ماهور
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
215
المشتركون
+124 ساعات
+37 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
215
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
ضَنایِنُ الله : غیرت حضرت حق تعالی ، حجابی میان عُقول مختلف انداخته است تا عقل دانی ( سطح پائین ) با عالی درهم آمیزد تا معلوم نشود که کدام عقل ، عالی و کدام دانی است .خداوند عُقول اولیای مستور را از انظار مردم ، دور نگاه میدارد تا در دسترس هر بی سر و پایی قرار نگیرد . گویی خداوند به آنان رشک و ضنَّت ( بخل شدید ) میورزد ، به همین دلیل به ایشان ضَنایِنُ الله میگویند .
مُویّد مِن عِندِ الله : به معنی تائید شده از جانب خداوند است و ایشان کسانی هستند که حق تعالی ، بر هدایت و ولایت ایشان بر آدمیان ، صِحّه نهاده است و آنها افرادی هستند اَکمَل ( کاملترین ) و اَصلَح ( صالح ترین ) .
مولانا میگوید : کسی که هادی و مرشد اصلح را ترک گوید گرفتار مرشدهای خودبین خواهد شد .
یُوشَعِ بن نون : او از مومنان بنی اسرائیل بود و در سفری که حضرت موسی ع برای پیدا کردن حضرت خضر ع انجام داد ایشان را همراهی میکرد .
در قران کریم ، نامی از او به میان نیامده و فقط با لفظ فَتی ( فتا به معنی جوانمرد ) به او اشاره شده است در آیات ۶۰ و ۶۲ سورهی کهف .
ضمنا در این ماجرا ، نام حضرت خضر نیز ذکر نشده و با عنوان بنده ای از بندگان ما از او یاد شده است .
حِبرِ فصیح : به معنی دانشمند زبان آور و حِبر به معنی دانشمند است .
در قران کریم ، چهار بار کلمهی اَحبار آمده که به قرینه بر علمای یهود ، دلالت میکند .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۱
215
مطالب عرفانی به بیان ساده
اصطلاحات مثنوی
قسمت بیست و ششم : ادامهی دفتر اول
#مسعود_لواسانی 🌺
215
🌿 ساز و طبیعت 🌿:
احمد شاملو
شاملو متخلص به الف - بامداد شاعر و نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود.
این بزرگمرد متولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران میباشد. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به شهر دیگر اعزام میشد.
در ۲۲ سالگی اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگهای فراموش شده به چاپ رسید و همزمان کار در نشریه مثل هفته نو را آغاز کرد. در سال ۱۳۳۰ مجموعه اشعارش به نام قطعنامه را به چاپ رساند.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار او با یورش ماموران به چاپخانه و خانه او سوزانده شد و چندین دست نوشته او دیگر هرگز بدست نیامد.
او موفق به فرار شد اما بعد از چند روز دستگیر و زندانی شد. بعد از یکسال و چند ماه در سال ۱۳۳۴ از زندان آزاد شد و بهترین اشعار او همچون پریا و دخترای ننه دریا در این سالها منتشر شد و همچنین او در این سالها روی اشعار حافظ، خیام و باباطاهر هم کار میکرد.
در سال ۱۳۳۸ شاملو نوار قصهای به نام خروس زری پیرهن پری برای کودکان منتشر کرد.
شاملو در سال ۱۳۴۱ با آیدا آشنا شد و با هم ازدواج کردند و این آشنایی دوره جدیدی از فعالیتهای ادبی شاملو را بدنبال داشت. دو مجموعه شعر او به نامهای ( آیدا در آینه) و (لحظهها و همیشه) و همچنین مجموعه آیدا، درخت خنجر و خاطره به نشر رسید.
در سال ۱۳۵۲ مجموعه اشعار ابراهیم در آتش به چاپ رسید.
وی در سال ۱۳۵۴ از طرف دانشگاه رم به کنگره نظامی گنجوی دعوت میشود و بعد به دانشگاههای دیگر دعوت شده و در این سفرها با شاعران و نویسندگان مشهور ملاقات میکند.
شاملو بعد از انقلاب به وطن باز میگردد و انتشار هفته نامه کتاب جمعه را بعهده میگیرد که پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف میشود.
در سال ۱۳۶۷ به آلمان سفر میکند و در کنگره بین المللی ادبیات شرکت کرده و عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره ( من درد مشترکم، مرا فریاد کن! ) بود.
شاملو در سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به وطن بازگشت و تا آخر عمر دیگر از کشور خارج نشد.
