-مرگ در میان[اَبر]ها-
الذهاب إلى القناة على Telegram
عچلوفسکی،همصحبتگربههایسیاه.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
526
المشتركون
+624 ساعات
-117 أيام
-5730 أيام
أرشيف المشاركات
دلم میخواد یه روزی برسه که ذهنم از همهی این فکر ها خالی باشه.
روزی که بخاطر نشدنها گریه نکنم،نبودنِ کسی آزارم نده،از کم آوردن ها حس شرمندگی نداشته باشم و هر شب نگران آیندهای نباشم که هنوز حتی نرسیده.
فقط ذهنم آروم باشه.
Repost from از اینجا که منم.
چطور میتوان برای کسی که قصد ماندن ندارد، از عشق و دوست داشتن گفت؟ عزیزم، کسی که تو را بخواهد، در تردید و سردرگمی رهایت نمیکند.
بعضی روزا که تموم میشه و شب بهش فکر میکنم میبینم تنها کاری که کردم منتظر بودن بود.
Repost from پلان ۲۷
عاشق اینم به آدمها کمک کنم. عاشق آدمهایی هستم که میذارن من اونی باشم که بهشون کمک میکنه. دوستدارم بهت کمک فکری بدم، دوستدارم راهنماییت کنم، دوستدارم دردی ازت دوا کنم، دوستدارم به کارت بیام و مفید باشم. یه وقتی دلم میخواد بقیه هم بفهمن چیزی که بهشون یاد میدم چقدر مهم و ارزشمنده، دوستدارم بفهمن این توصیه و نصیحت از دل دردهای خود میاد؛ ولی قدم گذاشتم تو مسیرِ خورشید شدن. بتابم بیاونکه مهم باشه کسی قدر نور رو فهمیده یا نه.
