بابونه
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
256
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
256
Repost from نقطهچینهای سرم
با هر نفسی ادامه دارد دنیا
بینِ قفسی ادامه دارد دنیا
هرچند تمامِ هستیات دود شده
با یادِ کسی ادامه دارد دنیا
سهراب_سوشیان
256
Repost from از فرزندانِ سرگردانِ آدم
تو بر نمیگردی
و این غمگین ترین شعر جهان است
که ترجمه نمیشود
یعنی تو را
به هیچ زبانی
نمی توان برگرداند...
مینا آقازاده
256
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کم رنگ
زندگی باید کرد
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد
گاه با سایه ابری سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید رویید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم
روزگارت آرام
سهراب سپهری
256
«و گاهی اوقات اگر گریه نکنیم، ممکن است به بهای از دست دادن جانمان تمام شود.»
ژوزه ساراماگو
256
برای همهی ما
همهی روز ها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را به هیچکس نگفتهایم..
-محمدرضا عبدالملکیان
256
دیروز وقتی کسی در حضور من، اسم تو را بلند گفت، طوری شدم که انگار گل رُزی از پنجره ی باز به اتاق پرت شده باشد..
256
رأيتها في المنام...
ثم ماذا؟
ثم تمنيت أن يحلّ بي ما حل بأهل الكهف...
در خواب دیدمش.
سپس چه شد؟
آرزو کردم همان اتفاقی که برای اصحاب کهف افتاد، برای من هم رخ دهد.
#عربیات
256
در لحظهای خاص از درد، هیچکس نمیتواند کاری برای آدمی انجام دهد.
رنج همیشه تنهاست.
#آلبر_کامو
256
بیا ای دل که راهِ خویش گیریم
رهِ شهری دگر در پیش گیریم
بیا ای دل که منزل درنَوَردیم
به زیرِ چنبرِ دیگر بگردیم
گرفته خاطرستم بی نهایت
بیا ای دل رویم از این ولایت
ز حالِ خویش با دشتی بموییم
ز دردِ خویش با کوهی بگوییم
نمازِ غصّه با سروی گزاریم
صدایِ غم به دریایی سپاریم
بیا ای دل سفر در کار بندیم
سویِ مُلکِ غریبی بار بندیم
فرود آییم در فریادگاهی
گلایه سر کنیم و اشک و آهی
بیا ای دل که با اندازِ تازه
غم خود را کنیم آغازِ تازه
به کنجی رفته آتش برفروزیم
تمامِ آرزوها را بسوزیم
ز دستِ آرزوها خسته ام دل
ز دستِ آرزو بشکسته ام دل
بیا ای دل به پاسِ همنوایی
به پاسِ صبح و شامِ آشنایی
افق هایِ عزیزی را بتازیم
غروبی را از آنِ خویش سازیم
نه جانی بی قرارِ ماست این جا
نه چشمی انتظارِ ماست این جا
بیا ای دل نه گریه کن نه زاری
به لبخندی وداعی کن ز یاری
قهار عاصی
256
در پایان نامه نوشت؛
زندگی کردن برای آدمهایی که زیادی به همه چیز اهمیت میدهند، سختتر است.
256
Repost from بهرام هیمه
حال و روزم را نپرس، این روزها بیحالی است
جای تو مثل همیشه در کنارم خالی است
حس یک زندانی دلتنگ را دارم فقط
هر طرف که میروم در پیش رویم جالی است
برف میبارد نمیبارد چه فرقی میکند
سالها شد این وطن بیگانه با خوشحالی است
خانه تنها چاردیواری غرقِ در سکوت
شهر هم یک شهر در خود رفتهی اشغالی است
من به دنبال دلیلیام برای گریهام
خاطر تو گریه کردن یک دلیل عالی است
رویهمرفته سیاه و بیشمار و پیچپیچ
زندگی من شبیه موی تو جنجالی است
هیمه