سالهای آخر عمر او کم و بیش در انزوا گذشت و بیماری هم بشدت آزارش میداد. بخاطر بیماری قند پای راست او از زانو قطع شد و با وجود درد زیاد کار ترجمه و بخصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد.
سرانجام در ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است.
شهرت اصلی او به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونهای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی معروف میباشد و هم اکنون یکی از مهمترین قالبهای شعری در ایران بشمار میرود.
عشق، آزادی و انسانگرایی از ویژگیهای آشکار سرودههای شاملو میباشد.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
انچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیهی آنست 🌺
215
دریای ژرف
هست دریایی فراروی بشر
نعمت بسیار در آن مستقر
وسعتش برتر ز درک است وحساب
هر جهت را بنگری آب است و آب
عمق آن از عرش باشد تا به فرش
میرسد آدم از این دریا به عرش
ما چونان کشتی در این دریای ژرف
میزند هر دَم به ما موجی شگرف
موج بُخل و موج خشم و موج کین
ای بسا گرداب در راه یقین
غرق نعمت باشد این دریا ولی
حُبّ دنیا گشته در ما مُنجلی
روح را صیقل دهد گرداب و موج
تا که کشتی را کند واصل به اوج
هست سکاندار کشتی خودنگر
خودنگر را نیست حاصل جز ضرر
زین سبب در متن امواج گران
خلق خودبین جملگی برهم زنان
آب دریا روشن و ما تیره چشم
این بود سرمنشاء بیداد و خشم
ما از این دریا فقط کف دیدهایم
سیب غفلت را فراوان چیده ایم
حق عطا کرده جهانی پُر ز آب
ما در این دریا به دنبال سراب
واصلان در قُرب و ما در بند تن
جُرم ما سنگین تر از هفتاد من
اولیاء در خط و سِیر معنوی
شرح نااهلیّ ما صد مثنوی
هست کشتی در مسیر ناکجا
چون بود نفسش امیر و ناخدا
#مسعود_لواسانی 🌺
215
ساقی حسن است و عالَم هستی مست
این میکده تاسیس شد از روز الست
با اذن خدا که خالق مخلوق است
دست حسن از فتادگان گیرد دست
#مسعود_لواسانی 🌺
215
زنده ياد ناصر مسعودی، خواننده واهنگ ساز برجسته وقديمى ترين خواننده اشعار گيلكى ويكى از ستون هاى موسيقى محلى ايران به شمار ميرفت ونقش مهمى در پيوند ميان موسيقى دستگاهى و اواز شمال ايران داشت او بيش از ۵۰۰ ترانه در سبك هاى مختلف فارسى وگيلكى اجرا كرد مشهور بود به بلبل گيلان ترانه گل پامچال و بنفشه گل از معروفترين اثار ايشون است.
زاده فروردين ماه ۱۳۱۴ بود ودر تاريخ ۶آذرماه ۱۴۰۴در گذشت .
یادش گرامی 🌺
🎼🎼🎼
215
پابلو نرودا، در ۱۲ ژوئیه سال ۱۹۰۴ در شهر پارال شیلی بدنیا آمد.
او از کودکی به نوشتن مشتاق بود و در سن ۱۳ سالگی شاعری شناخته شده بود.
با رفتن به دانشگاه شیلی در سانتیاگو و انتشار مجموعه شعرش شهرت او بیشتر شد و با شاعران و نویسندگان دیگر آشنا شد.
مدتی به عنوان کارمند دولت شیلی به برمه و اندونزی رفت. در همین دوره جنگ داخلی اسپانیا در گرفت. نرودا در جریان این جنگ بسیار به سیاست پرداخت و هوادار کمونیسم شد. پس از شروع سرکوبی مبارزات کارگری و حزب کمونیست او سخنرانی تندی بر ضد حکومت کرد و پس از آن مدتی مخفیانه زندگی میکرد.کمتر کسی را در عرصه شعر معاصر جهان میشود یافت که مانند پابلو نرودا محبوب باشد. نرودا را میتوان شاعر زندگی دانست، شعرهای او ماندگار و همیشگی است.
این ماندگاری شاید به دلیل نگاه بدون مرز و با شفقت او به انسان و زندگی است.
وی در سال ۱۹۵۰ جایزه بینالمللی صلح و در سال ۱۹۷۱ میلادی برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
سرانجام در ۲۳ سپتامبر سال ۱۹۷۳چند روز پس از کودتای ژنرال پینوشه و کشته شدن آلنده در سن ۶۹ سالگی درگذشت.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
215
*🗓️ روزشمارِ تاریخ :*
۱۰ تیر، روز بزرگداشت محمدعلی "صائبتبریزی"
تاریخچه روز بزرگداشت:
شهرت جهانی صائب تبریزی آنچنان است که شاید کمتر کسی او را نشناسد. وی بهسبب ارادت و توجه خاص به اشعار حافظ و سعدی، زبانزد است.
در تیرماه ۱۳۹۲ بر اساس مصوبه شورای فرهنگ عمومی کشور، روز دهم تیر به عنوان «روز صائب تبریزی» نامگذاری شد. از آن پس هر ساله بزرگداشتی به منظور بررسی ابعاد شخصیتی و سبک شعری وی برگزار میشود.
زندگینامه:
«میرزا محمدعلی صائب تبریزی» در حدود سال ۱۰۰۰ قمری در تبریز زاده شد. پدر او تاجر بود و بهدستور شاهعباس اول از تبریز کوچ کرد و در محله عباسآباد اصفهان ساکن شد و صائب در این شهر به آموختن دانش پرداخت. در سال ۱۰۳۴ قمری به هندوستان رفت و در سال ۱۰۴۲ به ایران بازگشت و در اصفهان ماندگار شد و در این دوران شاهعباس دوم به او مقام «ملکالشعرایی» داد. آثارش به جز سه – چهار هزار بیت قصیده، یک مثنوی کوتاه و ناقص بهنام «قندهارنامه» و سه قطعه، همه غزل هستند. او ۱۷ غزل نیز بهترکی سرود و سبکی را بهکمال رساند که چند سده پس از آن، «سبک هندی» نامیده شد.
صائب را «چامهسرای» تکبیتها نیز گفتهاند.
او حدود ۸۰ سال زندگی کرد و حدود سال ۱۰۸۱ هجری قمری در اصفهان دیده از جهان فرو بست. بیش از ۳۴۰ سال پیش، در محله «لنبان» در اصفهان، در باغچهای بزرگ و در خیابانی که امروزه به نام «صائب» آشناست، به خاک سپرده شد؛ اما در حال حاضر این آرامگاه چندان وضعیت مناسبی ندارد و رو به ویرانی است. سنگ مزارش یک قطعه سنگ مرمر یکپارچه یزدی بوده که سنگ مزار قدیمی را در میانش جاسازی کردهاند. سنگ اصلی مزار که کتیبهای دارای یک مطلع و یک غزل بهخط یک خوشنویس دوره صفوی دارد، به دو نیم شدهاست. شاید سرنوشت صائب تبریزی نیز همین بیتی بوده که روی سنگ مزارش نوشته شدهاست:
محو کی از صفحه دلها شود آثار من
من همان ذوقم که مییابند از گفتار من
سبک و شیوه صائب:
صائب بزرگترین غزلسرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه بود. او متخلص به صائب، در شعر پایهگذار سبک اصفهانی است. تأثیرگذاری وی در شعر فارسی چنان است که هنوز نیز در انجمنهای شعری، که در گوشه و کنار اصفهان تشکیل میشود، سبک وی همچنان صدرنشین محفل بسیاری از شاعران است که بهشیوه وی مضمونهاینو میآفرینند و آرایههایی همچون اسلوب معادله را زیور عروسِ شعر خویش میسازند.
او سبکی را به کمال رساند که چند سده پس از او سبک هندی نامیده شد. وی اسلوب معادله یا «مدعا مثل» را بیش از دیگر شاعران همعصرش بهکار بردهاست. نازکی خیال و لطافت اندیشه و مضمون سازیهای ظریف و معنیهای بیگانه و باریک در شعر وی دیده میشود. ابیات غزل وی استقلال معنایی داشته و در یک غزل از چندین موضوع سخن گفته است.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
215
حیدر یغما
(۲۰ دی ۱۳۰۲ – ۲ اسفند ۱۳۶۶)
مشهور به یغمای خشتمال نیشابوری،
از شاعران معاصر ایران بود
او در روستای صومعه از توابع نیشابور به دنیا آمد و سالها برای تأمین معاش به خشتمالی و کارگری پرداخت؛ شغلی که لقب «خشتمال نیشابوری» را برایش به یادگار گذاشت. حیدر یغما تا سالها از تحصیل محروم بود، اما با تلاش و علاقه فراوان، خواندن و نوشتن را آموخت و به شاعری توانا تبدیل شد. شعرهای او بیشتر بازتاب فقر، رنج مردم، عدالتخواهی، عزت نفس و انتقاد از ظلم و ریاکاری است.
با وجود آنکه بخش بزرگی از عمرش را در تنگدستی گذراند، در روایتها و خاطرات نزدیکانش از او به عنوان انسانی مهماننواز، کریم و دستودلباز یاد شده است. همچنین نقل شده که در سالهای پایانی عمر، با وجود مشکلات مالی، حاضر نبود دست نیاز به سوی دیگران دراز کند و برای تأمین هزینههای زندگی، کتابهایش را میفروخت. گفتهاند هرچه در توان داشت با دیگران قسمت میکرد و اجازه نمیداد فقر، بزرگی روح و عزت نفسش را از او بگیرد.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
215
خواجه_نصیرطوسی
خواجه نصیرالدین طوسی، ریاضیدان، منجم و فقیه سرشناس ایرانی قرن ششم و همزمان با حاکمیت مغولان در ایران.
▫️از مهمترین آثار او ساخت رصدخانه مراغه است. خواجه اولینبار «مثلثات» را بهعنوان علمی مستقل سامان داد.
در فلسفه به انتقادات قشریون علیه فلسفه ارسطو جواب داد و دیدگاه ابنسینا را قوت دوباره بخشید. و با استفاده از آرای فلسفی ابنسینا، کلام شیعه را مبنایی عقلانی بخشید.
▫️ خواجه آنقدر مهم است که یک دهانه آتشفشانی در ماه، روز مهندس در ایران، یک دانشگاه در تهران و یک رصدخانه در باکو بهنام اوست و گوگل، لوگویاش را در ۸۱۲مین سالگرد تولدش در سال ۲۰۱۳ به تصویرش آراست.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
215
امیر همایون خرم (زادهٔ ۹ تیر ۱۳۰۹ – درگذشتهٔ ۲۸ دی ۱۳۹۱)، نوازندهٔ ویلن، موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر اهل ایران بود. او یکی از اعضای شورای عالی خانه موسیقی ایران بود.
همایون خرم خالق تصنیفهایی نظیر غوغای ستارگان، رسوای زمانه، تو ای پری کجایی، شهزاده رؤیاها، طاقتم ده (ساغرم شکسته ساقی) و دهها اثر دیگر است. وی با خوانندگان سرشناس زمانه خود از جمله مرضیه، الهه، دلکش، حسین قوامی، مهستی، هایده، محمدرضا شجریان، اکبر گلپایگانی و محمد اصفهانی همکاری داشت.
یادش گرامی 🌺
🎼🎼🎼
215
نادر نادرپور
(زاده ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ کرمان -- درگذشته ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ امریکا) شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی-اجتماعی
او فرزند «تقی میرزا» خاندان نادری پور "افشار" از نوادگان رضاقلی میرزا پسر ارشد نادرشاه افشار بود. وی در سال ۱۳۲۸ برای ادامه تحصیل بهفرانسه رفت و در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته زبان و ادبیات فرانسه بهتهران بازگشت و از سال ۱۳۳۷ بهمدت چندسال در وزارت فرهنگوهنر در مسئولیتهای گوناگون بهکار مشغول بود.
در سال ۱۳۴۶ در کنار تعدادی از روشنفکران و نویسندگان مشهور در تأسیس کانون نویسندگان ایران نقش داشت و بهعنوان یکی از اعضای اولین دوره هیئت دبیران کانون انتخاب شد.
او که به زبان فرانسه آشنایی کامل داشت، شعرها و مقالههایی را بهزبان فارسی ترجمه کرد.
وی پس از انقلاب به آمریکا رفت و تا پایان زندگی در آنجا بهسر برد.
نمونه شعر:
هرآنکه ملک جهان را بهبوسهای نفروخت
حدیث آدم و فردوس را کجا دانست
فدای نرگس شهلای نیم مست تو باد
هرآنچه عقل تهیدست، پر بها دانست
مجموعههای شعر:
چشمها و دستها (صفیعلیشاه ۱۳۳۳)
دختر جام (نیل ۱۳۳۴)
شعر انگور (نیل ۱۳۳۷)
سرمه خورشید (تهران ۱۳۳۹)
اشعار برگزیده (جیبی ۱۳۴۲)
برگزیده اشعار (بامداد ۱۳۴۹)
گیاه و سنگ نه، آتش (مروارید ۱۳۵۰)
از آسمان تا ریسمان (مروارید ۱۳۵۷)
ترجمهها:
اشعار هوهانس تومانیان
همراه با «گ خننس» «ر. بن» «ه. ا. سایه» تهران ۱۳۴۸
هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا (همراه با جینالا بریولاکاروزو)
با همکاری بیژن اوشیدری و فرناندو کاروزو، کتابهای جیبی ۱۳۵۳
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
215
📒زندگینامه امیل زولا
امیل زولا (Emile Zola)، با نام کامل امیل ادوارد شارل آنتوان زولا، در روز دوم آوریل سال 1840 در پاریس از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی متولد شد. پدرش مهندس عمران بود و بهدلیل مشارکتش در ساخت یک سیستم آب شهری، از پاریس به شهر اکس -آن -پروانس نقل مکان کردند.
