broken mind
الذهاب إلى القناة على Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
208
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
208
زنی که زود گریه میکند، اما سریع بازمیگردد تا دوباره بخندد را هرگز از دست مده؛ چنین زنی نفرت را نمیشناسد و عشق بیانتها تنها در غیاب نفرت امکانپذیر است.
نزار قبانی
208
قضاوتی که درباره دیگران کردهاید، سرانجام یک راست به خودتان برخواهد گشت و مانند سیلی به صورتتان میخورد.
سقوط/آلبر کامو
208
لابد میدانی، من شاهد بینشان دردت بودم. زخمهایت را باز کردم و شروع کردم به بوسیدن آنها.
هـلالِ ماه، ای که اندوه هزاران ماهی میان چشمانت پنهان شده؛ مایلم تو را دیگر اسیر غم نبینم.
ای کاش فردای بیتو برایم شیرین شد.
208
من او را دیدهبودم
نگاهی مهربان داشت
غمی در دیدگانش موج میزد
که از بختِ پریشانش نشان داشت.
