𝑴𝒚 𝑷𝒂𝒊𝒏🤍
الذهاب إلى القناة على Telegram
275
المشتركون
-324 ساعات
-57 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
275
از لحاظ روحی به یکی نیاز دارم که بهم بگه میدونم داره بهت سخت میگذره و میدونم خنده هات از ته دل نیستن ولی بدون من همیشه کنارتم تو هر شرایطی.
275
https://t.me/Benim_yaram_4_18/3975
نزدیک صبحه ولی شبتون خوش
(دیدم هر شب، شب بخیر میگی ولی ما بی جواب میذاریم😅😂)
275
دلم میخواد اینبار که یکی(پسر) زنگ زد و دروغکی گفت سلام گوشی خانم فلانی؟
بگم آره خودشم زر بزن بینم چی میخواستی بگی.
بعد که افتاد به تته پته.
بگم خر خودتی.
از همینجا هم میگم خر خودتی فهمیدی؟
خر خودتی!
275
حال این روزام میشه تو همین شعر ابتهاج خلاصه کرد:
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد!
275
ولی هرکاری که میکردم هیچ چیزی نبود که بخوام برم تو خودم و عمیقا بهش فکرکنم.
الان بزرگ شدم ، ساعت ها به یک نقطه خیره میشم ، فکرمیکنم و هرکاری که میکنم از این حالت در نمیام و نجات پیدا نمیکنم ، اینکه به چی فکرمیکنم رو نمیدونم ، موضوع فکرهام مهم نیست.
این همه پیچیدگی و پرش افکار و هزار و یک چیز دیگه بنظرم مهم تره ، اینکه چیشد که به این نقطه رسیدم و چه اتفاقی افتاد که میتونم ساعت ها تمرکز کنم روی موضوعی که اصلا اهمیتی نداره یا اتفاقی که هنوز نیوفتاده ، اتفاقاتی که نمیدونم که اگه واقعا اتفاق بیوفتن چقدر میتونن سخت و تلخ باشن.
275
یادمه بچه که بودم خودمو مجبور میکردم که به یک نقطه خیره بشم و تظاهر کنم که رفتم تو فکر و حواسم به اطرافم نیست ، احساس میکردم اینطوری که ادای بزرگتر هارو دربیارم یعنی واقعا بزرگ شدم،
275
تاحالا شده توی یک جمعی باشی که همه دارن باهم خوش و بش میکنن و اکیپ تشکیل دادن و باهم برنامه میچینن ولی تو فقط یه گوشه نشستی و از دور بهشون نگاه میکنی چون حس میکنی متعلق به اون جمع نیستی ؟
من با این حس زندگی کردم و میکنم.
275
اسم نمیاورم اما دختری با چشمان قهوه ای که در آینه به من خیره شده است عجیب هوای گریه دارد :)
275
از یه جایی به بعد یه جوری نسبت به همه سرد و بی تفاوت میشی که خودتم کلافه میشی
این سردی نتیجه همه ی گرم بودن هایی بود که نادیده گرفته شد..!
275
اونی که همیشه امیدوار کننده ترین حرف ها رو بهتون میزنه،خودش تموم راه ها رو رفته و از همه ناامیدتره.
