Iran 2026
Kanalga Telegram’da o‘tish
تحلیلهای منتشر شده در این صفحه جهت بازتاب نظرات رسانهها و تحلیلگران متفاوت است و نه الزاما تایید مقالات و نظرات
Ko'proq ko'rsatish1 499
Obunachilar
-624 soatlar
-117 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
1 500
این گفتوگو با کریم سجادپور (بنیاد کارنگی) درباره این است که جنگ/درگیری آمریکا–اسرائیل با ایران پس از کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی چگونه ممکن است پایان یابد و چرا پیشبینی آن دشوار است. محور بحث، چهار سناریوی اصلی و چند نکته کلیدی درباره منطق تصمیمگیران، ظرفیتهای آمریکا، و دینامیک داخلی ایران است.
چرا این جنگ شروع شد؟ «خطای محاسبه» دو طرف
سجادپور میگوید برای فهم تصمیم ترامپ باید خطای محاسبه ترامپ و خامنهای را دید:
ترامپ تصور میکرد میتواند ایران را شبیه «مدل ونزوئلا» تحت فشار اقتصادی و تهدید نظامی به نقطهای برساند که با «قطع رأس» حکومت، سریعاً با جانشینها معامله کند. او هنوز هم ظاهراً به چنین نتیجهای امید دارد.
خامنهای همواره ترامپ را دستکم گرفته و او را بیشتر «بلوفزن» یا «معاملهگر» تصور کرده بود. نمونههایی مثل ماجرای ۲۰۲۰ و ترور قاسم سلیمانی نشان میدهد این دستکمگرفتن سابقه داشته و اینبار هزینهاش بسیار سنگین شد.
عملیات چه ویژگیای داشت؟
او تأکید میکند این عملیات صرفاً آمریکایی نیست و مشترک آمریکا–اسرائیل است:
به نظر میرسد آمریکا روی اهداف نظامی (توان موشکی، فرماندهی و کنترل، بخشهایی از زیرساختهای سپاه و شاید برخی تأسیسات مرتبط) تمرکز دارد.
اسرائیل بیشتر روی ترورهای هدفمند سیاسی متمرکز است.
هنوز روشن نیست دقیقاً کدام طرف با موشک مستقیم رهبر را زده، اما گزارشهایی درباره نقش اطلاعاتی آمریکا وجود دارد. همچنین ترامپ درباره هدف نهایی حرفهای متناقض زده: گاهی «معامله با رهبران جدید»، گاهی «ادامه جنگ تا چند هفته و فروپاشاندن رژیم».
.
چرا صرف بمباران معمولاً «تغییر رژیم» نمیآورد؟
او به دو قاعده تجربهمحور اشاره میکند:
کارزار هوایی بهتنهایی معمولاً رژیم را ساقط نمیکند چون کنترل سیاسی روی زمین ایجاد نمیشود.
در گذارهای اقتدارگرا، «اغلب» نتیجه به اقتدارگرایی دیگر ختم میشود—خصوصاً اگر گذار با خشونت داخلی/خارجی همراه باشد، چون در خلأ قدرت معمولاً «اهل قلم» بالا نمیآیند، بلکه «اهل سلاح» بالا میآیند.
چهار سناریوی پایان جنگ
سناریوی ۱) فروپاشی رژیم (تغییر رژیم)
راه «امیدوارانه» این است که دستگاه امنیتی از هم بپاشد، شکافها آشکار شود و مردم نهادها را تصرف کنند. اما سجادپور میگوید کلید اصلی این سناریو شکاف در سپاه/نیروهای امنیتی است.
او معتقد است اکنون ایران شاید ۴.۵ از ۵ شرط انقلاب را داشته باشد، اما آن «نیم» حیاتی یعنی شکاف معنادار در سپاه هنوز آشکار نیست. فرماندهان بالا ایدئولوژیکاند و دستچین شدهاند، هرچند بدنه یکدست نیست (سپاه حدود ۱۵۰ هزار نفر است).
نکته مهم دیگر: برای ریزش نیروهای امنیتی باید احساس کنند «بعد از رژیم هم آینده دارند» و قرار نیست «قتلعام/اعدام» شوند؛ و این کار برای اپوزیسیون و جامعه سخت است چون نفرت و خشم بسیار بالاست و تنها رهبران بسیار کمی میتوانند آن را به گذار سازنده تبدیل کنند.
سناریوی ۲) بقای رژیم و بازگشت به وضعیتی شبیه قبل
اگر آمریکا بهدلیل سیاست داخلی (کاهش محبوبیت جنگ، هزینهها، بازار و نفت) زود عقب بکشد، رژیم ممکن است بماند و حتی سرکوب را شدیدتر کند. سجادپور میگوید در افق یکساله، این سناریو میتواند محتمل باشد چون حتی اگر پایگاه اجتماعی رژیم کم باشد، «اقلیت متعهدِ مسلح» میتواند دوام ایجاد کند. او همچنین به عامل ترومای اجتماعی اشاره میکند: جامعه در شوک جنگ و سرکوب ممکن است بهجای قیام فوری، «پناه بگیرد و زنده بماند».
سناریوی ۳) گسترش درگیری به جنگ منطقهای
ایران چون توان ضربه همسطح به آمریکا/اسرائیل ندارد، ممکن است به اهداف آسیبپذیرتر منطقهای (بهویژه در خلیج فارس و زیرساختهای انرژی) حمله کند تا کشورهای عربی به آمریکا فشار بیاورند که جنگ را متوقف کند. اما ممکن است نتیجه معکوس بدهد و همان کشورها به آمریکا بگویند «کار را تمام کن» یا محکم بایستد.
سناریوی ۴) تغییر درونساختاری و ظهور یک رهبر جدید (نه لزوماً دموکراسی)
این سناریو نه فروپاشی کامل است و نه حفظ کامل وضع موجود؛ بلکه ظهور یک چهره قدرتمند جدید (مثلاً از دل امنیتی–نظامی) است: چیزی شبیه «پوتین ایرانی» یا رهبر ملیگرای اقتدارگرا که ممکن است یا ضدآمریکاییتر شود یا بگوید «مرگ بر آمریکا» دیگر اصل سازماندهنده شکستخورده است و باید «زنده باد ایران» را جایگزین کرد. در این مسیر، پوپولیسم اقتصادی هم بهخاطر فقر و سوءمدیریت، میتواند جذاب باشد.
https://open.spotify.com/episode/2nJV1OIIjT8uGeGP637uXu
1 500
🔹 در همین حال، مسأله کردها به عنوان یک نگرانی امنیتی عمده برای تهران در حال ظهور است. گروههای شورشی کرد اخیراً یک ائتلاف وسیعتر تشکیل دادهاند و نگرانیهایی را ایجاد کردهاند که ممکن است به عنوان نیروهای زمینی علیه جمهوری اسلامی استفاده شوند.
🔹 تهران به مقامات اقلیم کردستان هشدار داده است که اگر گروههای کرد از اقلیم کردستان عراق حملاتی انجام دهند، تهران ممکن است مستقیماً هدف قرار دهد.
🔹 جنگ همچنین یک حادثه بالقوه خطرناک در ترکیه را به وجود آورده است. موشکی که از ایران شلیک شده بود، توسط یک سیستم دفاع هوایی ناتو در بالای هاتای در حالی که به سمت پایگاه ایالات متحده در اینجیرلیک در حال حرکت بود، رهگیری شد.
🔹 اگرچه نیت مشخص نیست، یک تفسیر این است که ساختار غیرمتمرکز پرتاب موشکی ایران ممکن است خطر تشدید تصادفی یا حرکتهای غیرهماهنگ را افزایش دهد.
🔹 سازمانهای نظارتی بینالمللی همچنین آسیبهای نزدیک به تأسیسات هستهای ایران را ارزیابی کردهاند. تصاویر ماهوارهای نشاندهنده آسیب محدود نزدیک به سایت اصفهان است، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داده که هیچ ماده هستهای تحت تأثیر قرار نگرفته است.
🔹 نگرانیها بهویژه در اطراف نیروگاه هستهای بوشهر بالا است، جایی که پرسنل روسی این تأسیسات را اداره میکنند و انفجارهای نزدیکی گزارش شده است.
🔹 به طور کلی، روز پنجم جنگ نشاندهنده ادامه الگوهای موجود است، نه یک تغییر دراماتیک: عملیات هوایی پایدار اسرائیل در داخل ایران، تلاشهای ایران برای تحمیل هزینههایی بر منافع ایالات متحده و بازارهای انرژی منطقهای و ابعاد منطقهای و نیابتی در حال گسترش در درگیری.
🔹 هر دو طرف در تلاش هستند تا تعادل استراتژیک را در طول زمان تغییر دهند، نه اینکه به پیروزی نظامی سریع دست یابند.
1 500
خبرهای روز پنجم
جنگ (تمرکز بر
روایت استراتژیک ایرانی):
حمیدرضا عزیزی
🔹 نگرانیها در ایران از اینکه حملات هدفمند به مقامهای عالیرتبه به یک استراتژی جنگی ادامهدار تبدیل شده رو به افزایش است. منابع ایرانی بر این باورند که واشنگتن و تلآویو ممکن است تلاش کنند تا اعضای دولت ایران یا اعضای شورای رهبری موقت را هدف قرار دهند.
🔹 این ترس شامل هر کسی که به عنوان رهبر بعدی تعیین شود نیز میشود، با توجه به سابقه این امر در برخورد با حزبالله که جانشین نصرالله بهزودی پس از به عهده گرفتن رهبری هدف قرار گرفت.
🔹 حملات اسرائیلی و آمریکای به طور مداوم در غرب و مرکز ایران ادامه دارد، از جمله در شهرهایی مانند شیراز، خرمآباد، کرمانشاه، قم، اهواز و تبریز، با تمرکز اصلی بر مناطق غربی و پایتخت.
🔹 منابع ایرانی تأیید میکنند که چندین پایگاه موشکی مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله تأسیسات نزدیک به کرمانشاه. آسیب به نقاط دسترسی و زیرساختها ممکن است بر سرعت پرتاب موشکها تأثیر گذاشته باشد.
🔹 کاهش حملات موشکی ایران به اسرائیل به نظر میرسد که به محدودیتهای عملیاتی ناشی از تسلط هوایی اسرائیل و تلاشهای ایران برای حفظ زرادخانه باقیماندهاش مرتبط باشد.
