uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

مجله هنری اُرکــا 🌊

مجله هنری اُرکــا 🌊

Kanalga Telegram’da o‘tish

دنبال یه نشونه توی اقیانوسِ زندگی می‌گردم 🌌

Ko'proq ko'rsatish
501
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kun
-430 kun
Postlar arxiv
Video xabar00:25

+ چرا این‌همه هنرمند با سلامت روانشان درگیرند؟ - چون خیلی عمیق احساس می‌کنند و خیلی عمیق هم زخم می‌خورند. خیلی وقت‌ها هم درست فهمیده نمی‌شوند؛ حتی خودشان هم خودشان را درست نمی‌فهمند. | قسمتی از مصاحبهٔ آنتونی همیلتون؛ شاعر، خواننده و آهنگساز آمریکایی @orca_journal

📌 تلنگر اسـاسی برای تویی که مخاطب و تماشاگـر تئـاتری : ( به قلم دکتر نصـیری، نمایشنامه‌نویس و منتقد تئـاتر) « هر تئاتری که برای تبلیغات سراغ بلاگرها رفته یا با اسم و عکس تهیه‌کنندهٔ سلبریتی تبلیغ می‌کند را اصلا انتخاب نکنید ! تئاتر خوب، اطلاع‌رسانی و تبلیغاتش هم سالم، هنرمندانه و درست‌ است… تئاتر ایران بیش از هرچیز به تماشاگرانی نیاز دارد که انتخاب می‌کنند، نه فقط مصرف می‌کنند. اگر می‌خواهیم تئاتر باکیفیت‌تری داشته باشیم؛ بخشی از این تغییر از سالن نمایش آغاز می‌شود؛ از همان لحظه‌ای که تصمیم می‌گیریم برای دیدن نمایش بلیت بخریم ! تئاتر خوب دیدن، فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ نوعی حمایت از آیندهٔ تئاتر است…» @orca_journal

«دلم‌ می‌خواست می‌توانستم برایت از چیزی شفاف و سبک بنویسم، به سبکیِ احساسی که آن کارت پستالِ اتاق خالی به من می‌دهد، امّا آن‌وقت آن‌چه برایت می‌فرستادم، شعر می‌بود. می‌دانم که تنـها چیزی که برایم مانده کلـمه‌هایند، و می‌دانم که گه‌گاه وقتی آن‌ها را در آغـوش می‌گیرم، کمتر احساس تنهایی می‌کنم.» | کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتّی خندیدیم؛ اسلاوانکا دراکولیچ @orca_journal

مدت‌هاست که در قالب محتواهای اینستاگرامی اُرکـا؛ هر از گاهـی به فیلم‌ها و دیالوگ‌های مختلفی که به مضمون هنری ما نزدیکن؛ سر می
مدت‌هاست که در قالب محتواهای اینستاگرامی اُرکـا؛ هر از گاهـی به فیلم‌ها و دیالوگ‌های مختلفی که به مضمون هنری ما نزدیکن؛ سر می‌زنیم ✨ توی این محتوا سراغ فیلم سینمایی‌ای رفتیم که اتفاقا اقتباسی از یک نمایشنامهٔ معروف و محبوبه و دیالوگ‌هایی داره که بی‌نهایت به حال و هوای هنرمندها و هنردوسـت‌ها نزدیکه : https://www.instagram.com/reel/DeuZJw6xC9z/?obrf=MWwzZTUzNWI2aDBpYg== @orca_journal

Video xabar00:53

🎭چه چیزی یک شخصیت نمایشی را باورپذیر می‌کند؟
شخصیت دراماتیک زمانی جان می‌گیرد که فراتر از دیالوگ‌ها و کنش‌هایش، بتوانیم ترس‌های پنهان، تناقض‌های درونی، خواسته‌های سرکوب‌شده و زخم‌هایش را لمس کنیم. شخصیتی که همیشه منطقی تصمیم می‌گیرد، همیشه حرف درست را می‌زند و همیشه رفتاری قابل پیش‌بینی دارد، شاید بی‌نقص به نظر برسد؛ اما لزوماً انسانی نیست. آدم‌ها تناقض دارند و شخصیت‌های باورپذیر هم باید داشته باشند. گاهی مخاطب با قهرمان داستان همذات‌پنداری نمی‌کند، بلکه با لحظه‌ای ارتباط می‌گیرد که قهرمان می‌ترسد، اشتباه می‌کند، دروغ می‌گوید یا برخلاف باورهایش تصمیم می‌گیرد. درام، هنرِ ساختن آدم‌های بی‌نقص نیست؛ هنرِ آشکار کردن پیچیدگی انسان است. و شاید راز ماندگاری یک شخصیت همین باشد؛ مخاطب بتواند حتی بدون تأیید انتخاب‌هایش، احساساتش را بفهمد و منطق انسانیِ پشت رفتارهایش را باور کند.🤝✨ @orca_journal

