Much ado about nothing
الذهاب إلى القناة على Telegram
"A strange kind of autobiography, a way into knowing myself through the lens of what I cared about and a reminder for all those times I forget who I used to be." http://t.me/BluChtBot?start=6fa4a803b8dfae8e
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
221
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
لعنت به شهر مرکبات ایران که نمیذاره من دو ماه بدون آب پرتقال خونی زندگی کنم.
بحث سر این نیست که این مدل زندگی رو میتونم یا نه. اینه که نمیخوام یه همچین کثافتی برام عادی بشه. نمیخوام عادت کنم.
پرنسس به جایی که انتظار داشته باشی همه اون عشق و حمایتی که نیاز داری رو از یه منبع دریافت کنی و بعد وقتی دریافت نمیکنی ناامید بشی، سعی کن تیکه تیکه از جاهای مختلف تامینش کنی.
وقتی از این چیزی که همین الان داری کامل استفاده نمیکنی بیشترش رو میخوای چیکار؟
Being put together and graceful all the time takes a lot of mental and physical energy. Can we normalize being messy and comfortable over aesthetics?
متوجه شدم که مشکل نه از منه نه از بقیه. از اینه که انتظاراتی که ازشون دارم با لول صمیمیتی که باهاشون دارم نمیخونه. اگر آدما رو بیشتر از یه رهگذر رندوم نبینم دیگه از کسی هم ناامید نمیشم.
Nor for taking my privileges for granted and acting like an ungrateful fuck.
