uz
Feedback
میونه‌ی حرفام.

میونه‌ی حرفام.

Kanalga Telegram’da o‘tish

نوشتن، مرز بین بودن و رفتن. یه قهوه از تو، برای من، یه گوش از من، برای تو: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5066489183

Ko'proq ko'rsatish
Eron228 393Toif belgilanmagan
188
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-197 kun
-3430 kun
Postlar arxiv
Repost from قشاع.
"Meu gato" سیوش کن ‌میو گاتو یعنی کسی که مثل یه گربه کوچولو دوستش داری و دلت می‌خواد از شدت علاقه لهش کنی.

Repost from N/a
یادت نره؛ تو از روزای سخت‌تری گذشتی و زنده موندی.

قشنگ ترین جای زندگیم. ۱۴۰۴/۵/۱۲
+7
قشنگ ترین جای زندگیم. ۱۴۰۴/۵/۱۲

photo content
+1

راستی! امروز اینجا دو ساله شد. به خاطر حمایت و همراهی شماست که چنلم حس خونه بهم می‌ده. امروز نوبت حمایت من از شماست. اگه چنلی دارید که محتواش متعلق به خودتونه، این پیام رو فوروارد کنید تا ازتون پست شیر کنم. تا غروب می‌مونه.

Mohsen-Chavoshi-Havam-Dobare-Pase-Shahrzad-320.mp310.29 MB

گاهی شبیه راهرویی می‌شوم با هزار در، همه باز و همه بسته. صدای قدم‌هایم توی این هزارتو می‌پیچد اما نمی‌دانم به کدام سمت می‌رود. احساس‌ها مثل مهمان‌های بی‌دعوت یکی‌یکی می‌آیند جام شراب به دست و در گوشم رازهایی می‌خوانند که نمی‌فهمم حقیقت‌اند یا هذیان. هیجان مثل آتشی ست که روی یخ روشن شده؛ می‌سوزاند، ولی در خودش هم غرق می‌شود. عقل در گوشه‌ای ایستاده، با ردایی خاکستری. احساس؟ دریایی‌ست که موجش ناگهان کوه می‌شود، و من میان دریا و کوه، در هوایی ایستاده‌ام که حتی برای نفس کشیدن اجازه نمی‌دهد. گناه، مثل سایه‌ای که حتی چراغ هم نمی‌راندش روی شانه‌ام نشسته انگار من خالق فروپاشی همه چیزم. مثل زنجیری ست که روی شانه‌ام نمی‌لغزد فقط سنگین‌تر می‌شود، انگار هر انتخاب، یک حلقه‌ی تازه برایش است. میان دو قطب ایستاده‌ام. یک سمت خورشیدی که می‌سوزاند، سمت دیگر مهی که خفه می‌کند و من با بال‌هایی که از برف ساخته شده در جستجوی پروازم. شاید این همه فقط بازی باد باشد با سایه‌ها، یا شاید خود من همان بادم که هیچ‌گاه قرار نداشت.

بریم چنل من

خدافظ

استرس گرفتم

اقا خیلی داره سین میخوره

مامان بهتره؟

مادر جنبه‌ی بدی می‌تونه داشته باشه

مادرم؟

دوست صمیمیم

خوشم نیوذ

ملیکا

و یه نفر دیگه

دوست صمیمیم