کومورِبی🌿✨
الذهاب إلى القناة على Telegram
•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n
إظهار المزيدإيران131 075الفئة غير محددة
1 015
المشتركون
+3324 ساعات
+997 أيام
+34830 أيام
أرشيف المشاركات
1 016
اینم دروغ بدی بود که بخورد ما دادن:«تحمل کن، نمیمیری که!»
چرا نازنین، میمیریم! برای ثانیه به ثانیه تحمل کردن غم و رنج، آدمیزاد یک کوچولو میمیره. و چه بسیارند مرده هایی که رو خش خشِ برگ های پاییزی قدم میزنند.
🍂
1 016
ادم ها تا حدّ مرگ از خود خسته ات میکنند
ترکت نمی کنند
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی
آنگاه تو می شوی بنده ی سر تا پا خطاکار.
•هوشنگ ابتهاج
1 016
Belle — Notre-Dame de Paris
Belle
زیبا...
C'est un mot qu'on dirait inventé pour elle
انگار واژهی «زیبا» را فقط برای او آفریدهاند.
Quand elle danse et qu'elle met son corps à jour
وقتی میرقصد و تنش را آشکار میکند.
Tel un oiseau qui étend ses ailes pour s'envoler
چون پرندهای که بالهایش را برای پرواز میگشاید.
Alors je sens l'enfer s'ouvrir sous mes pieds
آنگاه حس میکنم جهنم زیر پاهایم دهان باز میکند.
J'ai posé mes yeux sous sa robe de gitane
چشمهایم زیر دامن کولیوارش لغزید.
À quoi me sert encore de prier Notre-Dame
دیگر دعا کردن در پیشگاه نوتردام چه سودی برایم دارد؟
Quel est celui qui lui jettera la première pierre ?
چه کسی نخستین سنگ را به سوی او پرتاب خواهد کرد؟
Celui-là ne mérite pas d'être sur terre
او شایستهی زندگی بر روی زمین نیست.
Ô Lucifer ! Ô laisse-moi rien qu'une fois
ای لوسیفر، فقط یک بار به من اجازه بده...
Glisser mes doigts dans les cheveux d'Esmeralda
انگشتانم را در میان موهای اسمرالدا بلغزانم.
Belle
زیبا...
Est-ce le diable qui s'est incarné en elle ?
آیا شیطان در وجود او تجسم یافته است؟
Pour détourner mes yeux du Dieu Éternel
تا نگاه مرا از خدای جاودان برگرداند.
Qui a mis dans mon être ce désir charnel
چه کسی این میل جسمانی را در وجودم کاشت؟
Pour m'empêcher de regarder vers le Ciel
تا دیگر نتوانم چشم به آسمان بدوزم.
Elle porte en elle le péché originel
او گناه نخستین را در وجود خود حمل میکند.
La désirer fait-il de moi un criminel ?
آیا خواستنِ او مرا مجرم میکند؟
Celle qu'on prenait pour une fille de joie, une fille de rien
همان دختری که او را بیارزش و روسپی میپنداشتند.
Semble soudain porter la croix du genre humain
اکنون گویی صلیب تمام انسانها را بر دوش میکشد.
Ô Notre-Dame ! Ô laisse-moi rien qu'une fois
ای نوتردام، فقط یک بار به من اجازه بده...
Pousser la porte du jardin d'Esmeralda
درِ باغ اسمرالدا را بگشایم.
Belle
زیبا...
Malgré ses grands yeux noirs qui vous ensorcellent
با آن چشمهای سیاه بزرگی که آدم را افسون میکنند.
La demoiselle serait-elle encore pucelle ?
آیا این دختر هنوز پاکدامن است؟
Quand ses mouvements me font voir monts et merveilles
وقتی حرکاتش کوهها و شگفتیها را پیش چشمم زنده میکنند.
Sous son jupon aux couleurs de l'arc-en-ciel
زیر دامنی به رنگهای رنگینکمان.
Ma dulcinée laissez-moi vous être infidèle
ای محبوب من، بگذار به تو خیانت کنم.
Avant de vous avoir menée jusqu'à l'autel
پیش از آنکه تو را تا محراب ببرم.
Quel est l'homme qui détournerait son regard d'elle ?
کدام مرد میتواند نگاهش را از او برگیرد؟
Sous peine d'être changé en statue de sel
بیآنکه به ستونی از نمک تبدیل شود.
Ô Fleur-de-Lys ! Je ne suis pas homme de foi
ای فلور-دو-لیس، من مرد ایمان نیستم.
J'irai cueillir la fleur d'amour d'Esmeralda
من خواهم رفت تا گل عشق اسمرالدا را بچینم.
