uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

مـیـــم؛

مـیـــم؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

⌝ درجهـان‌ ڪوچڪ من حال خوب جریان دارد ࣫͝ t.me/HidenChat_Bot?start=8312674166

Ko'proq ko'rsatish
345
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-530 kun
Postlar arxiv
وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ
و او با شماست هر کجا که باشید.
سادگی‌اش عجیب آرام‌کننده است… یعنی در شلوغی، در تنهایی، در سختی، در سردرگمی، تو هیچ‌وقت تنها نیستی.

خدا کجاست ؟ همونجایی که نتیجه امتحانت خوب از آب در میاد ! همونجایی که اونی که چند وقت بود که دلتنگش بودی ازت خبر میگیره ! همونجایی که نگفته میبینی بابات همون چیزی رو برات خریده که دلت می‌خواسته ! همونجایی که اونی که حس میکردی برای زندگیت مضره خودش یهو می‌ذاره می‌ره ! همونجایی که مامانت اتفاقی همون شامی که هوس کردی رو میپزه ! همونجایی که پول خرید لباس رو نداری ولی یهو همون موقع حقوقتو واریز میکنن یا یهو پول دستت میاد ! همونجایی که حس می‌کنی هیچکس تولدتو یادش نیست ولی اونی که ازش انتظار نداشتی برات کادو میخره ... خدا همین جاییه که خواسته ات رو هنوز بهت نداده ؛ چون داره یه جایگزین بهتر برات می‌چینه که بیشتر از قبل خوشحالت کنه 🥲🩵

شهاب حسینی ، هوشنگ ابتهاج ، همایون شجریان، سالار عقیلی، خسرو شکیبایی ؛
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم، تو را به جای همه روزگارانی که نمیزیسته ام دوست میدارم، برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و برای خاطر نخستین گل ها.. تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم، تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم .
اُنیسم

خطرناک ترین نوع خشم،خشمیه که تو دل یه آدم مهربون جمع میشه.

امشب؛ طنینِ قلبِ خسته امشب قلبم درد می‌کند، نه آن‌طور که بشود دست گذاشت رویش و گفت دقیقاً همین‌جاست، نه آن‌طور که بشود با یک قرص خاموشش کرد؛ این درد بیشتر شبیه یک فشارِ آهسته و ممتد است، انگار در مرکز سینه‌ام چیزی دارد خودش را جمع می‌کند، فشرده می‌شود، و هر تپش را با مکثی سنگین تحویل بدن می‌دهد. هیچ اتفاق بیرونی نیفتاده، هیچ رفتنی در کار نبوده، هیچ صدایی در را محکم نبسته، اما درون من انگار سال‌هاست چیزی آرام‌آرام تحلیل رفته و امشب تصمیم گرفته خودش را نشان بدهد. من امشب دلتنگِ کسی نیستم، دلتنگِ نسخه‌ای از خودمم که بی‌پروا احساس می‌کرد، که اگر دلش می‌گرفت پنهانش نمی‌کرد، که اگر توقعی داشت از گفتنش خجالت نمی‌کشید، که دلسوزی را با حساب و کتاب اندازه نمی‌گرفت. دلم برای همان سادگیِ بی‌دفاع تنگ شده؛ برای آن قلبی که قبل از فکر کردن می‌تپید و قبل از تحلیل کردن می‌بخشید. انگار در این سال‌ها برای اینکه دوام بیاورم، برای اینکه منطقی‌تر و محکم‌تر به نظر برسم، تکه‌تکه از لطافتم کم کرده‌ام و اسمش را گذاشته‌ام رشد، اسمش را گذاشته‌ام بلوغ، در حالی که بخشی از خودم را تبعید کرده‌ام. این قلب‌درد شاید اعتراض همان بخشِ تبعیدی باشد؛ اعتراضی بی‌صدا اما سمج که می‌گوید من برای این همه مهار شدن ساخته نشده بودم. من از شکست درد نمی‌کنم، از نبودن کسی هم نه؛ من از این درد می‌کنم که زیادی خودم را نگه داشته‌ام، زیادی احساساتم را سانسور کرده‌ام، زیادی اشک‌هایم را قبل از چکیدن قانع کرده‌ام که ضروری نیستند. امشب قلبم سنگین است چون هنوز می‌خواهد همان‌طور خام و صادق بتپد و من مدت‌هاست به او یاد داده‌ام آرام‌تر، کمتر، محتاط‌تر باشد. شاید این درد نشانه‌ی بدی نباشد؛ شاید علامت این باشد که هنوز در زیر این لایه‌های عقل و عادت، قلبی زنده مانده که نمی‌خواهد کاملاً تبدیل به سنگ شود و من امشب به جای جنگیدن با این درد، فقط نگاهش می‌کنم و می‌پذیرم که دلتنگِ خودِ واقعی‌ترم هستم؛ همان خودی که هنوز بلد بود بدون ترس، عمیق و بی‌محاسبه زندگی کند....

