ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

the ophelia urge to go insane.

the ophelia urge to go insane.

الذهاب إلى القناة على Telegram

🪔 women, life, freedom. t.me/HidenChat_Bot?start=1876171714

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
546
المشتركون
-124 ساعات
+217 أيام
+6830 أيام
أرشيف المشاركات
1_1_Robbie_Devine_Young_and_Beautiful_Orchestral_Cover_12.mp34.25 MB

انقدر حس سورئالی دارم الان که واقعا لالم دیگه.

i’m literally speechless right now.
i’m literally speechless right now.

:)))))))))))))))))))))

درست ده دیقه خوابیدم، و تو ده دیقه دیدمش.

باورم نمی‌شه. خیلی ناراحت و کلافه بودم از درس‌هام، و اومدم یکم بگیرم بخوابم و خواب دیدم توی یک قایق وسط یک رودخونه‌ خیلی بزرگیم که از وسط جنگل رد می‌شه، انقدر زیبا و واقعی بود همه‌چیز که داشتم روانمو از دست می‌دادم، بعد یهو برف شروع به باریدن کرد…. رفته رفته مسیر آب باریک شد تاجایی که رسید به جاهایی که آب یخ بسته بود و نمی‌شد با قایع جلو رفت. بعدش رسید به دره. اینجاهارو پیاده داشتم می‌رفتم، از لب دره با پهنای خیلی نازک و ترسناک داشتم رد می‌شدم، همه‌جا هم سرد و یخ بود و انگار هرلحظه ممکن بود با اون تیکه یخ‌هایی که میوفتادن ته دره منم بیوفتم. اما رفتم و رفتم تهش رسیدم به یه آبشاری که، انقدر انقدر انقدر زیباییش نفس‌گیر بود حتی تو خوابم نفسم گرفت مطمعنم. :))))))))))) روحم رو حس کردم که رفت و برگشت اونجا. باورم نمی‌شه اینقدر واقعی بود. و این انقدر یک نشونه بزرگی بود واسم که الان ممکنه پرواز کنم از خوشحالی.

— زندگی. چند لحظه زندگی کردم. بعد از مدت‌ها. نسیمی که از پنجره اتاقم اومد داخل و جریان حیات رو دوباره توی اتاقم زنده کرد. بوی خاک لمس شده با قطرات بارون، ماشین هایی که از خیابون‌های خیس رد می‌شن، عکس‌های روی دیوارم که با هر بادی که میاد باهاش می‌رقصن، رعد و برق، آخ. بخش نادوست‌داشتنی‌اش اینجاست که باید بگم منی که یک دنیا درس داره و جزوه موسیقی شرق.

let me. let me. let me.

with every piece of my heart, and the depth of my soul; oh please please please.

1_7_The_Smiths_Please,_Please,_Please,_Let_Me_Get_What_I_Wan.mp34.52 MB

این روزها روز هایی‌ان که امیدوارم وقتی بعداها بهشون فکر می‌کنم نگم «کاش بیشتر تلاش می‌کردم»

photo content
+2

Le vecchie fotografie hanno un modo strano di fermare il tempo. ci ricordano che tutto cambia,eppure riescono a conservare per sempre un sorriso,uno sguardo o una luce che non torneranno più.

slow down you're doing fine, you can't be everything you want to be before your time.

photo content

گاهی یادم میره چقدر عاشق در لحظه زنده بودنم. گاهی انقدر درگیر آینده می‌شم که یادم میره هممون توی لحظه‌ایم، همین الان، اینجاییم. وجود داریم. لحظات خیلی کوتاه‌ان و زود از دست در میرن، ولی می‌خوام چنگشون بزنم و بچسبم، تا خودمو بهشون بسته نگه دارم.

— the girl with a pearl earring 2003
— the girl with a pearl earring 2003

just turned eighteen.

18 Anarbor.mp32.43 MB

“فرآیند نگاه کردنِ به چیزی است که آن را زیبا می‌کند. طراحی کردن باعث می‌شود چیزهارا واضح و واضح‌تر ببینی، تا جایی که چشمانت درد بگیرد. و آدم‌ها نگاه می‌کنند، اما نمی‌بینند” — دیویدهاکنی