230
المشتركون
-224 ساعات
-247 أيام
-4930 أيام
أرشيف المشاركات
230
اینجاست که ترسناک تر میشه، آدمی که سال ها یه نقش رو بازی میکنه و کم کم مرز بین نقش و واقعیت رو تشخیص نمیده؛ کسی که اونقدر خودش رو تو قالب آدم خوب داستان، آدم فداکار یا آدم همیشه حق به جانب جا داده که دیگه نمیتونه احتمال بده شاید تو بعضی از داستانا، خودش شخصیت منفیه باشه.
230
اینجاست که ترسناک تر میشه، آدمی که سال ها یه نقش رو بازی میکنه و کم کم مرز بین نقش و واقعیت رو تشخیص نمیده؛ کسی که اونقدر خودش رو تو قالب آدم خوب داستان، آدم فداکار یا آدم همیشه حق به جانب جا داده که دیگه نمیتونه احتمال بده شاید تو بعضی از داستانا، خودش شخصیت منفیه باشه.
230
اما مسئله فقط دروغ گفتن نیست. دروغگو دست کم میدونه یه حقیقتی وجود داره که داره پنهونش میکنه. ولی آدمی که نقاب زده میتونه ته کصافت باشه یه چیزی فراتر از دروغگو.
230
بعضی وقتا حتی از احساساتشون هم به عنوان ابزار برای حفظ این تصویر استفاده میکنن؛ و این فاجعه های بزرگی و میسازه و اینجاست که آدما دیگه اعتماد نمیکنن، عذرخواهی میکنن، اما نه اونقدر که مجبور بشن مسئولیت واقعی رفتارشون رو بپذیرن.
230
اونا یاد میگیرن کجا بخندن، کجا سکوت کنن، چه چیزی بگن و چه چیزی رو حتی به ذهنشون راه ندن. قشنگ میدونن چه رفتاری تحسین میشه و چه رفتاری تصویر بی نقصشون رو خدشه دار میکنه.
230
و بله چه تناقض عجیبیه؛ آدمایی که تمام عمرشون رو صرف میکنن تا بقیه اونا رو بشناسن، ولی تو تمام این مدت، سختترین کار ممکن براشون این بوده که اجازه ندن کسی خود واقعیشون رو ببینه، منزجر کنندست.
230
هرکدوم به یه شکلی خودشون رو پشت تصویری که برای پذیرفته شدن ساخته ان پنهون میکنن؛ تصویری که شاید اول فقط یه انتخاب به ظاهر عاقلانه بوده باشه، ولی به مرور به تنها هویتی تبدیل میشه که جرئت زندگی کردن باهاش رو دارن.