🔹 ایران همچنان به دنبال حملات به منافع ایالات متحده و زیرساختهای انرژی منطقهای است، با هدف افزایش هزینههای جنگ برای واشنگتن و شرکای منطقهایاش.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که موشکهای ایرانی رادارهای هشدار زودهنگام THAAD
را هدف قرار دادهاند، از جمله سیستمهایی در اردن که پس از حملات قبلی در قطر و امارات متحده عربی صورت گرفته است.
🔹 اگر این حملات دقیق باشد، نشاندهنده یک استراتژی است که به تضعیف معماری دفاع موشکی منظور منطقهای که به حفاظت از پایگاههای ایالات متحده و اسرائیل کمک میکند، هدفگذاری شده است.
🔹 منابع ایرانی همچنین ادعا میکنند که زیرساختهای ارتباطی و راداری در چندین پایگاه آمریکایی، از جمله تأسیسات در بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، آسیب دیدهاند.
🔹 هدف به نظر میرسد که مختل کردن سیستمهای فرماندهی و کنترل و تضعیف هماهنگی بین شبکههای دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل باشد.
🔹 در عین حال، به نظر میرسد که دفاع هوایی ایران در هدفگیری پهپادهای شناسایی اسرائیل موفقتر عمل کرده است، از جمله سیستمهای Hermes 900.
🔹 برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند که بهبودها در شبکه دفاع هوایی کوتاهبرد ایران ممکن است دلیل این موفقیتها باشند، حتی اگر سیستمهای بلندبرد همچنان تضعیف شده باشند.
🔹 در جبهه نیابتی، گروههای مسلح عراقی به حملات خود به پایگاههای ایالات متحده ادامه دادهاند، حتی پس از حملات سنگین ایالات متحده و اسرائیل به مواضع حشد شعبی در انبار، دیاله و سامراء.
🔹 حزبالله نیز به عملیات خود ادامه داده است، از جمله حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی در شمال اسرائیل و بلندیهای جولان.
🔹 در همین حال، حوثیها عمدتاً در کنار درگیری باقی ماندهاند. برخی منابع ایرانی ادعا میکنند که آنها به عمد به عنوان بازدارندهای در برابر پیوستن عربستان سعودی یا امارات متحده عربی به جنگ نگه داشته میشوند.
🔹 جنگ انرژی همچنان در مرکز استراتژی ایران قرار دارد. قطرانرژی اعلام وضعیت اضطراری کرده و تولید LNG را پس از حملات به زیرساختهای انرژی متوقف کرده است.
🔹 این اختلالات تلاشهای ایران را برای حفظ فشار بر بازارهای جهانی انرژی تقویت میکند، بهویژه با توجه به عدم قطعیت در مورد اینکه چه مدت تنگه هرمز میتواند بسته خواهد ماند .
🔹 در عین حال، جنگ شروع به ایجاد بیثباتی ثانویه در سراسر منطقه کرده است، از جمله اعتراضات در پاکستان و بحرین در واکنش به کشته شدن خامنهای و درگیریهای جاری.
🔹 در داخل ایران، حامیان جمهوری اسلامی به سازماندهی تظاهرات برای درخواست انتقام و مقاومت ادامه دادهاند.
🔹 مقامات همچنین در مورد نارضایتی داخلی هشدار میدهند. رئیس قوه قضائیه اعلام کرده است که هرگونه اقدام هماهنگ با اهداف ایالات متحده یا اسرائیل به «عنوان همکاری در زمان جنگ» تلقی خواهد
🔹 رهبری ایران به طور همزمان تلاش میکند تا کشورهای خلیج فارس را آرام کند. رئیسجمهور پزشکیان و رئیس مجلس قالیباف تأکید کردهاند که حملات ایرانی متوجه نیروهای ایالات متحده و نه کشورهای میزبان است.
🔹 مقامات ایرانی همچنین تأکید کردهاند که به توافق ۲۰۲۳ پکن با عربستان سعودی پایبند هستند و این نشاندهنده تلاش برای جلوگیری از پیوستن کشورهای خلیج فارس به درگیری است.
🔹 گزارشها حاکی از آن است که چین یک نماینده ویژه به منطقه اعزام کرده است تا گزینههای میانجیگری را بررسی کند و این نشاندهنده نگرانی پکن از اختلالات جریان انرژی از طریق تنگه هرمز است.
1 500
* اسرائیل انتظار یک جنگ چند هفتهای با ایران را دارد.- فایننشیال تایمز
https://www.ft.com/content/dd070ee7-7021-4f90-86ec-690fe6aa34e6
مقامات کنونی و سابق اسرائیلی میگویند عملیات نظامی مشترک با ایالات متحده برای مدت چند هفته ادامه خواهد داشت و هدف آن برچیدن ستونهای اصلی نظام جمهوری اسلامی و نهادهای نظامی محافظ آن است.
* هدف اصلی عملیات، نابودی زیرساختهای نظامی و استراتژیک ایران است.
طبق گفته یک مقام ارشد نظامی اسرائیل، اهداف شامل نابودی سپاه پاسداران، سایتهای هستهای، تأسیسات تولید نظامی و تواناییهای فضایی و سایبری ایران است.
* جنگ در حال حاضر وارد «مرحله سوم» شده است.
مرحله اول شامل حملات اولیه مرگبار در تهران و هدف قرار دادن رهبران جمهوری اسلامی بود. مرحله دوم حدود ۱۰۰ ساعت طول کشید و بر نابودی توان موشکهای بالستیک، پهپادها و سامانههای پدافند هوایی تمرکز داشت.
* اسرائیل نابودی کامل ستونهای رژیم را بهعنوان هدف نهایی میبیند.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو، میگوید هدف نهایی «نابودی کامل رژیم و ستونهایی است که آن را سرپا نگه میدارند»؛ از جمله سپاه پاسداران، بسیج و تواناییهای استراتژیک.
* علاوه بر تهدید نظامی، هدف اسرائیل ایجاد فشار داخلی بر رژیم ایران است.
تحلیلگران میگویند تضعیف ساختار حکومت به گونهای که رژیم مجبور شود با بحرانهای داخلی روبهرو شود، یکی از اهداف مهمتر این عملیات است.
* مقامات اسرائیلی بهطور علنی از ایجاد شرایط برای سرنگونی رژیم سخن گفتهاند.
بنیامین نتانیاهو اعلام کرده است هدف حملات «ایجاد شرایط لازم» برای سقوط حکومت است و وزیر دفاع اسرائیل هشدار داده هر رهبر جدیدی که توسط رژیم منصوب شود میتواند هدف حذف قرار گیرد.
* با این حال، نابودی کامل سپاه پاسداران ممکن است بسیار دشوار باشد.
تحلیلگران اشاره میکنند که سپاه پاسداران حدود ۱۸۰ هزار نیرو دارد و هنوز مشخص نیست که آیا اسرائیل واقعاً میتواند چنین نیروی بزرگی را از بین ببرد یا نه.
* اسرائیل احتمال سناریوهای بیثباتکننده در داخل ایران را رد نمیکند.
برخی تحلیلگران نزدیک به محافل اسرائیلی میگویند اگر کودتا، اعتراضات گسترده یا حتی جنگ داخلی در ایران رخ دهد، برای اسرائیل قابل قبول است، زیرا هدف اصلی تضعیف رژیم است.
* حمله به قم با هدف جلوگیری از انتخاب رهبر جدید ایران انجام شد.
یک حمله هوایی اسرائیل ساختمانی در قم را هدف قرار داد که محل تجمع مجلس خبرگان بود؛ نهادی که قرار است رهبر بعدی ایران را انتخاب کند. یک مقام اسرائیلی گفت هدف جلوگیری از تعیین جانشین برای رهبری بوده است.
* ایالات متحده قصد دارد دامنه حملات را گسترش دهد.
مقامات آمریکایی گفتهاند تجهیزات و نیروهای نظامی بیشتری به خاورمیانه اعزام خواهد شد و وزیر دفاع آمریکا هشدار داده موجهای بزرگتری از حملات در راه است.
* با وجود مشارکت در جنگ، آمریکا درباره تغییر رژیم موضعی محتاطتر گرفته است.
در روزهای اخیر مقامات دولت ترامپ کمتر از «تغییر رژیم» به عنوان هدف رسمی سخن گفتهاند و برخی متحدان اروپایی نیز میگویند هنوز برنامه روشنی برای آینده سیاسی ایران ارائه نشده است.
* اسرائیل بیشتر بر نابودی تواناییهای نظامی رژیم تمرکز دارد تا برنامهریزی برای آینده ایران.
هدف اعلامشده این است که توان نظامی جمهوری اسلامی آنقدر تضعیف شود که دیگر نیازی به جنگهای بعدی با ایران نباشد.
* راهبرد اسرائیل این است که جنگ را یکبار برای همیشه تعیینکننده کند.
به گفته یک منبع آگاه از دیدگاه دولت اسرائیل، هدف این است که «کار همین حالا تمام شود» تا اسرائیل مجبور نباشد در آینده با ایران وارد دورهای دوم، سوم یا چهارم جنگ شود.
1 500
2/2
تاریخ ایران نمونههای متعددی از فروپاشی نظم سیاسی در زمان ضعف قدرت مرکزی دارد. پس از سقوط دولت صفوی در سال ۱۷۲۲، ایران برای دههها دچار بیثباتی و رقابت خشونتآمیز شد تا سرانجام در اواخر قرن هجدهم با ظهور قاجارها دوباره تثبیت شد.
تاریخ معاصر نیز نمونههایی مشابه دارد. در جنگهای جهانی اول و دوم، اشغال خارجی و ضعف حاکمیت ملی باعث ناامنی گسترده و بحران اقتصادی شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز درگیریهای خشونتآمیز میان گروههای سیاسی، شورشهای منطقهای و شورشهای قومی در کردستان، خوزستان، ترکمنصحرا و بلوچستان نشان داد که قدرت مرکزی تا چه اندازه میتواند شکننده شود.
همچنین حاشیهنشینی سیاسی و اقتصادی اقلیتهای قومی—از جمله کردها، عربها، بلوچها و ترکمنها—و سابقه شورشهای مسلحانه نشان میدهد که ایران از بیثباتی مصون نیست.
به بیان دیگر، استثناگرایی در نظریه لزوماً به مصونیت در عمل تبدیل نمیشود.
۳. تابآوری اقتدارگرایی
جمهوری اسلامی ممکن است بسیار نامحبوب باشد، اما نامحبوب بودن با ضعف ساختاری یکسان نیست.
