هَسْتیـشِناسی
الذهاب إلى القناة على Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
302
المشتركون
+324 ساعات
+47 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
و مسئله اینه که هر چیزی که یه زمانی نجاتت داده، میتونه با گذشت زمان به عاملِ آسیب دیدنت تبدیل بشه.
ما فکر میکنیم واقعاً انتخاب میکنیم؛ یعنی فکر میکنیم انتخابهامون واقعاً چیزیه که به سلیقهمون، منطقمون و حتی سرنوشتمون تعلق داره. مثلاً فکر میکنیم خیلی خوشسلیقهایم، خیلی خاصپسندیم، خیلی متفکریم یا چیزی توی همین مایهها.
ولی در اصل، در بیشتر اوقات، ما انتخاب نمیکنیم؛ بلکه سیستمی که از خیلی وقت پیش در ذهنمون داره کار میکنه، انتخاب میکنه.
حتی در کوچکترین چیزها. مثلاً وقتی یک کاراکتر از یک سریال یا فیلم، شخصیت موردعلاقهمونه، لزوماً به این معنا نیست که صرفاً دوست داریم شبیهش باشیم یا از نظر ما خوشتیپ، جذاب، جالب و دوستداشتنیه. ماجرا میتونه خیلی عمیقتر، یا حتی خیلی دارکتر از این حرفها باشه.
شاید هیچوقت متوجه نشیم که انتخابهامون دارن دربارهی طرحهای فکری و ذهنیمون، ترجیحهامون و سازوکار پنهان ضمیر ناخودآگاهمون حرف میزنن.
در واقع، پیش از اونکه ما دچار توهمِ انتخاب کردن بشیم، چیزی در پسزمینه داره تصمیمهامون رو شکل میده؛ سیستمی که حتی خیلی از ماها از وجودش آگاه نیستیم.
— هَسْتیـشِناسی
Repost from Pantea’s Dump🧺🐇
خیلیها حساس بودن رو یه نقطهضعف میدونن؛ از نظرشون این که زیادی احساساتیای، زیادی تحتتاثیر قرار میگیری و چیزها رو عمیقتر از حد معمول احساس میکنی، چیز بدیه.
اما این حساسیت، در واقع، مثل یه آنتنه؛ همون چیزیه که باعث میشه یه قطعه موسیقی عمیقا تکونت بده، یه منظره زیبا قلبت رو زیر و رو کنه یا نگاه یه سگ یا گربه اونقدر تحتتاثیرت قرار بده که نتونی بهسادگی از کنارش بگذری.
احساسات خیلیها با گذشت زمان کند و خاموش شدن، اما مال تو هنوز کار میکنه. هنوز چیزهایی رو دریافت میکنی که شاید خیلیها دیگه حتی متوجهشون هم نشن.
پس بابت داشتن تنها ابزاری که بهت اجازه میده دنیا رو اینقدر عمیق احساس کنی، احساس شرمندگی نکن.
Repost from هَسْتیـشِناسی
لِسینگ می گوید:
گاهی رخداد هایی باعث می شوند که شما عقل و منطق خود را ازدست بدهید.وگرنه هیچ دلیلی برای ازدست دادن آن ندارید.
واکنش غیر طبیعی در مقابل شرایط غیر طبیعی،رفتاری طبیعی است.
"انسان در جست و جوی معنا"
قبول ندارم
گاهی باید عاقلانه رفتار کرد
وقتی تو جامعه زندگی میکنی
همیشه همه چیز نمیتونه و یا نباید به نفع سلامت روان باشه ....🙂🙏
گاهی عاقل بودن و عاقلانه رفتار کردن معنیش از دست دادن سلامت روان نیست حتی!
از خود پرسیدم اگر قادر شوم آنچه ناپسند میبینم را از نگاهی فارغ از آنچه تاکنون داشتم ببینم چه؟
با دیدگانی متمایز و از جهانی دیگر.
و پاسخ حیرتآور بود.
نهتنها قادر شدم زیبایی را در میان آنچه زشت میپنداشتم ببینم، بلکه لحظهای من پشت تمام آنچه تاکنون آموخته بودم ایستادم.
جایی خارج از دایره.
جایی که مرز میان صحیح و غلط مبهم میشود و سیاه و سفید از یکدیگر جدا نیستند.
نقطهی میان مرگ و تولد و عریان شدنِ توهم جدایی.
— هَسْتیـشِناسی
Repost from N/a
کمبود عاطفی، تشنگی روحی است که در جست و جوی باران تقلا میکند. اما بیحسی عاطفی، زمینی است که باران میبارد و دیگر به یاد نمیاورد چگونه سرسبز شود. یکی در حسرت باران کویر وجودش را موشکافی میکند، دیگری زیر باران ایستاده اما بهار را از یاد برده است.
♱ ──┈ 𝙱𝚒𝚘𝚐𝚛𝚊𝚙𝚑𝚢 ┈── ♱
Repost from `°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
غمِ عمیق، آدم را از زندگی بازمیدارد؛ به خودت میآیی و میبینی دیگر مثل گذشته کتاب نمیخوانی، با آدمها ارتباط نمیگیری و از چیزهایی که روزی به تو جان میدادند، فاصله گرفتهای. هنوز حضور داری، اما تمامِ توانت صرفِ دوام آوردن میشود؛ چنان درگیرِ بقا میشوی که فراموش میکنی زندگی، چیزی فراتر از زنده ماندن است.
در میان الهههای یونان، دختری بود به نام پرسفونه؛ دختر دیمیتر، الههی باروری و رویش زمین.
روزی هادس، فرمانروای جهان زیرین، او را با خود به سرزمین تاریکی برد. مادرش در اندوه ناپدیدشدن دخترش، زمین را از باروری محروم کرد تا سرانجام خدایان برای بازگشت پرسفونه مداخله کردند.
اما پرسفونه در جهان زیرین دانههای انار خورده بود و دیگر نمیتوانست برای همیشه از آنجا رهایی یابد. قرار شد بخشی از سال را در کنار مادرش و بخشی را در قلمرو مردگان بگذراند.
و اینگونه، دختری که روزی از روشنایی ربوده شده بود، به ملکهی جهان زیرین بدل شد؛ ملکهای که نامش از آن پس با رازِ همنشینیِ بهار و مرگ، گل و تاریکی گره خورد.
#اساطیر_یونان
Aslında ben de isterim
Emeklemeden koşmayı
Güzel elbiselerle
Makyaj yapıp dolaşmayı
Aslında ben de isterim
Düşünmeden konuşmayı
Küçük bir oyun içinde
Önemli kişi olmayı
