانستم می‌خندی! آخر ما قبل از هم،همیشه غمگین بودیم،غم مارا به هم وصل کرده بود و یاد گرفتیم برای شادی هم تلاش کنیم،اما تو یادت رفت و من بعد از تو غمگین ماندم اما عزیزِ کلماتم، تو بخند. ح‌ا

Gozashte - Afshin.mp35.94 MB

دستانت را اندکی به من امانت بده؛ می‌خواهم با آن‌ها گره از بافته‌های اندوهم بگشایم. غادة_السمان
دستانت را اندکی به من امانت بده؛ می‌خواهم با آن‌ها گره از بافته‌های اندوهم بگشایم. غادة_السمان

جانم برای جانِ نازنینت

شما هم عمری هر شب در رهگذارش منتظر موندین یا فقط من و ویگن؟
nadanesstam

photo content
+1

من تورا نمى‌سرايم !.. تو . خودت در واژه ها مى‌نشينى ..! خودت قلم را وسوسه مى كنى !! و شعر را بيدار مى‌كنى و بيداد ميكند.

Banan Elaheye Naz.mp35.32 MB

sticker.webp0.34 KB

The ghost that guarded my soul has fled from me And left me here alone What was once my tunnel of light became a stinking hole A rotting conclusion of my life

پس از تو، کلمات از قفس گلو رها شدند و به آسمان شعر پناه بردند. :)

sticker.webp0.36 KB

"در آغوشم بگیر که این شب طولانی است و استخوان‌هایم خسته‌اند."

همیشه یادم می‌مونه خونه رو… مهم نیست کجام..

عزیزدلم، پیدایم می‌کنی؟!:) اگر از قصد خودم را گم و‌گور کنم چه؟! مرا از دست خودم نجات می‌دهی؟:)

با وجود تیرگی های روحم در دل تاریک ترین روزهای زندگی‌ام؛آن‌هنگام که تنها تابش لبخندت قلبم را نجات می‌دهد، مرا پیدا می‌کنی؟