Hani's Bunker.
Kanalga Telegram’da o‘tish
One must imagine Sisyphus happy. All shots are taken by Nikon D7200 18 - 140mm @haniasefbot @haniasef
Ko'proq ko'rsatishEron129 496Toif belgilanmagan
414
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+2030 kun
Postlar arxiv
جایی میان سکوت و صدا بود،
همانجا که معلق و بیتعلق،
مینگریستم به تار و پودهای ظریف،
که آراسته بودند به خاکهای بازارِ قم،
و آغشته به نوای گیتاری خسته.
از من میپرسی کجایی؟
نمیدانم.
انگشتانم را به هر سو که دراز میکنم،
هیچ تصویر آشنایی را برملا نمیکند.
انگار تمامی قابها، آشفته و سرگردانند.
با این حال به قدم زدن و ثبت کردن ادامه میدهم.
چشمانم هرجا را که نگریست،
قدمهایم به همان سو میروند.
هر مسیر و هر شاخه، تصویر جدیدی را برای به قلم آوردن دارد.
اینجا شاید، هوا سنگین باشد.
شاید نگاههای دیگران به پوست برهنهام چنگ بزنند.
چشمهایی خسته ولی حواسجمع،
خوابآلود اما بیدار،
بیتفاوت اما قضاوتگر.
سالهاست با این چشمها زیست کردهام.
این زخمها...
این زخمها گاهی شبیه خانه میمانند.
اینجا "میان" است،
هویتی مبهم دارد.
گاهی در گوشهی انزوا استخوانهایت میپوسند،
و گاهی در حین رقصیدن، صدای تَرَک برداشتنشان را میشنوی.
گاهی های های گریه میکنی،
و گاهی دردِ تو فقط میگذارد بیحرکت به سیاهی خیره شوی.
گاهی دلت میخواهد روزمرهترین قابهارا ثبت کنی،
و گاهی این صحنه تکرار نشدنی را،
تنها یکبار زیست میکنی.
اینجا "میان" است،
نه کاملا آشنا،
و نه کاملا غریبه.
#متن