شب ششم ماه رمضان `

براتون آرزو میکنم ذهنتون انقد درگیر خودتون، اهدافتون وخوشیاتون باشه که وقت نکنید زندگی دیگرانو نقد کنید، بدِ کسی رو بگيد يا خودتونو با کسی مقایسه کنید!

❄️🩵

...

04/12/04
+1
04/12/04

‏بعضی از آدم‌ها باعث میشن دلت بخواد ادم بهتری باشی. مهربونتر باشی. شجاعتر باشی وریسک کنی. اجتماعی تر باشی و بگی بخندی. به خودت برسی و خوشگلتر باشی. به آیندت و پیشرفتت اهمیت بدی. خواستم بگم تو برای من از همین آدمایی. |رفیق🫂|

شب پنجم ماه رمضان `

نمی‌دانم چه‌قدر این حرف درست است اما احساس می‌کنم ذات آدم‌ها روی چهره‌‌شان تاثیر می‌گذارد. #الیف_شافاک

شب چهارم ماه رمضان `

‏برای هیچکس مهم نیست تو چجوری شباتو صبح میکنی پس بزار هرکی هرچی دلش خواست پشت سرت بگه! تو واسه خودت زندگی و از هر لحظه اش لذت ببر! عمرت آنقدر طولانی نیست که بخوای نگران این چیزای بیخود باشی فقط آخرش خودتی  و آرزوهات پس همین دو تارو محکم بغلشون کن .

شب سوم ماه رمضان `

به وقتش! قدیما یه برگ برچسب می‌خریدیم، اونایی که برق می‌زدن و قشنگ‌تر بودن رو نگه می‌داشتیم. می‌خواستیم یه جای خاص‌تر، یه دفتر بهتر، یه روز مهم‌تر ازشون استفاده کنیم. اما اون روز هیچ‌وقت نیومد. برچسب‌ها توی یه کشو موندن، رنگشون پرید، چسبشون خشک شد.. زندگی هم همین‌طوره. یه سری حرفا رو نگه می‌داریم برای یه وقت بهتر، یه سری آدمارو کنار می‌ذاریم برای یه فرصت خاص‌تر، یه سری کارارو هی عقب میندازیم که یه روز، یه جای درست‌تر انجامش بدیم. ولی بعضی وقتا اون "یه روز" هیچ‌وقت نمیاد.. یه وقتایی فکر می‌کنیم هنوز کلی فرصت داریم، پس احساساتمونو قایم می‌کنیم، دل‌تنگیهامونو پنهون می‌کنیم، از دوست داشتن‌هامون حرفی نمی‌زنیم. می‌ترسیم اگه الان خرجش کنیم، برای بعد چیزی برامون نمونه. ولی بعد که برمی‌گردیم، می‌بینیم خیلی از چیزایی که نگه داشتیم، دیگه به درد نمی‌خورن. آدمی که باید بهش می‌گفتیم، دیگه کنارمون نیست. جایی که باید می‌رفتیم، از دست رفته. فرصتی که باید می‌گرفتیم، تموم شده.. ... پ.ن:زندگی همون برچسباست، که اگه به وقتش نچسبونیم، یه روز می‌بینیم بی‌رنگ و بی‌چسب تهِ کشوی عمرمون مونده، و فقط یه حسرت ازش باقی مونده...از برچسبای زندگیمون به وقتش استفاده کنیم! یه روز می‌رسه که می‌بینیم خیلی چیزا مونده گوشه‌ی دلمون، بی‌رنگ و بی‌چسب...

حرف حق... لذت میبرم از داشتن همچین دوستایی با همچین عقایدی در زندگیم محی خیلی وقتا حرف دل هممونو میزنه🥲🤍
حرف حق... لذت میبرم از داشتن همچین دوستایی با همچین عقایدی در زندگیم محی خیلی وقتا حرف دل هممونو میزنه🥲🤍

شب دوم ماه رمضان `

کاش تو زندگیامون به دنبال خدا باشیم و برای خدا زندگی کنیم تا بختِ زندگیامون سفید باشه، اگر دلمون شکست پناهی پیدا نکردیم بدونیم معصومین و خدا منتظرمون هستن، به هر بنی بشری اعتماد نکنیم، مراقب حالِ روح و روانمون باشیم، از همجنس های حسود خود دوری کنیم و هر چیزِ زندگیمون رو زود به هرکسی نگیم، ان‌شاءالله که همگی عاقبت بخیر بشیم و قدم‌هامون در مسیر صاحبِ‌زمان مان باشد؛ولا غیر..تو لحظات افطار،شب قدر و همه شبای عزیز ویژه برای هم دعا کنیم.حلال بفرمایید والسلام‌، یاعلی((((: