uz
Feedback
ـ رادیو نیلـگون

ـ رادیو نیلـگون

Kanalga Telegram’da o‘tish

محتوا؟هر آنچهِ ك از دل برآید ؛ گاهی قلم بر کاغذ می‌رقصد وَ گاهی‌ ثبت لحظاتی از مسیر سخت و شیرین این روزها‌ که تو دنیای اجرا، گویندگی شعر و کتاب میگذره! ‌- امیدوارم‌ بر دل نشـیند🪷💙🧚🏻‍♀️"

Ko'proq ko'rsatish
Eron144 969Toif belgilanmagan
146
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-657 kun
-30730 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Avgust '26
Avgust '26
+98
13 kanalda
Iyul '260
9 kanalda
Get PRO
Iyun '260
0 kanalda
Get PRO
May '260
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+4
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+13
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+1 035
2 kanalda
Kanal postlari
کاشکی اونقدری از نورت تو قلبم داشته باشم که بشه باهاش تا ته راه رفت:)✨🌱

2
نور؛ نورِ عزیز نوری ك مُدام به زندگیِ من می‌تابید نوری که اگه نداشتمت، تو تاریکی ها گم میشدم نور!نورِتمام! کاش از مدارِ تو بیرون نرم:)
16
3
+1
Matn yo'q...
17
4
در این پناهگاه، هر واژه حقِ زیستن دارد... از همین سطر، جهانِ واژه‌های سرکش بنا می‌شود !.
17
5
یه شب مهتاب.mp3
18
6
Matn yo'q...
35
7
می‌نویسم، چون اگر ننویسم، لای فکرو خیال‌هام غرق می‌شم. می‌نویسم، چون اگر ننویسم، لبریز از حرف‌های ناگفته می‌شم. می‌نویسم، چون نوشتن تنها پناهمه.
35
8
تمام راه را درست آمدم و خسته شدم؛ به من اجازه بده اشتباه برگردم‌...
61
9
؛
؛
60
10
؛
؛
71
11
غــزلِ_حــٰافظ_۲۰۲۶_۰۲_۱۳_۱۰_۱۰_۱۴_۶۱۶.mp3
69
12
از سفت و سختیِ روزگار از چک‌لیست‌ بلند‌بالای کارها از غبارِ نشسته روی قلب هزار بار پناه به شعر...🪞
از سفت و سختیِ روزگار از چک‌لیست‌ بلند‌بالای کارها از غبارِ نشسته روی قلب هزار بار پناه به شعر...🪞
71
13
دلِ تنها - واندَم.mp3
64
14
آری که تنهایم بی تو، ای خورشید زیبا، چون آخرین درخت سرپا در جنگل‌های تاریک، تنها به نور تو زنده‌ام، که گرما و روشنی‌ات در دل شب‌های سرد، چون شعله‌ای امید، می‌درخشد. عشق من به تو، ای نور مطلق، چون بذرهای زندگی در دل خاک، هر صبح با تابش پرمهر تو، رو به آسمان برمی‌خیزم و به آغوش گرم تو می‌شتابم. خورشید مرا می‌بوسد، و من در آن بوسه گم می‌شوم، در دنیایی پر از رنگ و روشنایی، جایی که عشق، تنها حقیقت است و من، دخترکی ساده، به آغوش تو پناه می‌آورم. ای خورشید، ای یار همیشه‌ام، بدون تو، سایه‌ها مرا در بر می‌گیرند، اما با وجودت، زندگی جاری‌ست و هر روز، داستان عشق ما آغاز می‌شود. "🌞🧚🏻‍♀✨" - دخترك نامه نویس.✍🏻🦋
66
15
«حس می‌کنم دیگر یک انسان تنها نیستم؛ بلکه بی‌شمار آدم‌ام‌ که نیمی از آن‌ها مرده‌اند و نیمی دیگر باید برای آن‌ها زنده بمانند»
68
16
گاهی باید رها کرد همه چیز را و گریست. آدمی بعد از گریه، در آرام‌ترین و امیدوارترین حالت ممکن قرار می‌گیرد. درست مانند آسمان، که بی‌قرار و بغض‌آلوده و ابری‌ست و برف که می‌بارد؛ به طرز شگفت‌آوری آرام می‌گیرد. بغضِ آسمان که تمام شد، خورشید می‌تابد و برف‌ها آب می‌شوند و صلح و آرامش، به آسمان و طبیعت باز می‌گردد. بغض را باید مانند پرنده‌ای در آسمان‌ چشم‌ها پرواز داد. باید اشک ریخت، باید دردها را از دریچه‌ی چشم‌ها بیرون انداخت. باید مانند روز اول آرام شد. -نرگس صرافیان طوفان
74
17
؛
؛
81
18
قاصدک ! شعر مرا از بر کن؛ برو آن گوشه باغ سمت آن نرگسِ مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن.. یک نفر یادِ تو را، دمی از دل نبرد... - سهراب‌سپهری
73
19
Yeki Mese Ma.m4a
1
20
Matn yo'q...
127