broken mind
الذهاب إلى القناة على Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
207
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
207
گوهرِ ماه به گیسوان شب آویخته شده بود، در آن شب مهتاب تو بودی. چشمهایت آینهی ماه بود و دستهایت غربت شب را داشت.
تو نقش صدشب را در نگاهت داشتی، چشمهای مشکی تو جور دیگری بر شبهایم نقش شعر میزد.
207
دلیل خلقتم چیزی نبود جز اینکه عابد موج موهایت بشوم؛ تو را در سینه حبس کنم و تا اَبد مات عطر تنت بمانم.
207
تو با من،
تو در من،
هر لحظه شروع میشوی،
نه قبل من،
نه بعد من،
تو اکنون منی.
خسرو شکیبایی