در پژوهشهای استیون لویتسکی و لوکان وی درباره رژیمهای انقلابی نشان داده شده که حکومتهایی که از دل انقلابهای خشونتآمیز بیرون آمدهاند، اغلب دوام بسیار بالایی دارند. انقلاب خشونتآمیز مراکز قدرت رقیب را نابود میکند، نخبگان را از طریق تجربه مشترک جنگ متحد میکند و نهادهای امنیتی قدرتمندی ایجاد میکند.
نمونههای چنین رژیمهایی شامل اتحاد شوروی، چین، کوبا، الجزایر و حتی طالبان است.
جمهوری اسلامی نیز تا حد زیادی در همین چارچوب قرار میگیرد. انقلاب ۱۳۵۷ مراکز قدرت رقیب را از میان برد و جنگ ایران و عراق ساختارهای نظامی و امنیتی حکومت را بیش از پیش نظامی و منسجم کرد.
در چنین شرایطی، جنگ خارجی ممکن است نهتنها رژیم را تضعیف نکند، بلکه همبستگی دفاعی درون آن را تقویت کند.
یکی از ویژگیهای مهم جمهوری اسلامی توانایی بسیج نیروهای وفادار است. حکومت بارها توانسته هواداران خود را برای حضور در خیابانها و مقابله با اعتراضات بسیج کند. پس از مرگ خامنهای نیز این الگو دوباره دیده شده است؛ پایگاه اجتماعی حکومت در مساجد و میدانها بسیج شده تا در برابر اعتراض احتمالی بایستد.
در چنین ساختاری، جنگ خارجی بیشتر به تقویت انسجام دفاعی رژیم میانجامد تا فروپاشی آن.
۴. پیامدهای سیاسی جنگ
برای درک پیامدهای داخلی جنگ، باید به آخرین جنگ بزرگ ایران نگاه کرد: جنگ ایران و عراق.آن جنگ هشتساله ساختار سیاسی داخلی ایران را دگرگون کرد. در شرایط تهدید خارجی، مخالفت سیاسی بهعنوان خیانت تعریف شد، احزاب رقیب سرکوب شدند، دانشگاهها پاکسازی شدند و فضای سیاسی بهشدت امنیتی شد.همچنین نهادهای نظامی—بهویژه سپاه پاسداران—بهطور چشمگیری تقویت شدند و روایت «محاصره و تهدید دائمی» در مرکز ایدئولوژی دولت قرار گرفت.این روند از همان لحظهای آغاز میشود که سیاست داخلی حول تهدید وجودی سازماندهی میشود. حمله خارجی قدرت تندروها را افزایش میدهد، فضای فعالیت مدنی مستقل را محدود میکند و وزن نهادهای امنیتی را در سیاست بالا میبرد.حتی اگر رژیم از نظر نظامی تضعیف شود، فضایی که در شرایط جنگ شکل میگیرد معمولاً امنیتی و نظامی است—نه محیطی مناسب برای شکلگیری دموکراسی.دموکراسی پایدار به ظرفیت سازمانیافته مدنی و مشارکت اجتماعی گسترده نیاز دارد؛ دقیقاً همان عناصری که جنگ آنها را محدود میکند.
۵. مسئولیت اخلاقی و حافظه تاریخی
حمایت از جنگ—حتی اگر ناشی از خشم نسبت به حکومت اقتدارگرا باشد—بار اخلاقی سنگینی دارد.جنایات جمهوری اسلامی واقعی و دردناک است، اما این واقعیت مسئولیت اخلاقی کسانی را که از یک جنگ گسترده حمایت میکنند از میان نمیبرد. همانطور که جنایات آمریکا یا اسرائیل نیز جرائم جمهوری اسلامی را توجیه نمیکند.برخی ایرانیان حامی جنگ معتقدند نسلهای گذشته—بهویژه در سال ۱۳۵۷—اشتباهات بزرگی مرتکب شدند، اما این بار تاریخ متفاوت خواهد بود. آنان باور دارند که این بار گسست از طریق زور به آزادی منجر خواهد شد.
اما تجربه عراق هشدار دیگری میدهد.
در سال ۲۰۰۳ بسیاری از عراقیها ابتدا سقوط صدام حسین و ورود نیروهای آمریکایی را با امید به تغییر استقبال کردند. اما با گسترش فروپاشی دولت، خشونتهای فرقهای و فساد، آن امید بهتدریج از میان رفت. امروز بسیاری از عراقیها آن حمله را بیشتر مخرب میدانند تا رهاییبخش.داوری سیاسی با گذشت زمان تغییر میکند. نسلهای بعدی جنگها را نه با نیتهای اولیه، بلکه با نظمی که در نهایت ایجاد کردند ارزیابی میکنند.درس این تجربه این نیست که ایران عراق است؛ بلکه این است که قطعیت اخلاقی امروز ممکن است به پشیمانی فردا تبدیل شود.
جنگ تنها یک انتخاب استراتژیک نیست—
بلکه یک انتخاب تاریخی است.
1 500
1/2
توهم «آزادی از طریق جنگ»
علی کدیور – ۴ مارس ۲۰۲۶
https://substack.com/home/post/p-189825156
جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در برخی محافل بهعنوان لحظهای سرنوشتساز جشن گرفته میشود. برای برخی سیاستگذاران، این جنگ ضربهای قاطع به یک رژیم دشمن تلقی میشود. برای بخشی از ایرانیان خارج از کشور نیز معنایی فراتر دارد: آغاز پایان جمهوری اسلامی؛ لحظهای که در آن نیروی خارجی شاید بتواند آنچه سالها اعتراض داخلی نتوانست انجام دهد، محقق کند.
فرض اصلی این نگاه ساده است: جمهوری اسلامی ضعیف، منزوی و بهشدت نامحبوب است؛ اگر ضربهای کافی وارد شود، فرو میپاشد. با حذف حکومت، نوسازی سیاسی آغاز خواهد شد.
این مقاله این انتظار را جدی میگیرد—اما آن را در چارچوب مقایسهای ارزیابی میکند.
در برابر این جنگ دو مسیر ممکن وجود دارد:
۱. فروپاشی رژیم
۲. بقای رژیم تحت شرایط جنگ خارجی
مطالعات جامعهشناسی سیاسی و سیاست تطبیقی نشان میدهد که هیچیک از این دو مسیر احتمالاً به تثبیت دموکراسی منجر نمیشود.
اگر جنگ به سقوط حکومت منجر شود، تجربههای تاریخی تغییر رژیم توسط قدرتهای خارجی نشان میدهد که نتیجه اغلب تجزیه قدرت، جنگ داخلی و ضعف نهادهای سیاسی است. اگر رژیم باقی بماند، پژوهشها درباره دوام رژیمهای انقلابی نشان میدهد که جنگ خارجی معمولاً ساختارهای سرکوب و بسیج سیاسی آنها را تقویت میکند، نه اینکه آنها را تضعیف کند.
به بیان دیگر، جنگ بهطور ساختاری برای شکلگیری دموکراسی نامناسب است.
در مقالهای پیشین با عنوان «حذف بدون گردش قدرت»، نویسنده به ترور خامنهای بهعنوان نمونهای از «قطع سر نخبگان سیاسی» در مسیر تاریخی سیاست ایران پرداخت. آن تحلیل بر حذف رهبر تمرکز داشت؛ اما این مقاله به بستر گستردهتر جنگ میان دولتها میپردازد که چنین رویدادهایی در آن رخ میدهد. این دو بحث مکمل یکدیگرند: قطع سر نخبگان یک مکانیزم است، اما جنگ محیط ساختاریای است که تعیین میکند بعد از آن چه رخ میدهد.
برای فهم اینکه این جنگ چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد—چه فروپاشی و چه بقا—باید از زبان ساده «شکست و گسست» عبور کنیم و پرسشی سختتر مطرح کنیم:
در تاریخ، جنگ علیه رژیمهای انقلابی معمولاً چه نوع نظم سیاسیای بهوجود آورده است؟
۱. درسهای تغییر رژیم: «موفقیت فاجعهآمیز»
سابقه تاریخی تغییر رژیم توسط قدرتهای خارجی چندان مبهم نیست—بلکه بسیار تاریک است.
در کتاب Catastrophic Success، الکساندر داونز با استفاده از دادههای جهانی درباره مداخلات نظامی برای تغییر رژیم در قرن بیستم و بیستویکم نشان میدهد که اگرچه این مداخلات اغلب موفق به سرنگونی دیکتاتورها میشوند، اما احتمال جنگ داخلی، شورش و بیثباتی خشونتآمیز را در سالهای بعد بهطور چشمگیری افزایش میدهند. در بسیاری موارد، احتمال جنگ داخلی در دهه بعد بیش از دو برابر میشود.
مکانیزم این روند اختلال سیاسی است. حذف رژیم توسط قدرت خارجی ساختارهای قدرت موجود را نابود میکند، بدون آنکه جایگزینی مشروع و ریشهدار در داخل کشور ایجاد کند. نتیجه معمولاً تجزیه قدرت، رقابت مسلحانه و بیثباتی طولانیمدت است.
افغانستان، عراق، لیبی و سوریه نمونههای استثنایی نیستند؛ بلکه بخشی از همین الگوی تجربی گستردهاند. هنگامی که قدرتهای خارجی رژیمها را سرنگون میکنند، خلأ قدرتی ایجاد میشود که بازیگران مسلح برای پر کردن آن رقابت میکنند. در چنین شرایطی، انتخابات برگزارشده در فضای ناامن معمولاً نمیتواند اقتدار دموکراتیک پایدار ایجاد کند.
پژوهشهای خود نویسنده در کتاب Popular Politics and the Path to Durable Democracy نیز از زاویهای دیگر به نتیجه مشابهی میرسد. بررسی الگوهای جهانی نشان میدهد دموکراسی پایدار زمانی شکل میگیرد که سازمانیابی مردمی و نهادهای مدنی بهتدریج شکل گرفته باشند.
دموکراسی تنها با حذف حاکمان ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند ظرفیت سازمانیافته اجتماعی است که بتواند سیاست پس از انتقال قدرت را ساختار دهد.
مداخله نظامی خارجی این روند را قطع میکند. ممکن است حاکمان را حذف کند، اما زیرساخت اجتماعی لازم برای دموکراسی را ایجاد نمیکند—و اغلب آن را تضعیف یا نظامیسازی میکند.
