ar
Feedback
بابونه

بابونه

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
240
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران گناه کیست که من با توام، تو با دگران اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن به جست‌وجوی تو در چشم خلق خیره شدم غریبه‌اند برایم تمام رهگذران نهان چگونه نگه‌دارمت ز چشم رقیب چقدر راهزن اینجاست بین همسفران عجب ز عشق که هرکس حکایتی دارد از این گذازه‌ی آتشفشانِ در فوران خموش باش که با دیگران نمی‌گویند رموز تجربه‌‌ی وحی را پیامبران #فاضل_نظری

چگونه صبح خواهم کرد، دور از تو شب خود را چطور این‌بار از پُل بگذرانم مَرکب خود را سخن گفتن چه دشوار است در این ورطه‌ی غمگین برایم تار و سوزن ده، که می‌دوزم لب خود را مرا طفلی تصور کن که چیزی را نمی‌فهمد- فقط با گریه‌ی خود می‌رساند مطلب خود را به پندی یا حدیث و آیتی، چیزی چه می‌دانم! قناعت می‌دهم آخر دلِ لامذهب خود را تو را وقتی که می‌بینم، دلم در لرزه می‌افتد دوچندان می‌نمایم ذکرِ «یا رب یا ربِ» خود را هیمه

آرزو هایم شبیه تو قشنگ و کوچک اند آرزو دارم هوا ابری و بارانی شود #بهرام_هیمه

فارغ شدم به فکرِ تو از فکرِ روزگار... واعظ قزوینی
فارغ شدم به فکرِ تو از فکرِ روزگار... واعظ قزوینی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد ﷺ 🌿🌻
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّد ﷺ 🌿🌻

Repost from [.Aviothic.]
«در دنیایی دیگر، حتی اگر گلوله‌ای بودی در لوله‌ی تفنگ؛ به سمتم بیا ...»

کنار آمدن با بعضی چیزها سخت است عزیزِ من. مثل کنار آمدن با این موضوع که می‌دانی قرار نیست دیگر احساساتِ خوبی که قبلا تجربه کرده‌ای را دوباره تجربه کنی.

#محمود درویش

لَیتَنی حَجَرٌ لاأحِنُّ إلی أیِّ شیءٍ... کاش سنگ بودم دلم برای هیچ‌چیز تنگ نمی‌شد... #محمود_درویش

امروز خودم را به پارک خلوتی بردم. و وقتی حواسش نبود، رهایش کردم. چیزی که تو رهایش کنی، رها کردنی ست. مصطفا موسوی :)

من به اندازه زیبایی تو غمگینم! #حمید_مصدق

تو به اندازه ی غم هایی که پنهان می‌کنی؛ زیبایی.

هنوز منتظری تا زمانه با تو بسازد چه انتظار بعیدی، چه آرزوی محالی #محمد_شریف

چقدر حرفِ دل..

«از کی اینقدر بی‌كس شدم؟ من چرا این‌قدر عصبانی هستم؟ چرا مرده‌هایمان فردا دوباره به زندگی ما برنمی‌گردند؟ چرا همه آن‌هایی که ترک‌مان کردند آخر هفته نمی‌آیند سری بزنند؟ چرا باران این‌قدر کم می‌بارد؟» • دریابند / نامه به عزالدین

یک تن نیافتیم که فهمد زبانِ ما هم‌شهری‌اند مردم و ما در میان غریب _واعظ قزوینی•

تک درختم، روئیده در کویر، خسته، اما ایستاده در برابر باد. همنشین ماسه‌های داغ، همسایه‌ی ستاره‌های شب، و همدم با سکوت. برگ‌های
تک درختم، روئیده در کویر، خسته، اما ایستاده در برابر باد. همنشین ماسه‌های داغ، همسایه‌ی ستاره‌های شب، و همدم با سکوت. برگ‌هایم گرچه به یغما رفته‌اند در پاییز، اما در یاد توست، ریشه‌ام. روزی دوباره سبز خواهم شد. من به آفتاب مهربان دست‌هایت، ایمان دارم ...

از لشكر صبرم علمي بيش نمانده... _مولانا :)

خزان به لطفِ تو، چشم و چراغِ پاییز است #حسین‌_منزوی

‏ماذا إن سألك اللّه عن حزني؟ اگر خدا راجع به اندوه من از تو سؤال کرد، چه؟! #عربیات
‏ماذا إن سألك اللّه عن حزني؟ اگر خدا راجع به اندوه من از تو سؤال کرد، چه؟! #عربیات