ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

Cabin 13

Cabin 13

الذهاب إلى القناة على Telegram

Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
234
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
ناستنکا، هیچ می‌دانید کار من به کجا کشیده شده است؟ می‌دانید که من مجبورم سالگرد رویاهای خودم را جشن بگیرم، سالگرد آنچه را که زمانی برایم دلچسب بود، اما در واقع هرگز وجود نداشت، زیرا این جشن یادآور رویاپردازی‌های بی‌معنی وهم‌گونه‌ی گذشته است، رویاهای احمقانه‌ای که دیگر وجود ندارند، زیرا چیزی ندارم که جایگزین آنها کنم؛ آخر رویاها را باید تجدید کرد. — فئودور داستایفسکی، شب‌های روشن.

Repost from Hall of Doom
به هر حال این اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم. قسمت‌مان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه‌چیز. خیال دارم یک چیز وقیح مسخره درست بکنم که اخ‌وتف باشد به روی همه. شاید نتوانم چاپ بکنم. اهمیتی ندارد ولیکن این آخرین حربهٔ منست تا اقلاً توی دل‌شان نگویند «فلانی خوب خر بود!» باری، روزها می‌آید و می‌گذرد و ما هم در قید حیات هستیم تا بعد چه بشود! ـــ صادق هدایت، هشتاد و دو نامه به شهیدنورایی، نشر کتاب چشم‌انداز، ص ۱۰۹.

"اگر ابرها بگذارند"

"احساس کرد که گویا در جنگل‌های ته دریا سرگردان است و در دنیای هیولایی گم شده است که در آن خود او نیز هیولا است. تنها بود. گذشته مرده بود و آینده هم تصورناپذیر." امروز چهاردهم اسفند است. نمی‌دانم پیامم کی ارسال می‌شود اینجا، اما بین عکس‌های قدیمی‌ام عکسی از این جملات کتاب ۱۹۸۴ پیدا کردم. تاریخ عکس برای سه سال پیش است. دقیق نمی‌دانم موقع عکس گرفتن از این بخش چه حسی داشتم‌. فقط می‌دانم حالا هم همانم.

photo content

یه بار دیگه بهم یادآوری شد هیچ موجودی در دنیا به اندازه نیک مراقب من نیست.

کاش انقدر اشتباه کردن برام وحشت و شبیه به فوبیا نباشه چون کل زندگیمو مختل کرده

من به محض اینکه نشونه میبینم: let's kill the horse

من همینو میگم همیشه!

photo content

بخشی از من را جمهوری اسلامی و بخش دیگرم را استرس ددلاین پروژه‌هایم فرسود.

عصری یهویی بیرون دیدمش دیرش شده بود لپمو سریع بوس کرد رفت من از اون موقع یه طوری واسه خودم گیگل میکنم انگار اولین باره می‌بوستم حالا!

شاگردام خیلی نازن دوباره برام دستبند درست کردن

بالای هرم، که همه ازش شوکه می‌شن، روی یه پایهٔ بزرگ از رفتارهای به‌ظاهر «کوچیک» و «بی‌اهمیت» ساخته شده. درواقع داره می‌گه زن‌کشی و تجاوز یه اتفاق ناگهانی و جدا از بقیهٔ اون رفتارها نیست، بلکه محصول یه فرهنگ و زنجیره‌ای از عادی‌سازی‌هاست. یعنی اگر از پایین هرم جلوش گرفته نشه، بالاش هم تکرار می‌شه. سوال «چرا کسی کاری نکرد؟» هم طعنه داره به این که جامعه معمولاً از همون پله‌های پایین کاری نمی‌کنه و می‌گه الآن وقتش نیست! شوخی جنسیت‌زده رو جدی نمی‌گیره، تحقیر رو عادی می‌دونه، مرزها رو نادیده می‌گیره و در نهایت وقتی فاجعهٔ بزرگ رخ می‌ده، همه تعجب می‌کنن.

photo content

من هیچ اعتقادی به نظام «پادشاهی/سلطنت» ندارم، پس جاویدشاه شعاری نیست که دوست داشته باشم. هم‌چنین «مرگ بر چپ» (یا راست) به‌نظرم بی‌معنی است. اساساً هر مملکت و نحلهٔ سیاسی اگر صد تکه شود باز درون آن تکه‌ها چپ و راست پدید می‌آیند و ذات شیطانی در هرکدام وجود ندارد. اما هیچ‌کدام از این‌ها باعث نمی‌شود ذره‌ای پشت مبارزانی که فکر می‌کنند آن شعارها درست است را مقابل نیروی سرکوب خالی کنم یا در دفاع از آنان تردید داشته باشم، تمسخرشان کنم یا معتقد باشم در رژیم اساساً اثری از سیاست‌های چپ‌گرایانه یا راست‌گرایانه به معنی معمول غربی‌اش وجود دارد که سر آن به بحث بنشینم (امری که متأسفانه بسیاری از شعاردهندگان خلاف‌اش را می‌گویند) زیرا هیچ نیروی سیاسی یا اندیشهٔ نظری زنده‌ای را که مسموم‌تر از حاکمیت فعلی باشد سراغ ندارم و آن را عینیت دیکتاتوری می‌دانم. ترقی‌خواهی در یک لحظهٔ سیاسی متعیّن باید «با درک و هم‌دلی ستم‌دیدگان» و احساس مسئولیت‌پذیری نسبت آنان موضع بگیرد. پس لحن و زبان بسیار اهمیت پیدا می‌کند. زبانی ارباب‌مآبانه مناسب وضع فعلی نیست. هرچه‌‌قدر هم که از سوی ترول‌ها و لمپن‌ها توهین بشنویم، باز هم توجیه نمی‌شود. چون کسی از ما دعوت نکرده متفکر یا فعال سیاسی باشیم. برعکس، باید نقد را متوجه کم‌کاری‌ها و اشتباهات مهلک خود جریانات به اصطلاح پیشرو کرد. کاری که امیدوارم کمی بعد در نوشته‌ای با نام «بازاندیشی چپ ایرانی» گریزی به آن بزنم.

photo content
+4

Damien-Rice-Cold-Water-128.mp34.70 MB

همه چیز خیلی بی‌ارزش به نظر میاد و احتمالا من بی‌اثرترین و ماندگارنشدنی‌ترین باشم در این دنیا. باید بنویسم.

Repost from Khosro Club🦕
چقدر کیمیا خوب گفت.
+6
چقدر کیمیا خوب گفت.