VEฑOƩ🐉
Kanalga Telegram’da o‘tish
628
Obunachilar
-1724 soatlar
-1317 kunlar
-53630 kunlar
Postlar arxiv
628
Repost from Reverie❄️
در پی راهی بودم... راهی از عشق،راهی از دوستت دارم هایه واقعی،راهی جان دادن برای معشوقه،راهی از معشوقه حقیقی،راهی از تعهد خون ها و قلب ها،راهی زیبا و پوشانده از عطش عشق
دیر رسیده بودم.. دیر به دام این خیالات افتاده بودم اری در شهر دلنواز من دوشیده از عشق بود دوشیده از معشوقه...
حس میکردم این دنیا برای من نبود.. برای یک دسته چشم و دل گرسنه، معلومات فروش،چاروادار،گدامنش بود
ترجیح من این بود.. شایدم ترجیح خون های در رگ جاری ام قلب کوبنده در سینه ام و مغز در سرم که تن به عشق دروغگین ادما ندهم.
