ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

الذهاب إلى القناة على Telegram

ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. ‌ @VazhehBanbot :🦢

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
408
المشتركون
-524 ساعات
-137 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
[ ماسوله ] ۲۲ شهریور ۴۰۵.
+8
[ ماسوله ] ۲۲ شهریور ۴۰۵.

باورتون میشه نصف ۴۰۵ هم گذشت و وارد نیمه دوم سال شدیم؟

آدم موردعلاقه‌ی من کسیه که وقتی فیلم، سریال یا کتابی رو بهش معرفی می‌کنم، فقط مرسی نمی‌گه؛ می‌ره دنبالش، می‌بینتش، می‌خونتش و بعد برمی‌گرده باهام درباره‌ش حرف می‌زنه.

نزدیک به هزار بار گوش دادمش.

Repost from N/a
به پایان خوب بیش از اندازه اهمیت می‌دم و باور دارم. روز آخر اگه خوب نباشه، برنمی‌گردم؛ لقمه‌ی آخر اگه خوشمزه نباشه، یه لقمه‌ی دیگه می‌گیرم؛ پایان باز فیلم رو بهترین حالت تصور می‌کنم؛ حالا فکر می‌کنم اگه چیزی خوب پیش نرفته، لابد پایانش نبوده. شاید هم نه. به هر حال، امیدوارم پایانِ پایان قصه‌م حداقل خوب باشه.

مشکل ما اینه که حتی توی رنج هم با هم مسابقه می‌دیم؛ هرکی می‌خواد ثابت کنه "من بدبخت‌ترم."

از جمعه؛ ما و توت‌فرنگیس.
+5
از جمعه؛ ما و توت‌فرنگیس.

+1
بی زحمتی یکی منو ببره اینجا ول کنه خودشم تنهایی برگرده.

هرچی بیشتر جلو می‌ریم، بیشتر می‌فهمم که برای ادامه‌ی این بزرگسالی آماده نیستم.

همیشه چیزهای مهم، بزرگ و واضح نیستند؛ گاهی در یک لحن پنهان می‌شوند، در مکثی کوتاه، نگاهی گذرا یا حتی جمله‌ای ساده. توجه به جزئیات برای من یعنی حواست به چیزهایی باشد که دیگران به‌سادگی از کنارشان می‌گذرند؛ یادت بماند کسی چه چیزی را دوست دارد، از چه چیزی خوشش نمی‌آید، کدام حرف، جایی دلش را آزرده یا حتی بدانی پشت یک [خوبم] ساده، همیشه حال خوب پنهان نیست. شاید چیز بزرگی به نظر نرسند، اما همین جزئیات کوچک‌اند که به آدم‌ها حس دیده‌شدن می‌دهند. دنیا با آدم‌هایی که بلدند ببینند، جای بهتری‌ست؛ و من شیفته‌ی آن دسته از آدم‌های نادری هستم که در هیاهوی بی‌رحم این جهان، به تماشای این جزئیات ایستاده‌اند. #یادداشت

photo content

که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر که بِه است یک قَدِ خوش ز هزار قامت کوز

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نِه‌ای هزاری، تو چراغ خود برافروز

یه جمله‌ای هست که می‌گه آدم‌ها رو از شغلی که ازش پول درمیارن بشناسید. بازیگرا هم از این قاعده جدا نیستن؛ شغلشون، درآمدشون و بخش بزرگی از زندگی‌شون از بازی کردنه. اینو نباید یادمون بره. حتی وقتی حرف می‌زنن، نظر می‌دن یا احساساتی رو نشون می‌دن، همیشه نمی‌شه با اطمینان گفت چیزی که می‌بینیم واقعیه؛ ممکنه بخشی از همون بازی باشه؛ مخصوصا اگه جلوی دوربین باشه. یه سری چیزها هم دیگه اون‌قدر واضحن که لازم نیست براشون دنبال توضیح بگردیم؛ فیکن، پوچن، تهی‌ان. احساساتشون ویترین قشنگی داره، ولی خب… ویترین که به‌تنهایی چیزی رو واقعی نمی‌کنه! «آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند» همیشه هم صدق نمی‌کنه؛ مخصوصا وقتی مطمئن نباشی چیزی که می‌بینی واقعا از دل اومده یا از نقش. #یادداشت

خدایا تنها چیزی که فعلا می‌خوام اینه‌ که لطفا بهم صبر بده؛ صبر خیلی خیلی خیلی زیادی بده.

مرا اسرار، از این گفته‌ها بالاتر است، اما به گوش خلق، از این حرف بالاتر نمی‌گنجد

photo content

How long can we wait for a miracle?

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد -حافظ.

وقتی داشتم اتاقمو مرتب میکردم ته کمدم، توی یکی از جعبه‌های هدیه، این شعر رو پیدا کردم. نمی‌دونم از چه موقعی اونجا بوده و چرا
وقتی داشتم اتاقمو مرتب میکردم ته کمدم، توی یکی از جعبه‌های هدیه، این شعر رو پیدا کردم. نمی‌دونم از چه موقعی اونجا بوده و چرا تا حالا ندیده بودمش یا اصلا کی نوشته بود و کی بهم داده بود؛ البته حدس می‌زنم فال باشه ولی خب یادم نیست. امااا از خود شعر خیلی خوشم اومد، مخصوصا اونجاش که می‌گه «زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست». اصلا خاتون ظفر چه ترکیب خوشگلیه.نه؟؟🧑🏻‍🩰✨️ اگه درست بگم اینه‌که پیروزی رو به شکل یه خاتون تصور کرده. خلاصه بین خرت‌وپرتای ته کمد، همچین چیزی پیدا کردم و حیفم اومد اینجا نذارم.