نوشدارو
الذهاب إلى القناة على Telegram
از نشان و نامِ من دیگر چه جویا می شوی؟ شاعرِ شهرم، دلِ دیوانه را گُم کرده ام...
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
204
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
204
کوزهی سفالین که پنجاه بار بر سنگلاخ زد و نشکست، بر ریگِ نرم افتاد و بشکست. عجب است! قصه این است که آن کوزه منم.
شمس تبریزی
204
یا گرمى یک بوسه به پیشانى من باش
یا علت یک عمر پریشانى من باش
با فاصلهاى امن که آسیب نبینى
بنشین و فقط شاهد ویرانى من باش
204
شهریار خیلی قشنگ میگه 😍
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
204
الان دقیقا اونجاییم که نقی معمولی یه نگاه به آسمون کرد و گفت: خدایا تو با من مسئله داری ؟!
204
روزی در تاریخ مینویسند:
درد آنقدر گسترده بود
که اشک ها نمیدانستند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخم ایران فروبریزند...💔🚶🏻
204
هرچه گلهای بهاری ناز بفروشند به صبح ؛
باز ، عطرِ خندههای تو بهار دیگری ست ...
صبح بخیر 🌞🌻
