ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

هَسْتی‌ـشِناسی

هَسْتی‌ـشِناسی

الذهاب إلى القناة على Telegram

جایی برای جست‌وجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
299
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
انگار قرار است ترس، بعد از هر اتفاق خوبِ زندگی، خودش را به من برساند و کنارم بنشیند.اما من دیگر خسته‌ام. دیگر نمی‌خواهم ترس، مهمانِ همیشگیِ من سرِ میزِ زندگی باشد.ترس هیچ‌وقت نتوانست جلوی اتفاق افتادن چیزی را بگیرد. هیچ‌وقت نتوانست مانعِ از دست دادن چیزی شود.فقط لحظه‌ها را از من دزدید. — هَسْتی‌ـشِناسی

انگار قرار است ترس، بعد از هر اتفاق خوبِ زندگی، خودش را به من برساند و کنارم بنشیند.اما من دیگر خسته‌ام. دیگر نمی‌خواهم ترس، مهمانِ همیشگیِ من سرِ میزِ زندگی باشد. ترس هیچ‌وقت نتوانست جلوی اتفاق افتادن چیزی را بگیرد. هیچ‌وقت نتوانست مانعِ از دست دادن چیزی شود. فقط لحظه‌ها را از من دزدید؛ لحظه‌هایی که خودم هم می‌دانستم شاید برای همیشه مال من نباشند،شاید چند وقت بعد تمام شوند،شاید خیلی زود از دست بروند. اما چه فایده؟ مگر همین که بدانیم هیچ‌چیز قابلِ حفظ کردن نیست،هیچ‌چیز برای ابد کنارمان نمی‌ماند و همه‌چیز، دیر یا زود، موقتی‌ست، کافی نیست؟ شاید وقت آن رسیده باشد که دیگر برای از دست دادنِ چیزی که هنوز دارمش، عزاداری نکنم. ترس،تو دیگر هم‌سفرِ من نیستی. خیلی وقت است که باید از این سفر پیاده شده باشی. — هَسْتی‌ـشِناسی

متن خیلی قشنگیه 🕯

خودمو بغل می‌کنم؛ تنم از من درد می‌کنه. نمی‌دونم کِی این‌قدر از خودم دور شدم که حتی آغوش خودم هم غریبه‌ست. دست‌هام دور تنم حلقه می‌شن، اما انگار هیچ‌کس اون‌جا نیست که نجاتش بده. من موندم و تنی که از بودنم خسته‌ست، و منی که حتی بلد نیست بفهمه کجاش درد می‌کنه. خودمو محکم‌تر بغل می‌کنم؛ اگه انقدر فشارم بدم که مرزِ من و خودم محو بشه، شاید بالاخره فهمیدم این همه درد دقیقاً مالِ کدوم یکی از ماست.
.صاد.

نشونه‌ی بهبود ما این نیست که دیگه زخمی نمی‌شیم،اینه که زخم دیگه محل توقف ما نیست.

مبارکه ✨

«اولین کار رسمیم تو استودیو سیگنال»

من هیچ‌کس رو قوی‌تر از زنی که توی خاورمیانه زندگی می‌کنه نمی‌بینم. نه این‌که بگم بقیه‌ی زن‌ها و آدم‌ها قوی نیستن؛ اتفاقاً هر آدمی یه‌جوری قویه و برای زندگیش می‌جنگه. اما زن‌های این سرزمین، به‌طرز عجیبی اسطوره‌ی صبر، استقامت و شجاعتن؛ زن‌هایی که با وجود تمام سختی‌ها، هنوز ایستادن و ادامه می‌دن.

گاهی فراموش می‌کنیم که زندگی، مجموعه‌ای از اتفاقاتِ جدا از هم نیست؛ تمام نقطه‌هایش، به شکلی نامرئی به یکدیگر وصل‌اند… یک فکر، می‌تواند رفتاری را بسازد؛ یک رفتار، رابطه‌ای را شکل دهد؛ یک رابطه، پیشنهادی را وارد زندگی‌مان کند؛ یک پیشنهاد، مسیرمان را تغییر دهد؛ و یک تغییر کوچک در مسیر، آدمِ دیگری از ما بسازد… شاید چیزی که امروز تنها یک تغییر کوچک به نظر می‌رسد، فردا آغازِ تمام چیزی باشد که زندگی‌مان را تغییر داده است. — هَسْتی‌ـشِناسی

3:33

مدتی‌ست احساس می‌کنم بعضی احساس‌ها دیگر در «ممنونم» جا نمی‌شوند. وقتی کسی چیزی را که ساخته‌ام می‌بیند، وقتی از میان تمام چیزهایی که می‌توانست ببیند، آن چیزی را می‌بیند که برای من معنا داشته، دلم نمی‌خواهد فقط بگویم «ممنونم». چون «ممنونم» برای این حجم از شوق، کلمه‌ی کوچکی‌ست. گاهی دلم می‌خواهد کلمه‌ای داشته باشم که بگوید: «دیدنت، مرا خوشحال کرد.» نه فقط از اینکه دیدی، از اینکه واقعاً دیدی... — هَسْتی‌ـشِناسی

Repost from «پیچک🌀»
چالش حمایتی این پیام +یکی از طرح های مورد علاقه تون رو فور بزنید و هنرتون رو مشخص کنید فور بزنم
پی نوشت:شمال هر هنری 🎉 فردا میزارمش محدودیت:خط میزنم
خواستید نظرم رو هم میگم

ولی یه شب وقتی که بارون می‌بارید از خونه می‌زنم بیرون و تا صبح تو خیابون قدم می‌زنم.

Repost from دومآن.
photo content

🦇 این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون، تا منم توی فولدر قرارتون بدم و جذب داشته باشید.
۱۰۰ تا چنل بیشتر پذیرا نیستیم زود میذارم.

Repost from غزل هستم.
این پیام و فوروارد کنید و من قشنگ ترین پستتون از نظر خودم رو فور کنم اینجا🎗 (میخوام چنل های جدید پیدا کنم و جوین شم)
لطفا محتوا داشته باشید.

📖🕯🌟
📖🕯🌟