هَسْتیـشِناسی
الذهاب إلى القناة على Telegram
جایی برای جستوجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
299
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from اُتاقِآبی.
گویی تمام گرههای کور دور گلویم، یکی پس از دیگری باز شدند. هر آنچه که مرا به زمین میدوخت و سنگینی میکرد، حالا در حالِ گذشتن از کنارم است. من، این وزنهای اضافی را به زمین سپردم؛ نه از روی شکست، که برای دوباره نفس کشیدن. حالا، در این سبکشدن بیانتها، تازه فهمیدهام که چقدر بزرگتر از آن شکلی هستم که در میان آن همه بار، تصور میکردم.
Repost from خونه شماره ۸
زود اعتماد کردی؟ فدای سرت. دیر فهمیدی؟ فدای سرت. اشتباه کردی؟ فدای سرت. خراب کردی؟ فدای سرت. از پسش برنیومدی؟ فدای سرت. نشد؟ فدای سرت.
Repost from le vent nous portera
تو بگو حس میکردیم زندهایم، مگر نه؟ نه همیشه اما گاهی حسش میکردیم، مگر نه؟
Repost from N꩜VA
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم؟...
فروغ فرخزاد