جنگ ممکن است رژیمی را سرنگون کند، اما دموکراسی نمیسازد.
۲. استدلال «استثنا بودن ایران»
برخی ناظران ایرانی با اشاره به تاریخ طولانی ایران، هویت ملی متمایز یا پیچیدگی سیاسی جامعه ایران، معتقدند که ایران از الگوهای فروپاشی منطقهای مستثنا است.رضا ضیاابراهیمی این نگاه را «ملیگرایی جابهجایی» مینامد: نوعی روایت ملی که ایران را از جغرافیای خاورمیانه جدا میکند و آن را تمدنی آریایی و باستانی معرفی میکند که تنها بهطور تصادفی در این منطقه قرار گرفته است.اما آسیبپذیری ساختاری با تصورات ذهنی از بین نمیرود.
1 500
سپاه پاسداران تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی محسوب میشود. بر اساس برآوردهای مختلف، سپاه و نیروهای وابسته به آن شامل صدها هزار نیروی فعال و شبکهای گسترده از بسیج هستند. علاوه بر نقش نظامی، سپاه در بخشهای مهمی از اقتصاد ایران—از انرژی و ساختوساز گرفته تا زیرساختهای صنعتی—حضور گسترده دارد. همین ترکیب قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی باعث شده که سپاه به بازیگری محوری در ثبات ساختار سیاسی ایران تبدیل شود.
مسیر نامطمئن جنگ
در چنین شرایطی، به نظر میرسد جنگ وارد مرحلهای شده که هیچیک از طرفها بهسادگی عقبنشینی نخواهند کرد. واشنگتن امیدوار است که با فشار نظامی و فعالسازی شکافهای داخلی بتواند معادله جنگ را تغییر دهد. در مقابل، تهران احتمالاً تلاش خواهد کرد با طولانی کردن جنگ و بسیج احساسات ملیگرایانه موقعیت خود را تقویت کند.
آنچه روشن است این است که جنگی که تصور میشد شاید تنها چند روز یا چند هفته طول بکشد، اکنون میتواند به یک بحران منطقهای طولانیمدت تبدیل شود؛ بحرانی که نه تنها آینده ایران بلکه توازن قدرت در کل خاورمیانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
1 500
پس از ضربه نخست چه میشود؟
محدودیتهای راهبرد بیثباتسازی ایران و واقعیتهای جنگ
@irananalyses
در روزهای اخیر، همزمان با تشدید درگیری میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، بحث درباره آینده جنگ و سناریوهای پس از «ضربه نخست» شدت گرفته است. الگوی رفتار دولت دونالد ترامپ—از تغییر مداوم اهداف جنگ گرفته تا تلاشهای شتابزده برای توجیه عملیات—نشان میدهد که برنامه اولیه واشنگتن احتمالاً بسیار خوشبینانه طراحی شده بود. تصور اصلی این بود که با حذف رهبر جمهوری اسلامی و ضربه به ساختار فرماندهی، حکومت ایران بهسرعت دچار فروپاشی داخلی شود. اما برخلاف این انتظار، نشانهای از چنین فروپاشی سریع دیده نمیشود و همین مسئله باعث شده مسیر جنگ پیچیدهتر از آنچه در ابتدا تصور میشد پیش برود. افزایش توان ایران برای طولانی کردن جنگ یا وادار کردن واشنگتن به تغییر راهبرد نشان میدهد که معادله جنگ بسیار پیچیدهتر از یک عملیات کوتاهمدت است. برای مقایسه، در جنگ عراق برنامه اولیه دولت جورج بوش تازه پنج ماه پس از آغاز جنگ با بحران جدی مواجه شد؛ در حالی که در این جنگ نشانههای شکست طرح اولیه تنها چند روز پس از شروع عملیات دیده میشود.
سناریوی «بیثباتسازی داخلی»
در تاریخ معاصر خاورمیانه، بسیاری از حکومتها نه با اشغال مستقیم نظامی بلکه با ترکیبی از فشار خارجی و شکافهای داخلی تضعیف شدهاند. نمونههای عراق، لیبی و سوریه نشان میدهد که عملیات نظامی خارجی اغلب با فعال شدن نیروهای داخلی مخالف حکومت همراه بوده است. اکنون برخی نشانهها حاکی از آن است که در قبال ایران نیز سناریویی مشابه در حال بررسی است: فشار نظامی از بیرون همراه با فعالسازی شکافهای داخلی.
گزارشهایی در رسانههای بینالمللی از تماسهای سیاسی میان دولت ترامپ و برخی گروههای مخالف ایرانی منتشر شده است. از جمله گفته شده که ترامپ با مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) گفتوگو کرده است. این حزب یکی از قدیمیترین جریانهای سیاسی کرد ایرانی است که نیروهای آن سالها در مناطق مرزی ایران و عراق حضور داشتهاند. همچنین گزارشهایی از گفتوگو با رهبران اقلیم کردستان عراق منتشر شده که نشان میدهد منطقه کردستان عراق میتواند در برخی سناریوها نقش لجستیکی داشته باشد.
در امتداد مرز ایران و عراق چندین گروه مسلح کرد ایرانی حضور دارند که هزاران نیرو در اختیار دارند. در هفتههای اخیر برخی از این گروهها از نیروهای نظامی ایران خواستهاند از حکومت فاصله بگیرند. در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرده که مواضع برخی از این گروهها را با حملات موشکی و پهپادی هدف قرار داده است.
جغرافیای غرب ایران در این میان اهمیت ویژهای دارد. حدود ۸ تا ۱۰ میلیون نفر در استانهای کردنشین غرب کشور زندگی میکنند؛ منطقهای که به اقلیم کردستان عراق متصل است. برخی تحلیلگران معتقدند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا طی دههها حضور در اقلیم کردستان عراق شبکههایی از ارتباطات و زیرساختهای لجستیکی ایجاد کرده است که در صورت تصمیم سیاسی میتواند برای انتقال تجهیزات یا حمایت عملیاتی استفاده شود.
مدل چندمرحلهای بیثباتسازی
بر اساس برخی تحلیلها، راهبرد احتمالی فشار ترکیبی میتواند شامل چند مرحله باشد:
مرحله اول: انتقال تجهیزات، منابع و حمایت لجستیکی از طریق اقلیم کردستان عراق به گروههای مخالف.
مرحله دوم: شکلگیری ناآرامیهای محلی در استانهای مرزی مانند کرمانشاه، کردستان و ایلام.
مرحله سوم: اعزام نیروهای امنیتی از سایر نقاط کشور برای مهار این ناآرامیها، که میتواند تمرکز نیروهای حکومت را در سطح ملی کاهش دهد.
مرحله چهارم: احتمال گسترش بیثباتی به مناطق دیگری مانند بلوچستان در جنوب شرق یا خوزستان در جنوب غرب.
این مدل شباهتهایی با تجربه لیبی در سال ۲۰۱۱ دارد؛ جایی که حملات هوایی ناتو با پیشروی نیروهای مخالف داخلی ترکیب شد و در نهایت به سقوط معمر قذافی انجامید. از آغاز عملیات ناتو تا سقوط قذافی حدود هشت ماه طول کشید و در این مدت ساختار امنیتی دولت به تدریج فرسوده شد.
چرا ایران با لیبی متفاوت است؟
با وجود این شباهتها، ایران در چندین زمینه تفاوتهای اساسی با لیبی دارد. لیبی در زمان سقوط قذافی حدود ۷ میلیون نفر جمعیت داشت و ساختار دولت مرکزی آن نسبتاً ضعیف بود. در مقابل، ایران کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت، دولت بوروکراتیک گسترده و نهادهای امنیتی چندلایه است. چنین ساختاری فروپاشی سریع دولت را بسیار دشوارتر میکند.
1 500
تحلیلی درباره تأثیر جنگ بر نفت و گاز جهان
* تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان است. در شرایط عادی روزانه حدود **۸۰ نفتکش و کشتی حامل گاز از این مسیر عبور میکنند و حدود یکپنجم نفت جهان و بخش مهمی از گاز طبیعی از آن عبور میکند. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تردد کشتیها تقریباً متوقف شده است؛ بهطوری که روز دوشنبه فقط ۲ نفتکش و روز سهشنبه تنها یک نفتکش از تنگه عبور کرد. تحلیلگران این وضعیت را عملاً بسته شدن غیررسمی تنگه هرمز توصیف کردهاند.
* شرکتهای کشتیرانی و بیمه از عبور کشتیها خودداری میکنند. بسیاری از نفتکشها در دو سوی تنگه منتظر ماندهاند زیرا خطر حمله بالا رفته و هزینه بیمه برای عبور از منطقه جنگی بهشدت افزایش یافته است. برخی کشتیها نیز برای کاهش خطر، سیستمهای موقعیتیاب خود را خاموش کرده یا حتی **موقعیتهای جعلی ارسال میکنند. در شرایط عادی علاوه بر نفتکشها، حدود ۱۶۰ کشتی بزرگ در روز (از جمله کشتیهای کانتینری و حمل خودرو) از این مسیر عبور میکنند.
* تهدید مستقیم ایران علیه کشتیها و حملات به زیرساختهای انرژی باعث تشدید بحران شده است. یک مقام نظامی ایران تهدید کرده کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور کنند ممکن است هدف قرار گیرند و در روزهای اخیر نیز برخی کشتیها و تأسیسات انرژی در منطقه آسیب دیدهاند. از جمله: آتشسوزی در مرکز انرژی **فجیره در امارات بر اثر سقوط بقایای پهپاد، آتشسوزی در پالایشگاه رأس تنوره عربستان پس از رهگیری پهپادهای ایرانی، و توقف تولید گاز طبیعی مایع (LNG) قطر پس از حمله به تأسیسات آن.
* کاهش شدید عبور نفتکشها عرضه جهانی انرژی را کاهش داده و قیمتها را بالا برده است. از زمان آغاز درگیریها، **قیمت نفت حدود ۱۲ درصد افزایش یافته و به حدود ۸۱ دلار برای هر بشکه رسیده است و قیمت گاز طبیعی نیز در اروپا و آسیا افزایش قابل توجهی داشته است. ادامه این وضعیت میتواند باعث اختلال در اقتصاد جهانی و افزایش تورم شود.
