uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

ناگفته‌ها.

ناگفته‌ها.

Kanalga Telegram’da o‘tish

و ما بین ناگفته‌ها کلافه‌ایم. ➟ @NaagftehaAds تبلیغ و ارتباط؛

Ko'proq ko'rsatish
7 527
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+2247 kun
+1 27330 kun
Postlar arxiv
‎⁨شجریان | لایو. – ای یارِ مَن⁩.mp34.30 MB

وقتی به تو خیانت می‌کنند، انگار بازوهایت را قطع کرده‌اند، می‌توانی آن‌ها را ببخشی، اما نمی‌توانی در آغوششان بگیری.
لئو تولستوی

٬٫
٬٫

بریم اینجا تکست بخونیم

آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور می‌شوند.

کسی می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد. •برادران کارامازوف •داستایوفسکی

تو رمان جنایت و مکافات داستایوفسکی یه تیکه هست که میگه: ‏«در این مدّت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.»

شما درست گفتید آقای هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه: « این صبر که من می کنم افشردنِ جان است»

گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم.
‏روزها در راه، شاهرخ مسکوب

زندگی می کنیم در مرکزِ زخمی که هنوز تازه است.

همینقدر قشنگ گفت: «اشک تاوانی که چشم‌ها برای درست ندیدن باید بپردازند».

آنقدر فریادهایش را درون خودش ریخته بود که اگر به چَشمانش خیره شوی؛ کَر میشوی..

آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور می‌شوند.

تو رمان جنایت و مکافات داستایوفسکی یه تیکه هست که میگه: ‏«در این مدّت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.»

کسی می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد. •برادران کارامازوف •داستایوفسکی

اندوه هر کجا که برود، شب می‌آید و دوباره در آغوشم می‌گیرد.

آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور می‌شوند.