زمانی که امیل زولا هفتساله بود، پدرش را از دست داد و او به همراه مادرش با دنیایی از قرض تنها ماندند، اما یکی از خوششانسیهای زندگی در اکس برای امیل زولا دوستی با پل سزان بود. کسی که بعدها به یکی از نقاشان معروف سبک امپرسیونیسم تبدیل شد و او را با ادوارد مانه و نقاشان امپرسیونیست آشنا کرد. امیل زولا بعد از فارغالتحصیلی از مدرسهی لیسه سن - لویی پاریس، دو بار در آزمون لیسانس شرکت کرد، اما موفقیتی به دست نیاورد. برای همین از سال 1859 بهدنبال شغل پردرآمدی بود و پس از گذراندن دو سال از زندگیاش در فقر مطلق، بالاخره توانست در انتشارات LCF استخدام شود و از همان زمان نویسندگی برای مجلات ادبی مختلف را شروع کند.
امیل زولا در سال 1870 با گابریلا الکساندرین ازدواج کرد و هر دو با هم مراقبت از مادر امیل را به عهده گرفتند. این زوج هرگز بچهدار نشدند. دنیز و ژاک (فرزندان زولا) حاصل رابطهی امیل زولا با خدمتکارش، ژان روزرو، بودند.
امیل زولا در 29 سپتامبر 1902 بر اثر خفگی ناشی از دود مونوکسیدکربن بهدلیل مسدود شدن دودکش درگذشت. اتفاقی که از نظر بسیاری، بهدلیل سابقهی فعالیتهای سیاسی امیل زولا، مشکوک و از پیش برنامهریزیشده بود. برای تشییع جنازهاش مراسم باشکوهی برگزار شد و آناتول فرانس، نویسندهی برندهی جایزهی نوبل، با یاد کردن از امیل زولا بهعنوان یک قهرمان ملی، از او تجلیل کرد. در سال 1908، خاکسترش را به پانتئون رم منتقل کردند و او در کنار نویسندگان فرانسوی دیگری همچون فرانسوا ولتر، ژان ژاک روسو و ویکتور هوگو که مثل امیل زولا با آثارشان مسیر تاریخ فرانسه را تغییر داده بودند، به خاک سپرده شد.
215
"معرفی کتاب"
کتاب "کودتا" نوشته نویسنده سرشناس تاریخ معاصر ایران، یرواند آبراهامیان میباشد.این کتاب در مورد کودتایی صحبت میکند که همه ما اسم آن را حداقل یکبار شنیده ایم. کودتای 28 مرداد سال 1332 که طی آن دولت دکتر مصدق سرنگون شد و محمد رضا شاه پهلوی به شکلی استبدادی حکومت را بر دست گرفت. کتاب " کودتا " با محوریت موضوع نفت و ملی شدن این صنعت، به عوامل این کودتا و نقش کشور های اروپایی و مخصوصا آمریکا و تاثیر روابط ایران و آمریکا میپردازد.
در این کتاب، "یرواند آبراهامیان" در چهار فصل زیر صحبت میکند:
1.ملی شدن صنعت نفت
2.مذاکرات انگلیس و آمریکا
3.کودتا
4.میراث
کتاب "کودتا" رازهای زیادی را راجع به کودتای 28 مرداد بر ملا میکند.تاثیرات قدرت های بیگانه در آن دوران و نقش تبلیغات را هم به خوبی تفسیر میکند که میتواند کتاب بسیار جذابی برای کسانی باشد که میخواهند راجع به تاریخ کشورشان اطلاعات دقیق و کارشناسانه ای داشته باشند.🌺
📚📚📚
215
دکتر محمد مصدق (قسمت آخر)
روایتهای متعددی از دلایل بیتحرکی مصدق و هواداران او شدهاست: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیمگیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونههایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانهاش جان به در برد.
منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخستوزیری داد و در خانه همسایهاش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند.
سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد مأموران آمریکائی مخفی بود از مخفیگاه به درآمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد
از نخستین دقایق صبح روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ مأمورین فرمانداری نظامی، رکن دوم و اداره کل شهربانی دست به بازداشت عده زیادی از همکاران محمد مصدق، اعضاء جبهه ملی، نمایندگان مستعفی و روزنامهنگاران و اعضاء حزب توده زدند.
