ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Mary's diary

Mary's diary

الذهاب إلى القناة على Telegram

سلام😃 من مرجان هستم، دانشجوی رشته شیمی🧪 اینجا از هرچیزی دلم بخواد حرف میزنم!😁 حرفی چیزی😄 @marysdairybot لینک ناشناس من: t.me/HidenChat_Bot?start=571126133

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
350
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
بهمون ساندویچ و شوکولات هم دادن😁

«همایش ۱۹ آبان دانشگاه ، به مناسبت هفته جهانی کارآفرینی» همایش دقیقا ۴ ساعت بود و من کل ۴ ساعت رو نشسته بودم و با دقت تمام به
+2
«همایش ۱۹ آبان دانشگاه ، به مناسبت هفته جهانی کارآفرینی» همایش دقیقا ۴ ساعت بود و من کل ۴ ساعت رو نشسته بودم و با دقت تمام به حرفهاشون گوش میدادم؛ دلم نمی خواست حتی یک کلمه از حرفهای همچین آدمهای خفنی رو از دست بدم! بنیانگذار شرکت طرفه نگار، مدیرعامل انتشارات آریانا قلم ، مدیرعامل فتاپ و خانمی بسیار موفق در بازار سرمایه ؛ واقعا از دانشگاهمون ممنون بودم که همچین آدمهایی رو دورهم جمع کرده بود فقط و فقط برای انتقال تجربه به دانشجوها، که سوالات ما دانشجوهارو جواب بدن٫البته من برعکس همایش تولید بدون کارخانه آرایشی و بهداشتی که پر از سوال بودم و ایده اینجا بیشتر نظاره گر بودم، چون ایده ها و افرادی که اومده بودن در حوزه IT و مدیریت مالی و مدیریت کسب و کار ، کار میکردن! در نتیجه من سوالی نداشتم ولی توی بحث کارآفرینی و زندگی؛ اینکه چجوری بین کار و خانواده و تفریحاتشون تعادل ایجاد میکنن(یکیشون معتقد بود تعادلی وجود نداره😁)، اینکه از کجا شروع کردن، چقدر طول کشیده بتونن پیشرفت کنن، تجربه هاشون از بازار و دانشگاه و… بسیاار یاد گرفتم!

از قشنگی های دانشگاهمون ویوی شبهاشه😍 از حیاط خلوت کتابخونه کل تهران رو میتونی ببینی، من یبار نشستم و سعی کردم مناطق مختلف تهران رو پیدا کنم مثلا برج آزادی!😁

بچه ها یکی از چیزهای جالبی که متوجه شدم امروز این بود که بنیانگذار چسب رازی ،شیمی دانشگاه علوم و تحقیقات خونده! امروز داشتیم درمورد درآمد و بازار کار شیمی صحبت میکردیم و یسری از بچه ها یمقدار ناامید بودن، استاد مثالها زد از کسایی که به پولهای هنگفت از ترکیب شیمی با خلاقیت رسیدن! من هرچقدر بیشتر غرق این رشته میشم بیشتر متوجه میشم که توی شیمی اگر علاقه باشه بیکاری معنی نداره!(قابل توجه کسانی که فکر میکنن شیمی بازار کار خوبی نداره) و علاوه بر اینکه بیکاری معنی نداره این رشته واقعاا مرزی نداره، چه برای پیش رفتن توی علم و فضای آکادمیک چه برای کار کردن و وارد شدن به صنعت! اینقدر همه چیزهای دور و برمون با شیمی درست شده و دست شیمیست تو کاره که من بعضی وقتها گیج میشم! بین اینکه دوست دارم تو چه حیطه ای بیشتر کار کنم ؛ به عنوان مثال وقتی دارم نقاشی میکشم یا با رنگ کار میکنم و از زیباییشون و حس خوبی که بهم میدن لذت میبرم، به این فکر میکنم که منم میتونم رنگ تولید کنم! شاید نه در مقیاسی به بزرگی پارس ولی کوچیک تر تو یه آزمایشگاه کوچیک شروع کنم و کم کم برم بالا! شاید هم نه رژلبی تولید کنم که یه ویژگی خاص داشته باشه؛ آبرسانی تولید کنم که با ویژگی هایی که داره از برندهای خفن جلو بزنه! نمی دونم هنوزم بچه ها!( همچنان درحال کشف خودم هستم😄) فقط میدونم که من برای این رشته ساخته شدم و با علایقم ترکیبش میکنم🙂‍↔️

ساعت پایان کلاس استاد لاریجانی ۵٫۲۰ دقیقه ، ساعت اتمام صحبت های ما با استاد ۶٫۳۰ !😄

عکسی هم که میبینید من از بنرِ روی دیوار دانشکده گرفتم، شب بود و تاریک در همین حد میتونستم😁

«هفته جهانی کارآفرینی دانشگاه» بچه ها از امروز تا بیستم(سه شنبه) همایشِ انتقال تجربه کارآفرین های موفقی مثل بنیانگذار اسنپ دک
«هفته جهانی کارآفرینی دانشگاه» بچه ها از امروز تا بیستم(سه شنبه) همایشِ انتقال تجربه کارآفرین های موفقی مثل بنیانگذار اسنپ دکتر، بنیانگذار کمدا، صنایع غذایی بهروز و… هستش، من یک روزش رو از دست دادم (خبر نداشتم!)؛ ولی فردا و پس فردا حتما میرم،نمی دونم ورود برای عموم آزاد هست یا نه ولی گفتم اینجاهم بذارم چون همیشه بهم میگین جاهایی که میری رو برای ماهم بذار از قبل😄

