silent star.
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
207
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
207
Repost from 20:10
از یه جایی به بعد انگار دیگه حوصله گرفتن وایب منفی از آدمای دورتو نداری، دیگه به این فکر نمیکنی طرفو چند ساله میشناسی، دور میشی و عموماً محکوم میشی به اینکه تو دیگه اون آدم قبل نیستی، و درستم میگن، نیستی.
207
ناگهان معلم پرسید: اصلا درس خوندی؟ که این خیلی عجیب بود چون من اون شب تا صبح بیدار مونده بودم تا درست درس بخونم ولی بخاطر استرس همشو یادم رفت.
207
Repost from N/a
دست خطم انقد خوبه بعد امتحان معلم بجای تصحیح باید ببره پیش دعا نویس که باطلش کنه
207
آنچه باقی مانده از من در اختیار تو
چون من مردهام در دل تو
زار زدم آن شبی که ترک کردی خانه امنت را
گر نبینی دگر دل باختن همچو من ای یار
-اژدر🫶🏻✨️🎀
207
اون میگفت منو نادیده میگیری و خب این خیلی عجیبه.. چون من همیشه به بند کفشهاش دقت میکردم باز نباشن، دقت میکردم لباسش کثیف باشه تمیزش کنم، موهاش نامرتب باشه مرتبشون کنم، اگه زخمی روی بدنش ببینم توی کیفش چسب زخم بزارم....
207
Repost from N/a
به من یک کتاب هدیه بده؛ کتاب مورد علاقهی خودت رو. زیر اون قسمتهایی که باعث میشه احساساتت زنده بشه خط بکش. کنار جملاتی که لبخند روی لبت میاره ضربدر بزن. کلماتی که باهاشون گریه کردی رو به من نشون بده.
همهی آرزوی من اینه که تو رو سطر به سطر یک کتاب بخونم و بشناسم.
207
از اینکه ساکت بودنم باعث شده احساس کنم ناکافیم و چیز جذابی برای دیگران ندارم واقعا متنفرم