* تنگه هرمز مسیر اصلی صادرات انرژی کشورهای بزرگ تولیدکننده خلیج فارس است. نفت و گاز عبوری از این مسیر عمدتاً از **عربستان سعودی، عراق، ایران، امارات و قطر صادر میشود. در سال ۲۰۲۴ بیش از ۸۰ درصد انرژی عبوری از این تنگه به آسیا ارسال شده و بزرگترین خریداران آن چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بودهاند.
* کشورها ذخایر استراتژیک انرژی دارند، اما بسته ماندن طولانیمدت تنگه میتواند بحران جهانی ایجاد کند. اگر این اختلال ادامه یابد، ممکن است یکی از بزرگترین شوکهای انرژی سالهای اخیر رخ دهد و زنجیرههای تأمین جهانی را شدیداً تحت تأثیر قرار دهد.
* آمریکا احتمالاً برای جلوگیری از بسته شدن مسیر وارد عمل میشود. دونالد ترامپ اعلام کرده در صورت لزوم نیروی دریایی آمریکا نفتکشها را در تنگه هرمز اسکورت خواهد کرد و دولت آمریکا همچنین ممکن است بیمه ریسک سیاسی برای کشتیهای عبوری فراهم کند تا تردد انرژی از این مسیر دوباره برقرار شود.
https://www.nytimes.com/interactive/2026/03/03/business/iran-war-oil-gas-strait-of-hormuz.html
1 500
https://www.foreignaffairs.com/lebanon/hezbollah-still-threat
حزبالله، مهمترین نیروی نیابتی ایران در لبنان، در سالهای اخیر ضربات سنگینی از سوی اسرائیل متحمل شده است، اما همچنان یک بازیگر امنیتی مهم در منطقه به شمار میرود. پس از حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، درگیریهای مرزی میان اسرائیل و حزبالله شدت گرفت و در سال ۲۰۲۴ اسرائیل عملیات گستردهای علیه این گروه آغاز کرد. اسرائیل با استفاده از عملیاتهای اطلاعاتی پیچیده، از جمله انفجار دستگاههای ارتباطی مانند پیجرها و بیسیمها، بیش از هزار عضو حزبالله را کشته یا زخمی کرد و سپس با حملات هوایی و ترورهای هدفمند بسیاری از فرماندهان ارشد، از جمله حسن نصرالله، را از میان برد. در ادامه، ارتش اسرائیل وارد جنوب لبنان شد و حزبالله طبق توافق آتشبس مجبور شد نیروهای خود را از جنوب رود لیتانی عقب بکشد. بر اساس ادعای اسرائیل، حدود ۸۰ درصد از زرادخانه موشکی حزبالله نابود شده و این گروه بیش از ۱۸ هزار تلفات، از جمله حدود پنج هزار کشته، داده است.
با وجود این ضربات، حزبالله همچنان ظرفیت نظامی قابل توجهی دارد و تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب میشود. برآورد میشود که این گروه هنوز حدود ۲۵ هزار موشک و راکت در اختیار داشته باشد و بتواند بین ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی رزمی تماموقت و ذخیره بسیج کند. حزبالله علاوه بر توان موشکی و پهپادی، سابقه انجام عملیاتهای برونمرزی دارد و همچنان قادر است حملات نامتقارن یا تروریستی در خارج از منطقه انجام دهد. با این حال، شبکه فرماندهی و کنترل آن به شدت آسیب دیده و اسرائیل نشان داده که نفوذ اطلاعاتی عمیقی در این سازمان دارد. مجموعهای از ترورها و عملیاتهای اطلاعاتی باعث شده ارتباطات داخلی حزبالله مختل شود و رهبران آن نسبت به وجود جاسوسان در درون سازمان بیاعتماد شوند، مسئلهای که مدیریت و هماهنگی نظامی را برای این گروه دشوارتر کرده است.
از نظر مالی و سیاسی نیز حزبالله در موقعیت دشوارتری قرار گرفته است. اسرائیل زیرساختهای مالی این گروه را هدف قرار داده و شعب بانکهای مرتبط با حزبالله را بمباران کرده است، در حالی که دولت لبنان تحت فشار آمریکا محدودیتهایی بر فعالیتهای مالی آن اعمال کرده است. در همین زمان، سقوط رژیم بشار اسد در سوریه و روی کار آمدن دولتی مخالف حزبالله، مسیر انتقال سلاح و منابع مالی به لبنان را محدود کرده است. مهمتر از همه، ایران که پیش از سال ۲۰۲۳ سالانه حدود ۷۰۰ میلیون دلار به حزبالله کمک میکرد، اکنون به دلیل تحریمها، بحران اقتصادی و حملات نظامی آمریکا و اسرائیل توان کمتری برای حمایت مالی از این گروه دارد. در نتیجه، حزبالله با افزایش هزینههای جنگ و کاهش منابع مالی مواجه شده و حتی گزارشهایی از کاهش یا توقف پرداخت حقوق به نیروها و خانوادههای کشتهشدگان منتشر شده است. با این حال، به دلیل پایگاه اجتماعی در میان بخش بزرگی از شیعیان لبنان و ضعف دولت مرکزی، این گروه همچنان نفوذ قابل توجهی در سیاست و امنیت لبنان دارد و حذف کامل آن بدون فشار طولانیمدت نظامی، سیاسی و اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود
1 500
نیویورک تایمز
### ارتباط مخفیانه ایران برای مذاکره
* یک روز پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، عوامل وزارت اطلاعات ایران بهطور غیرمستقیم از طریق یک سرویس اطلاعاتی کشور ثالث با CIA تماس گرفتهاند.
* هدف این تماس بررسی امکان مذاکره برای پایان دادن به جنگ بوده است.
* مقامات آمریکایی فعلاً این پیشنهاد را جدی یا عملی در کوتاهمدت نمیدانند.
### وضعیت آشفته رهبری در ایران
* حملات اسرائیل بهطور سیستماتیک رهبران نظامی و سیاسی ایران را هدف قرار داده است.
* کشته شدن بسیاری از چهرههای کلیدی باعث شده ساختار تصمیمگیری حکومت دچار آشفتگی شود.
* حتی افرادی که آمریکا تصور میکرد ممکن است در آینده رهبر شوند نیز کشته شدهاند.
* ترامپ گفته است:
* «بیشتر افرادی که برای رهبری در نظر داشتیم کشته شدهاند.»
### اختلاف دیدگاه آمریکا و اسرائیل درباره هدف جنگ
* اسرائیل خواهان ادامه حملات برای چند هفته و وارد کردن حداکثر خسارت به توان نظامی ایران است.
* برخی در اسرائیل میخواهند این حملات حتی به سقوط حکومت ایران منجر شود.
* در مقابل، در واشنگتن بحثهایی درباره پایان جنگ با یک توافق سیاسی مطرح است.
### تغییر نگاه ترامپ درباره آینده حکومت ایران
* در ابتدا ترامپ روی احتمال قیام مردمی علیه حکومت ایران حساب میکرد.
* اما اکنون به نظر میرسد به سناریویی عملگرایانهتر فکر میکند: ظهور چهرههای عملگرا در داخل ساختار فعلی حکومت.
### شروط احتمالی آمریکا برای توقف جنگ
اگر توافقی شکل بگیرد، آمریکا احتمالاً خواستار این موارد خواهد بود:
* کنار گذاشتن یا محدود کردن شدید برنامه هستهای ایران
* کاهش یا توقف برنامه موشکهای بالستیک
* قطع حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله
در مقابل:
* ممکن است به رهبران باقیمانده ایران اجازه داده شود قدرت سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کنند.
### الگوی مورد نظر ترامپ
* ترامپ گفته مدل مطلوب او شبیه ونزوئلا است.
* در آن سناریو:
* آمریکا با فشار نظامی و سیاسی
* بر جانشین رهبر قبلی نفوذ پیدا کرد
* و کنترل صادرات نفت ونزوئلا را به دست آورد.
### سناریوهای احتمالی آینده قدرت در ایران
طبق ارزیابیهای اطلاعاتی CIA:
* احتمال قدرت گرفتن بخشی از سپاه پاسداران وجود دارد.
* احتمال به قدرت رسیدن اپوزیسیون خارج از کشور بسیار پایین ارزیابی شده است.
* آینده سیاسی ایران به دلیل متغیرهای بسیار نامشخص قابل پیشبینی دقیق نیست.
### خطر فروپاشی و بیثباتی
برخی تحلیلگران هشدار میدهند:
* حکومت ایران ممکن است کنترل مناطق قومی مانند کردستان را از دست بدهد.
* احتمال فروپاشی دولت مرکزی و شکلگیری هرجومرج شبیه سوریه یا لیبی وجود دارد.
https://www.nytimes.com/2026/03/04/us/politics/trump-iran-intelligence-leaders.html
1 500
1 500
۲/۲
🔹 این حملات نشاندهنده راهبرد گستردهتر ایران برای حفظ فشار بر بازار جهانی انرژی است؛ حتی اگر محاصره کامل دریایی دشوار باشد.
🔹 بازارهای نفت نیز در حال واکنش هستند. عراق صادرات نفت اقلیم کردستان از طریق خط لوله جیهان را متوقف کرده و هشدار داده اگر اختلال در هرمز ادامه یابد ممکن است کاهش تولید نیز در پیش باشد.
🔹 در داخل ایران نیز تحولات سیاسی سرعت گرفته است. گفته میشود مجلس خبرگان رهبری در آستانه انتخاب رهبر جدید پس از کشته شدن علی خامنهای قرار دارد.
🔹 شورای رهبری موقت نیز با وجود خطر حملات بیشتر موسوم به «قطع سر» دوباره تشکیل جلسه داده است؛ اقدامی برای نشان دادن تداوم و کنترل سیاسی.
🔹 نگرانیها درباره تشدید تنش در اطراف تأسیسات هستهای نیز افزایش یافته است. گزارش شده تأسیسات هستهای نطنز بار دیگر هدف قرار گرفته و انفجارهایی در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر که با همکاری روسیه اداره میشود نگرانیها درباره احتمال حادثه هستهای را افزایش داده است.
🔹 سرعت حملات موشکی ایران علیه اسرائیل در یک روز گذشته کاهش یافته است. هنوز مشخص نیست آیا این موضوع نتیجه هدف قرار گرفتن موفق پرتابگرهای موشکی بوده یا تصمیم تهران برای حفظ ذخایر موشکی.
🔹 استقرارهای نظامی جدید آمریکا نیز توجه تحلیلگران ایرانی را جلب کرده است. گزارشهای منابع باز نشان میدهد واشنگتن هواپیماهای سوخترسان هوایی بیشتری به منطقه سنتکام اعزام کرده و جنگندههایی را از اروپا به خاورمیانه منتقل کرده است.