از طرف سرلشکر فضل الله زاهدی اعلامیهای صادر و متذکر شد «در حفظ جان دکتر مصدق از هیچگونه اقدامی کوتاهی نخواهد شد. از این رو مقتضی است ظرف ۲۴ ساعت خود را به شهربانی معرفی نماید.» زاهدی فرمانده کودتا به محمدرضا شاه تلگرافی زد و از وی خواست تا به ایران باز گردد، شاه نیز در جواب فضل الله زاهدی اعلام کرد بیدرنگ به ایران باز میگردد.
در روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ در تمام شهرهای ایران حکومت نظامی برقرار شد. پس از کودتا به دستور فرمانداری نظامی از انتشار روزنامههای حامی مصدق جلوگیری شد.
پس از کودتا سرلشکر زاهدی امور دولت را در دست گرفت. دکتر مصدق در روز ۲۹ مرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد.مذاکرات نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس و چند شرکت آمریکائی و اروپائی شروع شد که در آخر به قرارداد کنسرسیوم منجر شد.
محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی بعد از کودتای 28 مرداد
دکتر مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیهٔ مستندی که از کارها و دیدگاههای خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل سه سال زندان، به دستور محمدرضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک خود در قلعه احمدآباد (مصدق) تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت در انزوا زیست؛ تا این که سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.
یادش گرامی 🌺
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
215
دکتر محمد مصدق ( قسمت دوم )
علت این امر کارشکنیهای اقلیت مجلس، تحت رهبری سیدحسن امامی، عدم ابراز تمایل مجلس سنا به زمامداری دکتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختیارات بیشتر برای نخستوزیر بود.
دکتر مصدق مصمم بود اختیار تعیین وزیر جنگ را از شاه بگیرد «تا دخالت دربار در آن کم شود و کارها در جهت صلاح کشور پیشرفت کند....» واکنش شاه در برابر این پیشنهاد چنین بود: «پس بگویید من چمدان خود را ببندم و از این مملکت بروم.» مصدق در پاسخ فوراً گفت که در این صورت استعفا خواهد داد. شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخستوزیر امتناع کرد، دکتر مصدق استعفا داد و احمد قوام به نخستوزیری رسید.
قیام مردم در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ زمینههای لازم برای نخستوزیری مجدد دکتر محمد مصدق را فراهم ساخت. این دومین دوره حکومت مصدق بود. وی در طی ۱۵ ماه از اردیبهشت ۱۳۳۰ تا ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ توانسته بود حقانیت ایران را در مجامع بینالمللی در خصوص ملی شدن صنعت نفت اثبات نماید، اما در همان مقطع با توطئههای بزرگی از جانب دولتهایی که دستشان از منابع نفتی و سرمایههای مردم ایران کوتاه شده بود مواجه گردید.
دکتر مصدق توانست در مقابل این فشارها نیز مقاومت کند. با رفراندم و انحلال مجلس دیگر معلوم بود که مخالفان باید دست از اقدامات قانونی بردارند و رو در رو مصدق را ساقط کند. اما در همین مورد هم آنان سعی در حفظ ظاهری قانونی داشتند و با همراه کردن شاه، دستخطهایی از او برای عزل دکتر مصدق و نصب سرلشکر زاهدی به نخستوزیری گرفتند. دکتر مصدق که صدور فرمان عزل را خلاف روح قانون اساسی و حکومت مشروطه میدانست از قبول آن سرباز زد و مخالفان دست به کودتا زدند.
نقشه کودتا با همکاری بریتانیا و آمریکا طرح شد و پس از چندبار تجدید نظر و مشورت با عناصر اصلی به تصویب رسید. نقشی که برای شاه در نظر گرفته شده بود امضای فرمان عزل مصدق و نیز امضای فرمان نصب سرلشکر زاهدی به نخستوزیری بود.
شاه پس از تردیدهای اولیه به امضای فرمانها رضایت داد. فرمان عزل را یک ساعت بعد از نیمه شب ۲۵ مرداد سرلشکر نصیری که رئیس گارد سلطنتی بود با همراهی تانک و زرهپوش از سعدآباد به خیابان کاخ آورد تا در منزل دکتر مصدق به او ابلاغ کند.