مرجان باز با استاد لاریجانی کلاس داشته و ذوق و انگیزش تمدید شده!😁

سلاام😃

جدیدا اینقدرر رفیق باز و ددری شدم که پشمهای خودم ریخته! رفیق از بچه های خوابگاه جدید، از تمام هم اتاقی های دوتا از دوستهام بگیر تا دانشگاه و خوابگاه قبلی، دیروز مثلا اصرار داشتن پاشو بیا بریم تجریش که مقاومت کردم! ولی دو شب قبلش بیرون بودم باز😁

خبب، پاساژ گردی به بهانه کار و سینما رفتن بسه! اینقدر درسهام الآن تلنبار شده که نمی دونم دقیقا از کجا باید شروع کنم؟! یه پروژه هم برای یکشنبه دارم که باید تحویلش بدم و هنوز انجامش ندادم🙂‍↕️ تاا مدتها عکس از بیرون رفتن نمیذارم بچه ها 🫵🏻

بچه ها میشا و کوشا رو یادتونه؟😄 من عااشقشون بودم؛ هر سال میخریدم و به بهانه درس چند ساعت نگاهشون میکردم🤓
بچه ها میشا و کوشا رو یادتونه؟😄 من عااشقشون بودم؛ هر سال میخریدم و به بهانه درس چند ساعت نگاهشون میکردم🤓

نرماله که برا جینگول مخصوص بچه های ۶ ماهه اینقدر ذوق کنم؟!😁

تنها عکسی که ازش گرفتم، ببین چه کیوتهه🥹 چراغدارهه، به سه تا زبان عدد میگه، ۹ تا آهنگ داره و صدای کلیی حیوون هم درمیاره؛ تااز
تنها عکسی که ازش گرفتم، ببین چه کیوتهه🥹 چراغدارهه، به سه تا زبان عدد میگه، ۹ تا آهنگ داره و صدای کلیی حیوون هم درمیاره؛ تاازه مهم تر از همه ببعی بیرونش رو میشه درآورد و شست و جوجه میتونه راحت گاز گازیش کنه چون جنسش مخصوص گاز گازی نی نی هاست😃

دیروز رفتم مرکز خرید بوستان برای کارهای لپ تاپم، یه بیست دقیقه تو پاساژ گشت زدم و رسیدم به یه اسباب بازی فروشی، از اونجایی که عااشق عروسک و اسباب بازی ام هنوزم رفتم داخل، با ذوق نگاه میکردم و نهایتا هم برا دردونه یچیز کاربردی و جینگول خریدم😄 جوجه عمه جدیدا لثه هاش میخواره و همه چیو میذاره دهنش😁 از بادکنک و عروسک پولیشی بگیر تا اسباب بازی های موزیکالش! البته دندونی هم داره ولی خبب بعدد من دیروز حین خرید به فروشنده گفتم که آره برادرزادم ۵ ماهشه و جای دندونش میخاره اونم رفت یچیز کیووت از اون پشت برام آورد ؛ بذارین بهتون نشونش بدمم😃

بعد تهران اومدن من تایم دووم آوردنم کلا دو هفته است!🙂‍↕️ بعدش شدیدا دلتنگ مامانم و جوجه تپلیم میشم؛ باید هرروز عکس و فیلم از جوجه برام بفرستن و با مامانم هم هرروز بلا استثنا بااید حرف بزنم؛ ویدئوکال کنم! اخیرا به این فکر میکردم که من عمرا نمی تونم تنهایی مهاجرت کنم!

فیلمش رو دو-سه سال پیش دیده بودم و حقیقتا خیلی خوشم نیومد؛ من کلا از فیلم هایی که پایان غمگین داشته باشن بدم میاد🙃

ophelia 2018 بچه ها راستی فیلم افلیارم من دیدم؛ داستانش با داستان اصلی شکسپیر فرق داشت؛ پایان غمگین داشت ولی نه مثل داستان اص
+4
ophelia 2018 بچه ها راستی فیلم افلیارم من دیدم؛ داستانش با داستان اصلی شکسپیر فرق داشت؛ پایان غمگین داشت ولی نه مثل داستان اصلی! (نمی دونم چرا همه خواستن داستان رو عوض کنن!😄) اینم خلاصه اش : این فیلم یک بازسازی از داستان هلمت که از نگاه شخصیت اوفلیا بیان شده است می‌باشد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است ، به عنوان یک دختر بی مادر ، اوفلیا توسط ملکه گرترود به عنوان یکی از مورد اعتمادترین ندیمه‌هایش به کاخ السینور برده می‌شود. پس از مدتی اوفلیا با پرنس جوانی به نام هملت آشنا می‌شود و…

ناخن هام خیلیی خوب شدن اصلا تکراری نمیشن براام🙂‍↕️
+1
ناخن هام خیلیی خوب شدن اصلا تکراری نمیشن براام🙂‍↕️

🍂😄📸
+2
🍂😄📸