بابونه
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
240
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
240
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران
گناه کیست که من با توام، تو با دگران
اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است
جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن
به جستوجوی تو در چشم خلق خیره شدم
غریبهاند برایم تمام رهگذران
نهان چگونه نگهدارمت ز چشم رقیب
چقدر راهزن اینجاست بین همسفران
عجب ز عشق که هرکس حکایتی دارد
از این گذازهی آتشفشانِ در فوران
خموش باش که با دیگران نمیگویند
رموز تجربهی وحی را پیامبران
#فاضل_نظری
240
Repost from بهرام هیمه
چگونه صبح خواهم کرد، دور از تو شب خود را
چطور اینبار از پُل بگذرانم مَرکب خود را
سخن گفتن چه دشوار است در این ورطهی غمگین
برایم تار و سوزن ده، که میدوزم لب خود را
مرا طفلی تصور کن که چیزی را نمیفهمد-
فقط با گریهی خود میرساند مطلب خود را
به پندی یا حدیث و آیتی، چیزی چه میدانم!
قناعت میدهم آخر دلِ لامذهب خود را
تو را وقتی که میبینم، دلم در لرزه میافتد
دوچندان مینمایم ذکرِ «یا رب یا ربِ» خود را
هیمه
240
Repost from آفتاب پرست🌻
آرزو هایم شبیه تو قشنگ و کوچک اند
آرزو دارم هوا ابری و بارانی شود
#بهرام_هیمه
240
کنار آمدن با بعضی چیزها سخت است عزیزِ من.
مثل کنار آمدن با این موضوع که میدانی قرار نیست دیگر احساساتِ خوبی که قبلا تجربه کردهای را دوباره تجربه کنی.
240
لَیتَنی حَجَرٌ لاأحِنُّ إلی أیِّ شیءٍ...
کاش سنگ بودم
دلم برای هیچچیز
تنگ نمیشد...
#محمود_درویش
240
امروز خودم را به پارک خلوتی بردم.
و وقتی حواسش نبود، رهایش کردم.
چیزی که تو رهایش کنی، رها کردنی ست.
مصطفا موسوی
:)
240
«از کی اینقدر بیكس شدم؟ من چرا اینقدر عصبانی هستم؟ چرا مردههایمان فردا دوباره به زندگی ما برنمیگردند؟ چرا همه آنهایی که ترکمان کردند آخر هفته نمیآیند سری بزنند؟
چرا باران اینقدر کم میبارد؟»
• دریابند / نامه به عزالدین
240
تک درختم، روئیده در کویر، خسته، اما ایستاده در برابر باد. همنشین ماسههای داغ، همسایهی ستارههای شب، و همدم با سکوت. برگهایم گرچه به یغما رفتهاند در پاییز، اما در یاد توست، ریشهام. روزی دوباره سبز خواهم شد. من به آفتاب مهربان دستهایت، ایمان دارم ...
