ar
Feedback
یادداشت های یک دیوانه

یادداشت های یک دیوانه

الذهاب إلى القناة على Telegram

بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
221
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
بیا درموردش چایی دم کنیم، سیگار بکشیم و تا صبح حرف بزنیم.

مگر می شود بجز تو عاشق کسی شد؟ برای کسی بجز تو خندید؟ ساز زد! شعر خواند! اصلا مگر می شود جز تو برای کسی شاعر شد.

من، هرگز ضرورتِ اندوه رو انکار نمی‌کنم ؛ چرا که می‌دونم هیچ‌چیز مثل اندوه، روح رو تصفیه نمی‌کنه و الماس عاطفه رو صیقل نمیده. اما میدون دادن به اون رو هرگز نمی‌پذیرم؛ چرا که غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر و طاغی و سرکش و بدلِگام.

Repost from جامانده'
رسالة فيديو00:12

رویاهایم هنوز جایی برای ماندن دارند .

Repost from سبز.
اینکه لباسام بوی دود بگیره و چاییمو بخورم رو خیلی بیشتر دوست دارم تا اینکه توی کافه بشینم ماچا بخورم.

Repost from Die with u
رسالة فيديو00:25

Repost from N/a
اگر کسی را بهتر از من پیدا کردی، حتما من را فراموش کن. همه ی ادم های دنیا، لایق بهترین اند. پس چرا تو نباشی؟

Repost from N/a
آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می شد اگر دقایقی آنجا می نشستیم و نفری یک استکان چای می خوردیم؟ عجله، همیشه عجله کدام گوری می خواستم بروم؟ «من به بهانه ی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام» محمود دولت آبادی

Repost from N/a
اما حقیقت این است که ما، بسیار قبل‌تر از آخرین خداحافظی، یکدیگر را از دست می‌دهیم.

از تو، چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبنده‌ای نداشتم. حتی امروز، فکرِ تو در ذهنم با رنج آمیخته است.

یه موقع هایی بود ، دنیا قشنگ بود .

موهای تو ابریشم مرغوب بهشت است چشمان تو منظومه بی نقص وشگفت است تلفیق 'سر' و 'گردن 'و 'قوس کمر' تو... در هندسه گر شک نکنم خط سرشت است

Koorosh x Arta - Khooneye Man.mp38.71 MB

Repost from N/a
قصه که تمام میشود آدم ها کجا میروند؟

‏هی دفن می‌کنم و دفن می‌کنم و دفن می‌کنم؛ امیدهای رفته پی روزهای رفته را، هی قرض می‌کنم و قرض می‌کنم و قرض می‌کنم؛ از فردای خود امید. - بهرام بیضایی