🔹 برخی تحلیلگران ایرانی این اقدامات را نشانهای میدانند از اینکه جنگ ممکن است برخلاف پیشبینی اولیه واشنگتن پیش برود و سطح نیروهای آمریکا برای ابعاد و مدت این درگیری کافی نبوده باشد.
🔹 همچنین گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد آمریکا ممکن است در حال بررسی انتقال سامانههای پدافند هوایی THAAD و Patriot از مناطق دیگر مانند شرق آسیا به خاورمیانه باشد تا در برابر حملات موشکی ایران دفاع منطقهای را تقویت کند.
🔹 رسانههای ایرانی این تحولات را نشانهای میدانند از اینکه مصرف موشکهای رهگیر ممکن است سریعتر از حد انتظار باشد و واشنگتن ناچار شده از منابع دفاعی دیگر مناطق استفاده کند.
🔹 در مجموع، تحولات روز چهارم تا حد زیادی الگوهای دو روز گذشته را تقویت میکند:
گسترش نقش نیروهای نیابتی، ادامه حملات به زیرساختهای انرژی، عملیات هوایی مداوم در داخل ایران، و سرایت تدریجی جنگ به سطح منطقهای.
1 500
۱/۲
روز چهارم جنگ ایران با آمریکا/
اسرائیل (با تمرکز بر روایت راهبردی ایران):
حمیدرضا عزیزی
🔹 به نظر میرسد نیروهای زمینی سپاه پاسداران اکنون بهطور آشکارتری وارد درگیری شدهاند. گزارشهای ایرانی از حملات پهپادی علیه مواضع شبهنظامیان کرد در شمال عراق و همچنین حملات علیه اهداف آمریکایی در کویت خبر میدهند که نشان میدهد نقش این نیرو در حال گسترش است.
🔹 این تغییر نشاندهنده نگرانی فزاینده ایران از احتمال حمایت آمریکا از گروههای شورشی داخل ایران است؛ بهویژه گروههای مسلح کرد و بلوچ که در مناطق مرزی فعالیت دارند.
🔹 ایران یک پهپاد اسرائیلی Elbit Hermes 900 را تقریباً سالم سرنگون کرده است (تصویر آن تأیید شده). منابع ایرانی از هماکنون درباره مهندسی معکوس این سامانه صحبت میکنند؛ اقدامی که تهران در گذشته نیز با برخی تجهیزات بهدستآمده انجام داده است.
🔹 هر دو طرف تلاش دارند اعتماد به ظرفیت تولید نظامی در زمان جنگ را نشان دهند. مقامات ایرانی میگویند تولید موشک همگام با میزان شلیک آن ادامه دارد**، در حالی که **دونالد ترامپ اعلام کرده تولید موشکهای رهگیر آمریکا نیز در حال افزایش است.
🔹 کارزار فشار دریایی ایران همچنان ادامه دارد. یک مقام نیروی دریایی سپاه اعلام کرده که تاکنون ده کشتی در تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند**؛ اقدامی در راستای تلاش تهران برای **اختلال در کشتیرانی و افزایش هزینه انرژی در سطح جهانی.
🔹 گروه مقاومت اسلامی عراق اعلام کرده در یک روز ۲۷ عملیات علیه مواضع آمریکا در سراسر منطقه انجام داده است؛ موضوعی که نشاندهنده افزایش چشمگیر فعالیت نیروهای نیابتی است.
🔹 همچنین حملاتی علیه تأسیسات دیپلماتیک و اطلاعاتی آمریکا در کشورهای خلیج فارس گزارش شده است؛ از جمله حوادثی در دبی و عربستان سعودی.
🔹 ایالات متحده در حال بررسی اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز است. برخی تحلیلگران ایرانی میگویند این اقدام ممکن است بهطور paradoxical آسیبپذیری ناوهای آمریکایی را افزایش دهد زیرا آنها را در برد موشکهای ایرانی قرار میدهد.
🔹 به نظر میرسد ایران در حال تمرکز حملات بر زیرساختهای راداری و نظارتی آمریکا در خلیج فارس است. گزارشها نشان میدهد یک رادار دوم سامانه THAAD در امارات هدف موشکهای ایرانی قرار گرفته است؛ اقدامی که نشاندهنده تلاش برای تضعیف سامانههای هشدار زودهنگام است.
🔹 در همین حال ایران ظاهراً هدف قرار دادن پهپادهای شناسایی اسرائیلی مانند Hermes 900 را در اولویت قرار داده است؛ پهپادهایی که نقش مهمی در شناسایی محل پرتاب موشکهای ایرانی دارند.
🔹 برخی تحلیلگران معتقدند این موضوع میتواند توضیح دهد چرا در روزهای اخیر حجم حملات موشکی گسترده ایران کاهش یافته است**؛ زیرا ممکن است تهران ابتدا تلاش کند **توان اطلاعاتی و شناسایی اسرائیل (ISR) را تضعیف کند و سپس حملات سنگینتر را از سر بگیرد.
🔹 تصاویری که پرواز جنگندههای F-16 اسرائیلی بر فراز تهران را نشان میدهد، حاکی از آن است که اسرائیل و آمریکا ممکن است به آزادی عمل قابل توجهی در آسمان ایران دست یافته باشند**؛ پس از آنکه بخشهایی از شبکه پدافند هوایی ایران را سرکوب کردهاند.
🔹 **تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل نیز روشنتر شده است. به نظر میرسد حملات اسرائیل بیشتر بر تهران و غرب ایران متمرکز است**، در حالی که **عملیات آمریکا بیشتر پایگاههای پهپادی و زیرساختهای نظامی در جنوب ایران را هدف قرار میدهد.
🔹 حملات اسرائیل همچنین همچنان بر نهادهای حکومتی ایران متمرکز است. ستادهای پلیس، مراکز اطلاعاتی و پایگاههای سپاه در تهران هدف قرار گرفتهاند؛ اقدامی که نشاندهنده راهبرد تضعیف توان امنیت داخلی جمهوری اسلامی است.
🔹 همزمان، حملاتی نیز استانهای غربی ایران را هدف قرار دادهاند که نگرانی تهران را از احتمال ورود گروههای شورشی از اقلیم کردستان عراق افزایش داده است.
🔹 ایران نیز در پاسخ مواضع شبهنظامیان کرد در عراق را هدف قرار داده و استقرار نیروهای سپاه در مرزهای غربی را افزایش داده است.
🔹 حزبالله لبنان با وجود فشار دولت لبنان، به عملیات محدود ادامه داده است؛ از جمله حمله پهپاد انتحاری به پایگاه هوایی رامات داوید و شلیک راکت به اهداف نظامی اسرائیل.
🔹 در همین حال حوثیها تهدید کردهاند در صورت ورود مستقیم عربستان به جنگ، تنگه بابالمندب را خواهند بست و حملات به عربستان را از سر خواهند گرفت.
🔹 زیرساختهای انرژی به میدان اصلی نبرد تبدیل شدهاند. حملات پهپادی ایران تأسیسات گازی مرتبط با QatarEnergy را هدف قرار داده که باعث تعطیلی موقت عملیات LNG در رأس لفان و مسیعید شده است.
🔹 در حملهای جداگانه پایانه صادرات نفت فجیره در امارات نیز هدف قرار گرفته است؛ مسیری حیاتی که امکان دور زدن تنگه هرمز برای صادرات نفت خلیج فارس را فراهم میکند.
1 500
https://edition.cnn.com/2026/03/03/politics/cia-arming-kurds-iran
نکات مهم گزارش سیانان درباره طرح آمریکا برای مسلح کردن نیروهای کرد در ایران
* سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در حال بررسی و کار بر روی طرحی برای مسلح کردن نیروهای کرد ایرانی با هدف ایجاد زمینه برای یک قیام مردمی علیه جمهوری اسلامی است.
* دولت دونالد ترامپ در حال گفتوگو با گروههای مخالف ایرانی و رهبران کرد در عراق برای ارائه حمایت نظامی به آنهاست.
* گروههای مسلح کرد ایرانی هزاران نیرو در امتداد مرز ایران و عراق دارند و عمدتاً در اقلیم کردستان عراق مستقر هستند.
* برخی از این گروهها از آغاز جنگ بیانیههایی منتشر کردهاند که به اقدام قریبالوقوع اشاره میکند و از نیروهای نظامی ایران خواستهاند از حکومت جدا شوند.
* سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده که در روزهای اخیر مواضع نیروهای کرد را با دهها پهپاد هدف قرار داده است.
* دونالد ترامپ با مصطفی هجری، رهبر حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) تماس تلفنی داشته است.
* به گفته منابع کرد ایرانی، نیروهای کرد مخالف جمهوری اسلامی ممکن است در روزهای آینده در یک عملیات زمینی در غرب ایران مشارکت کنند.
* این گروهها انتظار دارند از سوی آمریکا و اسرائیل حمایت نظامی دریافت کنند.
* آمریکا همچنین با رهبران کرد عراق گفتوگو کرده تا امکان عبور سلاحها از خاک اقلیم کردستان عراق و استفاده از آن به عنوان پایگاه عملیات فراهم شود.
* یکی از اهداف این طرح این است که نیروهای کرد با نیروهای امنیتی ایران درگیر شوند تا:
* نیروهای امنیتی ایران در مناطق مرزی مشغول و درگیر شوند
* مردم غیرمسلح در شهرهای بزرگ ایران بتوانند راحتتر به خیابانها بیایند
* برخی مقامات آمریکایی معتقدند کردها میتوانند منابع نظامی جمهوری اسلامی را پراکنده و فرسوده کنند.
* یکی از سناریوهای مطرح شده این است که نیروهای کرد بتوانند بخشی از شمال ایران را تصرف کنند و یک منطقه حائل برای اسرائیل ایجاد شود.
* با این حال، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که کردهای ایرانی در حال حاضر منابع و نفوذ کافی برای ایجاد یک قیام موفق ندارند.
* احزاب کرد ایرانی نیز پیش از مشارکت در چنین اقدامی به دنبال تضمینهای سیاسی از دولت آمریکا هستند.
* گروههای کرد مخالف ایران یکپارچه نیستند و میان آنها اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک و رقابتهای داخلی وجود دارد.
* برخی مقامات آمریکایی نگرانند که منافع این گروهها لزوماً با اهداف آمریکا همسو نباشد.