مصدق که با تلفن از حرکت این گروه باخبر شده بود فرمان را گرفت و رسید داد و نیروی محافظ مقر او بلافاصله نصیری و نیروی همراه او را بازداشت کردند. شاه با هواپیما به بغداد و سپس به رم پرواز کرد. صبح ۲۵ مرداد خبر اقدام نصیری در شهر منتشر شد و همه دانستند که کوششی برای برکناری مصدق صورت گرفت و ناموفق بود. کودتای ۲۵ مرداد شکست خورده بود.
رئیس دفتر تیمسار فضلالله زاهدی که از اعضای سازمان نظامی مخفی حزب توده بود، برنامه کودتا را سه روز قبل از کلیدخوردن کودتای ۲۸ مرداد به حزب توده ایران اطلاع داده بود. از این روی حزب توده شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستانها به نفع محمد مصدق کرد. در این بین گروهی نیز به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات اسلامی و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیسجمهور شدن مصدق را مطرح کردند. مصدق که تظاهرات را در خدمت طرفداران سلطنت میدانست، دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش صادر کرد.
از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند. با شروع تظاهرات، گروههایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند. اسناد منتشر شده در آمریکا نشان میدهد که در همین زمان، بیشتر مقامهای ارشد نظامی و حتی خود فضلالله زاهدی مخفی شده یا به آمریکاییها پناه برده بودند.
چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانکها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامههای هوادار او را غارت کردند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند.
( ادامه دارد ) 🌺
215
دکتر محمد مصدق ( قسمت اول)
کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا بر ضدّ دولت محمد مصدق در 28 مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید و در پی موفقیت کودتا و سقوط کابینه دوم دولت ملی دکتر مصدق، سرلشکر فضلالله زاهدی عهدهدار تشکیل کابینه جدید شد.
تابستان سال ۱۳۲۰ در میانه جنگ جهانی دوم، نیروهای بریتانیا و شوروی وارد ایران شدند. رضاشاه پهلوی عملاً از کشور تبعید شد و محمدرضا به جای پدر بر تخت سلطنت نشست. عدم اقتدار نسبی شاه جوان، بویژه در سالهای ابتدایی، به تنش میان نیروهای سیاسی و تزلزل نهادهای قدرت دامن میزد.
با پایان جنگ دوم جهانی جنبشهای استقلال طلب در دنیا رو به گسترش بودند و در ایران نیز نگاه ملیگرایانه جایگاه ویژهای در سیاست پیدا میکرد. در همین شرایط بود که جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۷، با ائتلاف طیف گستردهای از نیروهای سیاسی که شاید تنها در نگاه ملیگرایانه خویش مشترک بودند، تأسیس شد. یکی از پایههای اصلی این جبهه دکتر محمد مصدق بود.
رویارویی دکتر مصدق با بریتانیا در آغاز دهه ۳۰ خورشیدی موضوع تازهای نبود. سال ۱۳۰۲، در دوره تصدی وزارت امورخارجه در کابینه مشیرالدوله نیز مصدق با آنچه بریتانیا منافع خود در ایران میدانست، به مخالفت پرداخته بود. بلافاصله پس از مشیرالدوله، رضاخان سردار سپه به نخستوزیری رسید و مصدق از قدرت فاصله گرفت.
ظهور مجدد و مؤثر مصدق در عرصه سیاست ایران تنها پس از اشغال کشور و برکناری رضاشاه از سلطنت ممکن شد. در اولین انتخابات پس از رضاشاه (دوره چهاردهم مجلس شورای ملی)، مصدق بیشترین رأی را در تهران کسب کرد و با تلاش او طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمیداد در حین اشغال در مورد نفت با خارجیها مذاکره کند.
جبهه ملی نیز به کمک معترضانی چون محمد مصدق، حسین مکی و مظفر بقایی تأسیس شد که ورودشان به مجلس شانزدهم (در دور دوم انتخابات) راه را برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت هموار کرد و سرانجام به رهبری مصدق، ملی شدن نفت ایران از طرح به قانون بدل شد. حسین علاء هم که به جای نخستوزیر مقتول نشست، چارهای جز برخاستن زود هنگام و سپردن کرسی وزارت به مصدق نیافت.
دغدغه و برنامه اصلی دولت مصدق به اجرا درآوردن قانون ملی شدن صنعت نفت بود. از آن پس مذاکرات پی در پی بریتانیاییها و میانجیگری امریکاییها بینتیجه ماند و حتی شکایت انگلیس به دیوان لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تأثیری بر روند ملی شدن نفت ایران نگذاشت. مصدق در لاهه و نیویورک به دفاع از حق مالکیت مردم بر منابع سرزمین خود پرداخت.
پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران دکتر مصدق به نخستوزیری رسید. او برنامه خود را اجرای این قانون (و نیز اصلاح قانون انتخابات) اعلام کرد. مذاکرات با شرکت نفت ایران و انگلیس شروع شد. شرکت نفت آماده پذیرش ملی شدن نفت ایران نبود و همچنان بر ادامه قرارداد ۱۹۳۳ اصرار داشت. دکتر مصدق از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار از ترک ایران شدند. دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بینالمللی لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق دادگاه بینالمللی را برای رسیدگی به این مساله که امری مربوط به حق حاکمیت ایران بود صالح ندانست. دیوان نیز بالاخره به عدم صلاحیت خود رای داد.بدین ترتیب بریتانیا و شرکت نفت نتوانستند از مجراهای قانونی بینالمللی با ملی شدن نفت ایران مقابله کنند.
استعفای دکتر مصدق از نخست وزیری
پس از برگزاری انتخابات دوره هفدهم و افتتاح مجلس شورای ملی و بازگشت دکتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحه مبارزات نهضت ملی شدن نفت، با وجود اظهار تمایل اکثریت نمایندگان مجلس جدید به نخستوزیری مجدد دکتر مصدق، ناگهان وی از سمت خود استعفا داد...
( ادامه دارد ) 🌺
215
📚 معرفی کتاب
داستان کلیدر که محمود دولتآبادی هم آن را به صورت رمان درآورده است، چنین پیشمیرود که گلممد و تعدادی از افراد خانوار برای دزدیدن دختری که معشوق دایی گلممد، مدیار، هست میروند. دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی میکند و قرار است بهزور به عقد پسر ارباب درآید. هنگام دزدیدن دختر درگیری بالاگرفته مدیار کشته میشود و گلممد هم، که تازه از خدمت نظام برگشته و تیراندازی ماهر است، ارباب را هدف گلوله قرارمیدهد و میکشد.
پس از مدتی دو نفر امنیه برای دریافت مالیات به میان کلمیشیها( نزدیکان گل ممد) میآیند. یکی از آنها به زیور، زن اول گلممد، نظر سوء دارد و این مسئله به گوش گلممد میرسد. از طرفی هم گل ممد بر این گمان است که مالیات بهانهای است تا او را برای قتلی که در جریان درگیری مرتکب شده دستگیر کنند. بنابراین شبانه دو مأمور را هم میکشد و این شروع درگیری گلممد با دولت و یاغی شدن اوست. پایان داستان پایانی تلخ است. با حیله و ناجوانمردانه گلممد و اطرافیان نزدیکش را به قتلگاه میکشانند و سلاخی میکنند. مادر گلممد به محض دیدن جنازه پسرش که تازه با مارال، دختر دایی و زن دومش، ازدواج کرده بود؛ اشعار «صد بار گفتم همچی نکن ننه گلممد» را زمزمه میکند.
این رمان جذاب ده جلد و مشهورترین کار دولت آبادی میباشد.
📚📚📚
215
📚معرفی کتاب
کتاب چشمهایش که نخستین بار در سال ۱۳۳۱ منتشر شد، تاثیر شگرفی بر سبک داستاننویسی نویسندگان پس از خود به وجود آورد. بزرگ علوی با بیانی ساده و با استفاده از شیوه حدس و گمان، داستان زنی از طبقه بالای جامعه را بازگو میکند،اکنون بعد از مرگ استاد ماکان در تبعید و گذشت چندین سال، معروفترین اثر نقاش پردهای از چشمان زنیست که رازهای زیادی را در خود پنهان کرده و ناظم مدرسهای که تابلوهای استاد ماکان در آن نگهداری میشود، به دنبال یافتن آن زن و برملا کردن راز نهفتهٔ آن چشمهاست … زن قصهٔ خود را برای ناظم بازگو میکند:
داستان راز چشمهایش.
روایت بزرگ علوی از زبان یک زن، نشان دهندهٔ اشرافِ عمیق وی به شخصیت زنان، حالات روحی و خلق و خوی آنهاست. عواطف و احساسات فرنگیس، احساسات درونی او، عشق عمیقش به نقاش معروف و بیپروا شدنی که این عشق نصیبش کرده بود، از چشمهایش یک داستان مهیج و به یاد ماندنی به وجود آورده است. نثر سیال و به دور از تکلف و داستانی با محوریت زن، او را از دیگر نویسندگانِ زمان خود فراتر برد و باعث شد آثارش نسبت به همعصران خود، امروزیتر جلوه کند…
📚📚📚
