چیزی به ذهنم نمیرسه
الذهاب إلى القناة على Telegram
۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
266
المشتركون
+224 ساعات
+57 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
من از نهایتِ شب حرف میزنم. من از نهایتِ تاریکی و از نهایتِ شب حرف میزنم.
اگر به خانهی من آمدی، برای من، ای مهربان! چراغ بیاور؛ و یک دریچه که از آن به ازدحامِ کوچهی خوشبخت بنگرم.
تعداد بسیار زیادی از متنها و ورقههای سیاهشده بیمخاطب هستند. اصولا افرادِ زیادی اونها رو میخونند اما برای مخاطبِ خاصی نوشته نشدن. و راستش باید گفت چه حیف که برای مخاطبِ خاصی نوشته نشدن.
خدا نصیبِ گرگِ بیابان هم نکند. این روزها را، لرزشِ دستهای پنهانی را، دردی در تمامِ وجود وقتی نمیدانی به کجا تکیه بدهی را، حرف زدن با تلفن وقتی صدایت میلرزد را، من را، من را، من را، خدا نصیبِ گرگِ بیابان هم نکند.
هیچگاه با کیف به جایی نمیرود. همیشه خودش است و لباسِ تنش. اگر چیزی هم لازم است همراهش باشد، به دست میگیرد؛ خلاصه آنکه از حملِ هرچیزی نفرت دارد. امروز که آمد عیادت یک کیفِ چرم به روی دوش داشت. نشست و از کیفش یک کمپوتِ آناناس و یک کتاب درآورد و گذاشت روی میز. گفت خوب بخور و خوب بخوان تا خوب شوی. کتابی که آورده بود هم، قصههای خوب برای بچههای خوب، بود.
صدای کف زدنت کبکهای کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار میکند اما منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
ولی شکفته بادا لبانِ من که نیمهماهِ نیمرخانِ تو را شبانه میبوسند و مدام به فدای تو دو چشمِ من که چشمهای تو را خواب دیدهاند.
_رضا براهنی
امشب یه توصیفِ جالبی شنیدم. با کسی دربارهی کتابهای زرد حرف میزدیم که گفت کتابهای جوجو مویز مخصوص کسائیه که در تایپکردنشون از (: استفاده میکنن.
یه نظر هم دربارش دارم که اینجا میگم. قبل از هرچیز فکر میکنم باید خوند، هرچی که شد اما از جهتی هم نمیشه بیش از یه حدی چرت و پرت خوند، چون پس از اون آدم به چرت و پرت عادت میکنه. اما طرفدارِ کتابخوندنِ رسمی و پر ادا هم نیستم. این درسته که باید شاهکارهای بزرگ دنیای ادبیات مثل کشتنِ مرغِ مینا و ربهکا و امثالهم رو خوند اما گاهاً باید دل به کتابهایی جزئی و سبکهای نو زد و خود رو به یک تجربهی جدید سپرد، حتی اگر به میلِ آدمهای اطرافمون خوش نیاد.
همیشه میگوید آدم باید احترامِ نانوا را نگه دارد که نانش وسطِ سفره است؛ و آدم باید احترامِ سبزیفروش را نگه دارد که سبزیاش وسطِ سفره است؛ و آدم باید احترامِ سفره را نگه دارد. پایِ سفره بحث نکند، سر به سرِ کسی نگذارد، دعوا نکند، دلِ کسی را هم نشکند چراکه سفره تماماً حرمت دارد.
