مُطاٰب؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
170
المشتركون
-124 ساعات
-47 أيام
-2730 أيام
أرشيف المشاركات
171
من دویدم سمت تو چشمان
تو راهی نداشت انقدر دیوانه بودم
پای من کفشی ندشت میدویدم در نگاهت
بی مهابا میروی جان من
حالا چرا بی ما به یغما میروی؟
دلبرم بی ادعا گفتی نیا گفتم چرا؟
گفتی اخر عشق را پایان
خوش تعبیر نیست راست میگفتی
دلت در بند یک بیگانه بود
اشناها را به سان عشق خوش تعبیر نیست...🌱
171
خطاب به همانی که نیست:
تو موهات مشکی باشه، مشکی قشنگه.
تو لاغر باشی، لاغر بودن قشنگه.
تو بخندی، خنده قشنگه.
هر حرفی بزنی، اون حرف قشنگه.
هر لباسی بپوشی، همون لباسا قشنگ میشن.
چیزای زشتو بپسندی، دقیقا همون چیزا زیبا میشن.
می بینی؟ همه چیز وقتی مربوط به توئه قشنگه.
تو تنها معیار زیبایی برای منی.
171
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد؛
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد؛
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد؛
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد؛
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر؛ دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد؛
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد؛
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد؛
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد؛
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد؛
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد؛
171
ولی خفنترین قسمت سجده اینه که
تو در گوش زمین
پچ پچ میکنی ؛ اما
تو آسمون صدات رو میشنون؛...
