روح هزاران زن در یک بدن
الذهاب إلى القناة على Telegram
کشیده شده به سمت جزییات و عمق.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
233
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
یعنی میخوای بگی سرنوشت دلم مثل شمع هست؟!
روشن موندن؟! سوختن؟!گریه کردن؟! کوتاه شدن و در نهایت رسیدن به خاموشی؟!
نتیجه خاموشی چیه؟!
رفتن.
یعنی میخوای بگی سرنوشت دلم مثل شمع هست؟!
روشن موندن؟! سوختن؟!گریه کردن؟! کوتاه شدن و در نهایت رسیدن به خاموشی؟!
نتیجه خاموشی چیه؟!
رفتن.
۲۹ شهریور
برای دلی که پوچی زندگی رو میپذیره، اما از عشق نمیگذره…
فقط از شدت مانند در انتظار، داره کم کم آب میشه.
جنون
دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که میرسد از راه
ِیا نیازی که رنگ میگیرد
در تن شاخههای خشک و سیاه
دل گمراه من چه خواهد کرد
با نسیمی که میتراود از آن
بوی عشق کبوتر وحشی
نفس عطرهای سرگردان
لب من از ترانه میسوزد
سینهام عاشقانه میسوزد
پوستم میشکافد از هیجان
پیکرم از جوانه میسوزد
هر زمان موج میزنم در خویش
میروم، میروم به جایی دور
بوتهٔ گُرگرفتهٔ خورشید
سر راهم نشسته در تب نور
من ز شرم شکوفه لبریزم
یار من کیست، ای بهار سپید؟
گر نبوسد در این بهار مرا
یار من نیست، ای بهار سپید
دشت بیتاب شبنمآلوده
چه کسی را بهخویش میخواند؟
سبزهها، لحظهای خموش، خموش!
آنکه یار من است میداند
آسمان میدود ز خویش برون
دیگر او در جهان نمیگنجد
آه، گویی که اینهمه «آبی»
در دل آسمان نمیگنجد
در بهار او ز یاد خواهد برد
سردی و ظلمت زمستان را
مینهد روی گیسوانم باز
تاج گلپونههای سوزان را
ای بهار، ای بهار افسونگر
من سراپا خیال او شدهام
در جنون تو رفتهام از خویش
شعر و فریاد و آرزو شدهام
میخزم همچو مار تبداری
بر علفهای خیس تازهٔ سرد
آه با این خروش و این طغیان
دل گمراه من چه خواهد کرد؟
• فروغ فرخزاد
کتاب فروغ رو از توی کیفم دراوردم، گفتم یه صفحه باز میکنم و یه شعر میخونم… آرومم میکنه.
چرا همچین فکری میکردم؟!
هربار فریب میخورم…
میدونم قراره فریب بخورم اما میبازم بهش.