* CIA سابقهای طولانی در همکاری با نیروهای کرد در عراق دارد و طبق گزارشها یک پایگاه در نزدیکی مرز ایران در اقلیم کردستان عراق دارد.
* آمریکا همچنین کنسولگری در اربیل و نیروهای نظامی در اقلیم کردستان عراق در چارچوب عملیات ضد داعش دارد.
* در گذشته نیز نیروهای کرد با آمریکا علیه داعش در عراق و سوریه همکاری کردهاند، اما در مواردی احساس کردهاند که آمریکا آنها را رها کرده است.
--.
1 500
درس مهم دیگر، نشانههای کاهش جایگاه جهانی آمریکا است. امپراتوریها با قدرت نظامی حکومت میکنند، اما همچنین با میل دیگران به شبیه شدن به آنها. این پدیده که امروز «قدرت نرم» نامیده میشود، تنها به مصرف محصولات فرهنگی محدود نیست. قدرت نرم آمریکا و اروپا به اقتدار اخلاقی نیز وابسته است: پایبندی به آنچه خوب تلقی میشود و پرهیز از آنچه شر شمرده میشود. افول امپراتوریها اغلب ابتدا با فرسایش همین ارزشها آغاز میشود؛ سپس ضعف نهادها و کاهش توان نظامی رخ میدهد. هنوز مشخص نیست که آیا امپراتوری آمریکا در مسیر افول قرار گرفته است یا نه. اما سیاست خارجی دونالد ترامپ و پدیده «ترامپیسم» بهطور جدی در تلاشاند این روند را آغاز یا حتی تسریع کنند.
مورخان احتمالاً این جنگ اخیر را به عنوان نقطه عطفی بزرگ در تاریخ سیاسی ایران، اسرائیل، خاورمیانه و ایالات متحده به یاد خواهند آورد. دههها بعد، کتابها و مقالات خواهند نوشت که چگونه جاهطلبیهای امپراتوری آمریکا بار دیگر در دهه ۲۰۲۰ و در دولت ترامپ آشکار شد، چگونه اسرائیل و ایالات متحده به کشوری که خود را جمهوری اسلامی مینامید در ماه رمضان حمله کردند، و چگونه منطقهای که سالها با جنگ و درگیری دستبهگریبان بود، بار دیگر از آستانه آرامش دور شد و به ورطه آشوب فرو افتاد.
آنچه امروز رخ میدهد، واقعاً تاریخ در حال شکلگیری است؛ تاریخی که ــ همانند بسیاری از لحظات تاریخ ــ با تراژدی و خون نوشته میشود.
https://www.dohainstitute.org/en/ResearchAndStudies/Pages/the-war-on-iran.aspx
1 500
مهران کامروا استاد علوم سیاسی در دانشگاه جورجتاون در قطر و رئیس «واحد مطالعات ایران» در مرکز عربی پژوهش و مطالعات سیاستی.: در همین حال جامعه ایران تغییر کرده بود: جوانتر شده بود، کمتر محافظهکار و سنتی بود و بیشتر با روندهای جهانی همسو شده بود. اما خامنهای و اندیشههایش پیرتر و محافظهکارتر شدند و هرچه بیشتر در محافظهکاری ایدئولوژیک و الهیاتی فرو رفتند. زمانی که زنان خواستار آزادی در انتخاب پوشش شدند، او بر ادامه حجاب اجباری پافشاری کرد. هنگامی که حتی برخی از نزدیکترین همراهانش خواستار اصلاحات و اعتدال شدند، آنان را خائن و متهم به خیانت کرد. در دورهای که جهان بیش از پیش به هم پیوسته و درهم تنیده شده بود، او همچنان بر سیاستهایی اصرار داشت که ایران را در انزوا و حاشیه نگاه میداشت. وقتی کشته شد، برخی ایرانیان گریستند، اما بسیاری دیگر از شادی به رقص آمدند. در عین حال اکثریت بزرگتری همچنان با اضطراب به آینده مینگرند؛ آسوده از رفتن دیکتاتور، اما نگران از آنکه دیکتاتوری دیگر جای او را بگیرد.
و شاید دقیقاً همین سرنوشت در انتظار ایرانیان باشد: ظهور دیکتاتوری دیگر. یکی از سناریوهای محتمل آن است که چنین رهبری از دل بقایای جمهوری اسلامی سر برآورد. در «دولت پنهان» جمهوری اسلامی کم نیستند کسانی که هم شبکه ارتباطی لازم را دارند و هم تجربه لازم را تا در چنین لحظه حساسی زمام قدرت را در دست بگیرند. سناریوی دیگر، که آن هم میتواند به نوعی دیکتاتوری بینجامد، این است که اپوزیسیون مستقر در خارج از کشور ــ که اکنون بیش از پیش حول محور پسر شاه سابق، رضا پهلوی ۶۴ ساله، شکل گرفته است ــ با حمایت آمریکا و اسرائیل به عنوان وارثان «ایران جدید» به قدرت رسانده شوند.
حامیان پهلوی، که برخی از آنان با تحریک رباتهای اینترنتی اسرائیلی و در حالی که پرچمهای اسرائیل را در دست داشتند، پس از انتشار خبر کشته شدن خامنهای در خیابانهای تورنتو و لسآنجلس به جشن و پایکوبی پرداختند. این «انقلابیونِ کلابگرد» نشان دادهاند که در تحمل مخالفت و حتی گفتوگو، دستکمی از همتایان خود در اردوگاه طرفداران خامنهای ندارند. آنان اکنون با استفاده از شبکههای اجتماعی، که سلاح اصلیشان شده است، به تخریب مخالفان مشغولند، فضای گفتوگوی انتقادی را میبندند و هرکس را که با آنان همنظر نباشد به دریافت پول از جمهوری اسلامی متهم میکنند. عدم تحمل خامنهای در طول حیاتش میراثی از دو قطبی شدید در جامعهای ازهمگسیخته بر جای گذاشته است. جانشینان او، هرکه باشند و از هر کجا که برآیند، بعید است در بیاعتنایی به دیدگاههای متفاوت چندان تفاوتی با او داشته باشند.
داوری تاریخ
تنها چند روز از آغاز این جنگ گذشته است و پیشبینی مسیر آینده آن در ایران و منطقه هنوز ممکن نیست. اگر تنها یک چیز قطعی باشد، آن است که خطرات بیشتری در پیش است. با این حال، رجوع به برخی درسهای تاریخی میتواند مفید باشد.
تاریخ پر است از نمونههایی که در آن قدرتهای بزرگ به کشورهای کوچکتر حمله کردهاند؛ اما تقریباً همیشه به زیان خودشان. چه در مورد آمریکا و ویتنام، چه شوروی و افغانستان، چه آمریکا و عراق و چه روسیه و اوکراین، حملات قدرتهای بزرگ همواره خسارتهای عظیم جانی و مالی بر جای گذاشته، زندگیها را نابود کرده و کینه و دشمنیهایی را برای نسلها تداوم بخشیده است. با این حال، تقریباً هیچگاه ــ دستکم در نمونههای یادشده ــ به پیروزیای که مهاجمان در ذهن داشتند نینجامیده است. ماجرای معروف «ماموریت انجام شد» جورج دبلیو بوش نمونهای از این شکستهای پرشمار است. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود.
با این حال از هماکنون میتوان برخی درسهای مهم را دید. نخست اینکه حقوق بینالملل عملاً مرده است؛ اگر هنوز کاملاً نمرده باشد، دستکم در بخش مراقبتهای ویژه قرار دارد. تنها در چند سال گذشته جهان شاهد وحشت نسلکشی در غزه بوده است، در حالی که کشورهایی که خود را مدافعان حاکمیت قانون میدانند ــ مانند آلمان، بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده ــ نه تنها آن را محکوم نکردند، بلکه از آن حمایت کردند، در حالی که همزمان حمله روسیه به اوکراین را نقض حقوق بینالملل میخواندند. آنچه امروز علیه ایران انجام میشود به اندازه نسلکشی فلسطینیان فاجعهبار نیست، اما حامیان و تشویقکنندگان آن همان اندازه مشتاق و دوچهرهاند.
1 500
سراب «هرجومرجِ مدیریتشده»
بازاندیشی در راهبرد آمریکا در قبال ایران
@irananalyses
آنچه امروز در قبال ایران در حال شکلگیری است، صرفاً یک عملیات نظامی محدود نیست. نشانهها از راهبردی گستردهتر حکایت دارد؛ فشاری بیرونی برای ایجاد شکاف درونی. گزارشها از تماس مستقیم با رهبران کرد، گفتوگو با چهرههای بلوچ، و حتی ارتباط با برخی گروههای سازمانیافته مخالف مانند مجاهدین خلق حکایت دارد. هدف، ساختن یک ائتلاف ناهمگون از بازیگران ناراضی است تا همزمان با تضعیف نظام از بیرون، به عنوان پیادهنظام فشار از درون افزایش یابد.
بر اساس برخی گزارشها، ترامپ با رهبران اقلیم کردستان عراق تماس داشته است. گمانهزنیها درباره گفتوگو با گروههای کردی در مرزهای غربی ایران افزایش یافته است. در جنوبشرق نیز از تماس با چهرههای بلوچ و گروههای فعال در آن منطقه سخن گفته میشود. در کنار اینها، نام سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نیز دوباره در برخی تحلیلها مطرح شده؛ گروهی که سالهاست در خارج از ایران فعال است و در واشنگتن شبکه لابی مشخصی دارد.
هنوز تصمیم رسمی درباره تسلیح یا آموزش این گروهها اعلام نشده است. اما همین که گزینه حمایت از نیروهای مسلح داخلی روی میز قرار دارد، پیام روشنی دارد: واشنگتن میخواهد بدون اعزام نیروی زمینی، بازیگران ایرانی را به نیروی میدانی تغییر تبدیل کند. در این چارچوب، عبارت «مردم ایران خود نیروهای روی زمیناند» فقط یک شعار نیست؛ یک جهتگیری راهبردی است.
منطق این سیاست روشن است. ساختار قدرت در ایران بر دو ستون استوار است: ارتش و سپاه پاسداران. سپاه، با شبکه گسترده امنیتی، اقتصادی و بسیج، هسته سخت نظام است. اگر حملات هوایی توان فرماندهی آن را تضعیف کند و همزمان فشار از سوی کردها، بلوچها یا دیگر گروههای سازمانیافته افزایش یابد، شاید شکافی در درون ساختار شکل بگیرد. شاید بخشی از ارتش یا نیروهای عملگرا به این نتیجه برسند که برای حفظ کشور، باید مرکز ایدئولوژیک را کنار بزنند.
