𝙀 𝙂 𝙊 !
الذهاب إلى القناة على Telegram
04:00؛ این چنل دفتر خاطرات منه. شایدم یه نامهی خودکشی طولانی. https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-425126-bkMVabL ناشناس؛
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
684
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-157 أيام
+2730 أيام
أرشيف المشاركات
684
من با واژهها نفس میکشم ؛ با کتابها زندگی میکنم و در میانِ مشغلههای کاری و درسیام ، گوشهچشمی هم به قلمفرسایی دارم .
روحم پر از شوق است و درونم پر از شورِ کشف .
اما مادر . . او در جستجویِ چیزِ دیگریست .
برای او «خوشبختی» در قابِ چادرِ سفیدِ دخترِ همسایه خلاصه میشود .
او نمیبیند که من در هزارتویِ شعر و اندیشه ، دنبالِ رهاییام .
برای او «زنِ موفق» کسی است که به سادگی در چارچوبهای سنتی بنشیند ، نه کسی که هر روز با کلمات ، جهانی تازه بنا میکند .
مادرم، نگاهش به پنجرهی همسایه است و من ، نگاهم به افقِ اندیشههای خودم ؛ و این بزرگترین شکافِ خانهی ماست . .
_تبسم
684
خوبه که با رفتارتون ثابت میکنید، لیاقت ندارید رفتارای خوبمو ندارید،منم دیگه نمیشینم نگاهتون کنم یجوری تغییر میکنم که بفهمید،همیشه خوب بودن جزو رفتارای من نیست.
684
دلم برای گذشتهام تنگ شده…
برای روزهایی که سادهتر میگذشتند، برای آدمهایی که بودن و حالا فقط خاطرهشون مونده.
کاش میشد یه بار دیگه برگردیم؛ نه برای عوض کردن چیزی، فقط برای اینکه دوباره کنارشون نفس بکشیم.
کاش آدمهایی که یه روز پشتم بودن، امروز هم اینجا بودن… پیشرفتم رو میدیدن، بهم میگفتن «میتونی»، مثل قبل بهم روحیه میدادن.
بعضی وقتها آدم هرچقدر هم جلو بره، باز دلش برای همون روزها و همون آدمها میلرزه.
چقدر میشه گفت «کاش»؟
کاش زمان کمی مهربونتر بود…
کاش بعضی رفتنها اتفاق نمیافتاد…
کاش میشد چند دقیقه به گذشته سر زد.
دلتنگم… بدجور دلتنگ.
دلتنگ روزهایی که دیگه برنمیگردن و آدمهایی که جاشون همیشه توی دلم خالیه ،
684
من اگه به کسی چندبار فرصت دادم تو زندگیم هیچ موقع از روی بخشندگی یا ضعفم نبوده، بلکه فرصت دادم که بعد ها خودم حسرت هیچ چیزی رونخورم تهش بگم همه راه ها رو با این آدم رفتم و نشد، پس اگه یه روز گذاشتمت کنار بدون دیگه مسئله بخشش نیست من صرفا دیگه هیچ راه و مسیری با تو نمیبینم...
