a piece of your cake.
الذهاب إلى القناة على Telegram
🫖@herladyofcameliasBot /t.me/HidenChat_Bot?start=6375112375 'nothing just tea addiction [مرا به خانهام ببر اگرچه خانه، خانه نیست]
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
227
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
«با پدر آرزوی باغی بود روی خاکی که شکل مردن داشت
بس که تن تشنه بود خاکِ من، پدرم شوق جان سپردن داشت.»
1|2_La_La_La_la_digeh_basseh_gol_e_Laaleh_No_More_Lullabies_Shahyar.mp312.45 MB
Repost from resident of the middle floor.
ما ایران هستیم ما شیر هستیم و خورشید پشت ماست که نور بر تاریکی چیره میشود.
بچههای ما به خاطر خواهند سپرد.
(Hey YOU, Hey YOU, LOOK at US NOW LOOK at OUR CHILDREN's FIREWORKS)
Repost from نور میآید.
اين چمدان، وطن من است
هر كجا بازش كنم
بوى لاله هاى واژگون لب مرز
مىپيچد
بوى نيمه خشک مرداب انزلى
بوى نمک هاى سرگردان
بوى برف هاى ترسيده دنا
و بوى ليز تو
هر كشورى مى روم
صداى لالايى مادرم را از او میشنوم
صداى موهاى بلندش در شب
صداى خونمرده باد
صداى شيب يخ
صداى رگ رقصان من
روى اقيانوس
چمدانم گر مىگيرد
ما هر سه گر مىگيريم
من و نسيم و فاطمه
در چمدانم
نسيم هنوز پشت پنجره منتظر است
من به دنبال مرگم
در شهر گم مىشوم
و فاطمه قعر اروند، سيگار بهمنی دود مىكند
در چمدانم
سپيدارى زندانى است
و شاپركى خودش را به در و ديوار مىكوبد
در چمدانم
كودكىات
بر داستانى عاشقانه تاب مى خورد
و پيامبری گدايى مىكند
بر سوره هاى بىبوسه
نان
يا آزادى؟
در چمدانم
گلوله و كلمه
همنشینی مرطوبى دارند
و قطار متروک نيشابور
با بار فيروزهها و گردنها
ته دره آواز مىخواند
در چمدانم
هر شب
پسرى كه عاشقش بودم،
كف دستم مىنويسد ماه
مىنويسد ماهى
مى نويسد ليلا
و هر روز
زير پل سيدخندان
زخم هاى تن پل را مىشمارد
در چمدانم
قطرات شک و اشک
در چمدانم
گريبان گشوده اسبی است
در هر فرودگاه
رد سرخ باروت را دنبال كنيد
هر جا روم
كهكشان راه خونى
نشانى من است.
— بیتا ملكوتى
_Like the devil and the lord wanted my soul
Like this tattoo of your name across my soul
