ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کومورِبی🌿✨

کومورِبی🌿✨

الذهاب إلى القناة على Telegram

•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n

إظهار المزيد
إيران127 978الفئة غير محددة
1 064
المشتركون
-524 ساعات
+1527 أيام
+33930 أيام
أرشيف المشاركات
تنِ آسوده چه داند که دل خسته چه باشد؟

Sattar Sedaye Baroon 128 .mp315.70 MB

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست ...

حماسه بابک خرمدین @komurebii✨🌿

Episode 12 ( Tekieh Bar Baad ) .mp316.83 MB

ولی بقول حافظ عزیز: « گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند» بخند بچه، بخند :)

دردِ جسم تو تنت می‌چرخه می‌چرخه، از زانو می‌زنه به کمر، از کمر به کلیه، به قلب، به سر! به هرکسی از راه برسه و بپرسه چته؟ دستتو می‌ذاری رو سرت رو قلبت رو کمرت که درد دارم؛ ولی درد روح یکجا قلمبه می‌شه و امونتو می‌بُره، قابل نشون دادن به هیچکس نیست. میزانش و عمقش برای هیچکسی قابل فهم نیست. پشت نقاب خنده هات گاهی می‌تونی مخفیش کنی ولی این زخم چرکین، یا بهتره اسمشو بذارم زخمِ بستر روح هیچوقت قرار نیست التیام پیدا کنه.

The Handsome Family - Far From Any Road (320).mp36.47 MB

پشتِ پلک هایش هزاران جنگلِ ابری بی وقفه می‌بارند.

خورشیدِ جهانْ تاب، گردن به تماشای تو از صبح کشیده.. 🌿✨

دلخور میشویم و حتی یکبار به زبان نمی‌آوریم. تغییر میکنیم، کم می‌خندیم، کوتاه حرف می‌زنیم؛ نمی‌دانند این کوتاه گفتن‌ها نتیجه ی همان نگفتن هاست. درنتیجه سرد میشوند، ترکمان میکنند، فکر میکنند دوستشان نداریم. ما می‌مانیم و یک عالمه دلخوری و غم، ما می‌مانیم و دنیایی از سوال ،ما می‌مانیم و احساساتی که‌ در نطفه خفه شد.

خیلی وقته دلیل زیاد کار کردنم پول نیست، فقط میخوام اونقدر خسته بشم که فرصت نکنم با فکرام تنها بمونم.

ز روی زرد و دلِ درد و سوزِ سینه مَپُرس که آن به شرح نگنجد! بیا به چشم ببین مولانا

ز روی زرد و دلِ درد و سوزِ سینه مَپُرس که آن به شرح نگنجد! بیا به چشم ببین https://t.me/komurebii

صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت؛ اما وقتی که شب می‌آمد، همه‌ی غصه ها و رنج‌ها می‌آمدند. #عباس_معروفی

«‏صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت؛ اما وقتی که شب می‌آمد، همه‌ی غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.» ‏ •عباس معروفی

امیدهایی که در دلم داشتم رو می‌بینی؟ شاخه های لگدکوب شده زمانه شدند.

امیدوارم التیام پیدا کنید، از تمام زخم هایی که در موردش حرف نمی‌زنید.

انسان از چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد در اوج خواستن نمیخواهد در اوج تمنا نمیخواهد دوست دارد اما در عین حال نمیخواهد که متنفر باشد امیدوار است که امیدوار نباشد همواره به یاد می آورد که نمی خواهد فراموش کند انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد. •هامون #داریوش_مهرجویی

برای دیدنِ نور باید ظلمتو تحمل کرد رفقا :)