اما این سناریو روی کاغذ سادهتر از واقعیت است. تاریخ منطقه نشان داده که اتکا به نیروهای مسلح محلی برای مهندسی تغییر، همیشه پیامدهای پیشبینیناپذیر داشته است. عراق و لیبی نمونههای روشنیاند. خلأ قدرت به سرعت توسط بازیگران مسلح پر میشود، نه نهادهای مدنی.
در ایران، سپاه فقط یک نیروی نظامی نیست؛ در اقتصاد، سیاست و امنیت ریشه دارد. سالها برای شرایط بحران آماده شده است. در فضای تهدید خارجی، انسجام درونی میتواند تقویت شود. افزون بر این، اتکا به گروههای قومی حساسیتهای جدی ایجاد میکند. بخش بزرگی از جامعه ایران نسبت به یکپارچگی سرزمینی حساس است. هر سناریویی که بوی تجزیه یا جنگ داخلی بدهد، میتواند حمایت اجتماعی از تغییر را تضعیف کند.
موضوع مجاهدین خلق نیز پیچیده است. این گروه در داخل ایران پایگاه اجتماعی گستردهای ندارد و سابقه تاریخی آن محل مناقشه است. هرگونه نقشآفرینی پررنگ این سازمان میتواند مشروعیت هر روند انتقالی را زیر سؤال ببرد و بهانهای برای بسیج ملیگرایانه در دفاع از ساختار موجود ایجاد کند.
مدافعان این راهبرد میگویند این بار متفاوت است. نه اشغال در کار است و نه ملتسازی پرهزینه. فشار از هوا، همراه با تحریک شکافهای درونی. اما نبود اشغال به معنای نبود مسئولیت نیست. حملات میتواند زیرساخت نظامی را تضعیف کند، اما نمیتواند نظم سیاسی جایگزین بسازد.
پرسش اصلی همچنان پابرجاست: روز بعد چه خواهد شد؟ چه چارچوبی برای انتقال قدرت وجود دارد؟ چه کسی مشروعیت دارد؟ چگونه از رقابت مسلحانه میان گروههای مختلف جلوگیری میشود؟ نقش دیپلماسی در مهار بیثباتی چیست؟
«هرجومرجِ مدیریتشده» ایدهای جذاب است؛ فشار حداکثری بدون حضور مستقیم. اما تجربه نشان داده هرجومرج، بهمحض آغاز، بهسختی مهار میشود. تفاوت میان یک نقطه عطف تاریخی و یک بحران طولانی، نه در شدت ضربه نخست، بلکه در واقعگرایی برنامه برای فردای آن نهفته است
1 500
با وجود جذابیت عملی این سناریو به دلیل حضور نیروهای مقاومت در میدان، استفاده از اقلیتهای قومی موضوعی بحثبرانگیز در میان اپوزیسیون ایران است. بسیاری از مخالفان رژیم دیدگاههای ملیگرایانه — و حتی شوونیستی — دارند و همکاری با گروههایی که مطالبات خودمختاری دارند و ممکن است تمامیت ارضی ایران را به چالش بکشند، برایشان دشوار است.
امید طراحان این راهبرد آن است که در چنین سناریویی — یعنی وضعیتی که ایران همزمان با فشار نظامی و اقتصادی خارجی و یک کشمکش داخلی وجودی روبهرو شود — چهرههای سیاسی منتخب با احساس مسئولیت وارد عمل شوند و همراه با ارتش در برابر رویکرد تندروانه و ایدئولوژیک سپاه پاسداران بایستند و کنترل سازوکار تصمیمگیری را در دست بگیرند. هر آرایش سیاسی که در نهایت شکل گیرد، بهعنوان مرحلهای انتقالی به سوی ایرانِ پس از جمهوری اسلامی تلقی خواهد شد. در این چارچوب، برآورد اصلی این است که تغییر رژیم مقدمهای برای بازآرایی ساختار حکمرانی و ورود به دورهای تازه از تحولات سیاسی در کشور خواهد بود.
https://www.israelhayom.com/2026/03/03/us-iran-regime-change-opposition-irgc/
1 500
روزنامه اسرائیل هیوم — متعلق به میریام ادلسون، سرمایهگذار بانفوذ و حامی سرسخت اسرائیل که از حامیان مالی اصلی هر دو کارزار انتخاباتی ترامپ بوده است — گزارش میدهد که راهبرد مورد نظر، عملاً کشاندن ایران به سمت فروپاشی و جنگ داخلی و سپس امید بستن به پیامدهای آن است.
طرح آمریکا و اسرائیل: هرجومرج، زمینهساز کودتا علیه سپاه پاسداران
ایالات متحده تلاشهای خود را برای شکلدهی به یک ائتلاف گسترده مخالفان در داخل ایران تشدید کرده است؛ با هدفی که استراتژیستهای آمریکایی و اسرائیلی آن را هدف مرکزی هرگونه حمله به رژیم میدانند: جایگزینی کامل آن. بر اساس منابع اطلاعاتی و ارزیابیها، تمرکز این تلاشها نهتنها بر گروههای قومی مانند کردها و بلوچها، بلکه بهطور ویژه بر جذب حمایت از درون ارتش منظم ایران، چهرههای عمومی، رهبران محلی و حتی برخی مقامهای ارشد رژیم که نسبتاً میانهرو تلقی میشوند، بوده است.
رئیسجمهور ترامپ نیز در گفتوگویی با پولیتیکو در روز سهشنبه به این روند اشاره کرد. وقتی از او پرسیده شد آیا برای همکاری با چهرههایی در یک دولت جدید ایران دیر نشده است، پاسخ داد: «نه، دیر نشده. ۴۹ نفر کشته شدند، فراموش نکنید، پس موضوع خیلی عمیق است، درست است؟ افراد جدیدی ظاهر میشوند. خیلیها این موقعیت را میخواهند. بعضی از آنها خیلی خوب خواهند بود.»
ساختار قدرت در ایران بر دو بازوی نظامی مجزا استوار است: ارتش منظم که وظیفه دفاع از مرزهای کشور را دارد، و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ بهعنوان نیرویی موازی برای مقابله با ارتشی که وفادار به شاه تلقی میشد، تأسیس شد. سپاه مستقیماً به رهبر جمهوری اسلامی پاسخ میدهد — نه به رئیسجمهور منتخب — و همچنین کنترل بسیج را در اختیار دارد که ابزار اصلی سرکوب اعتراضات داخلی است. امید طراحان این سناریو آن است که ارتش منظم بیش از سپاه به بقای ایران بهعنوان یک دولت کارآمد متعهد باشد و در لحظه مناسب علیه ساختار ایدئولوژیک تحت رهبری فرماندهان سپاه و سلسلهمراتب روحانیت اقدام کند.
در چارچوب این تماسها، مقامهای آمریکایی با رهبران کرد در شمال ایران و عراق، با فرماندهان شبهنظامیان بلوچ در جنوبشرق ایران و با دیگر گروههای مخالف گفتوگو کردهاند. بر اساس گزارشها، هدف آمادهسازی این جریانها برای «روز سرنوشتساز» است؛ زمانی که پس از تضعیف نیروهای رژیم — بهویژه سپاه پاسداران — تغییر مورد نظر عملی شود. آمریکا و اسرائیل در پی جایگزینی کامل رژیم هستند و انتظار میرود این گروهها در یک رویارویی مسلحانه داخلی مشارکت کنند، زیرا نیروهای وفادار به رژیم — که شمارشان کم نیست — بدون مبارزه کنار نخواهند رفت.
طبق ارزیابیهای اطلاعاتی، این روند حتی در صورت موفقیت گسترده حملات علیه رهبری ایران و سپاه، دستکم یک هفته زمان خواهد برد. گزارشها حاکی است که سپاه پاسداران و نیروهای وابسته به آن، از جمله بسیج، خود را برای چنین روزی آماده کردهاند و پیشبینی میشود نبردی سخت درگیرد. یکی از سناریوهای محتمل این است که استانهای پیرامونی با گرایشهای جداییطلبانه پیش از موعد وارد عمل شوند و کنترل شهرها و مناطق را به دست گیرند.
در میان اقلیتهای قومی ایران، سازمانهای زیرزمینی با سابقهای طولانی و توانایی اثباتشده در حمله به رژیم و انجام جنگ چریکی فعالاند. در منطقه کردنشین شمالغرب ایران چندین سازمان شورشی کرد فعالیت دارند که اغلب بهنوعی از سوی حکومت اقلیم کردستان عراق حمایت میشوند.
در ۲۲ فوریه، پنج حزب کرد ایرانی به رهبری حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI) ائتلاف مشترکی با هدف اعلامی سرنگونی رژیم اسلامی تشکیل دادند. این ائتلاف نیروهای پیشمرگهای در اختیار دارد که در عراق آموزش دیدهاند و با جغرافیای کوهستانی مرز دو کشور بهخوبی آشنا هستند. در جریان عملیاتی موسوم به «شیر خروشان»، چندین حمله به مواضع ایران در مناطق مرزی انجام شد با هدف تضعیف کنترل تهران بر منطقه و احتمالاً فراهمکردن زمینه قیام مسلحانه کردها.
گروه قومی دیگری که سالهاست درگیر شورش مسلحانه است، بلوچها هستند؛ اقلیتی سنی که در مناطق مرزی ایران، پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و خواهان خودمختاریاند. سپاه پاسداران در سالهای اخیر سرکوب بیسابقهای علیه بلوچها اعمال کرده است. سازمان اصلی فعال در داخل ایران «جیشالعدل» است که در دسامبر ۲۰۲۵ با گروههای دیگر ادغام شد و «جبهه مبارزان مردمی» را تشکیل داد و مبارزهای گسترده علیه رژیم اعلام کرد.
سومین اقلیت با سابقه مقاومت مسلحانه، عربهای استان خوزستان در جنوب ایران هستند؛ عمدتاً عربهای شیعه با جمعیتی بیش از یکونیم میلیون نفر. در سال ۲۰۲۲ اعتراضات گستردهای علیه حکومت در این استان رخ داد و درگیریهایی میان جداییطلبان عرب و نیروهای رژیم به کشتهشدن چند نفر انجامید.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