IMG_4832.mp39.86 KB

وظیفهٔ مقدر هنر آن‌گونه که بسیاری می‌پندارند، القای اندیشه‌ها، ترویج افکار یا نمودن الگو نیست؛ بلکه هنر آمده است تا انسان را برای مرگ آماده سازد، روحـش را شـخم زند، بِخَراشد و شیار کند تا آماده شود روی به سوی خیر و نیکی آورد. | آندری تارکوفسکی @orca_journal

+ آستروف: درست است… در این ده سال من آدم دیگری شده‌ام. چرا؟ دلیلش چیست؟ دایه، کارم خیلی زیاد است. از صبح تا شب در حرکتم و یک لحظه استراحت ندارم. شب‌ها توی رختخواب دائم در هراسم که مبادا برای عیادت مریضی از بستر بیرونم بکشند. در تمام این سال‌هایی که مرا می‌شناسی یک روز راحت و آزاد نگذرانده‌ام. برای همین است که شکسته شده‌ام. زندگـی خودش، مـلال‌انگیز و احمقانه و مزخرف است… این زندگی آدم را در خودش غـرق می‌کند. مردمی که دوروبر آدم هستند همه عجیب و غریب‌اند، همه‌شان. وقتی آدم چندسالی میان آن‌ها زندگی کند بدون اینکه متوجه شود خـودش هم عجیب و غریب مـی‌شود. گزیری نیست [سبیل درازش را می‌پیچاند] آه، چه سبیل درازی گذاشته‌ام! مضـحک است. دایه، من موجود عجیب و مضحکی شده‌ام. شکر خدا که هنوز عقلم را با الکل از دست نداده‌ام. شعـورم درست کار می‌کند ولی احساساتـم، چطور بگویم.. کـند شده، نه آرزویی دارم و نه به چیزی دلبسته‌ام و نه به کسی علاقه‌مندم… شاید تو استثنا باشی. نه، چرا به تو علاقه‌مندم؟ [ سر او را می‌بوسد] وقتی بچه بودم دایه‌ای داشتم که مثل تو بود. 📚نمایشنامهٔ دایی وانیا آنتوان چخوف @orca_journal

Video xabar00:31

فقر همیشه با سفره‌ی خالی نمی‌آید؛ گاهی با دست‌هایی می‌آید که هر روز بیشتر کار می‌کنند و با این حال، هر روز کمتر می‌توانند بخرند. با پدری که پیش از رسیدن به صندوق، چند قلم را آرام از سبد بیرون می‌آورد. با مادری که برای فرزندش توضیح می‌دهد چرا «این بار» نمی‌شود چیزی را خرید. با جوانی که پیش از آنکه زندگی را آغاز کند، مجبور می‌شود رؤیاهایش را یکی‌یکی به خاک بسپارد. در ایران، گرانی دیگر فقط افزایش قیمت کالاها نیست؛ فرسایش تدریجیِ شأن انسان است. وقتی درآمد از هزینه‌ی زندگی عقب می‌ماند، آدم فقط قدرت خریدش را از دست نمی‌دهد؛ آرام‌آرام حق انتخاب، امنیت، آسودگی و حتی امیدش را از دست می‌دهد. سیاست‌های نادرست، وقتی سال‌ها تکرار می‌شوند، دیگر فقط یک اشتباه اقتصادی نیستند؛ به سرنوشت میلیون‌ها نفر تبدیل می‌شوند. عددهای تورم و نمودارهای اقتصادی شاید روی کاغذ بالا و پایین شوند، اما پشت هر عدد، انسانی ایستاده که دارد از چیزی در زندگی‌اش می‌گذرد. یکی درمانش را عقب می‌اندازد؛ یکی غذای بهتر را حذف می‌کند؛ یکی مهاجرت را تنها راه نجات می‌بیند؛ و دیگری، آن‌قدر به نداشتن عادت می‌کند که دیگر حتی آرزوی داشتن را هم به خودش اجازه نمی‌دهد. دردناک‌ترین بخش ماجرا شاید همین باشد: وقتی فقر طولانی شود، جامعه فقط فقیر نمی‌شود؛ به فقر عادت می‌کند. و هیچ ملتی نباید آن‌قدر خسته و گرفتارِ زنده ماندن شود که فراموش کند زندگی، چیزی فراتر از دوام آوردن است. @orca_journal

نینا سیمون؛ هنرمندی که برایش موسیقی فقط صدا نبود، زبان بود، اعتراض بود، آزادی بود و روایتِ زمانه :)🤝 نینا سیمون، با نام اصلی Eunice Waymon، از پیانو کلاسیک به جَز، بلوز و سول رسید و به یکی از منحصربه‌فردترین صداهای قرن بیستم تبدیل شد. اما چیزی که او را ماندگار کرد فقط صدای عمیق و نوازندگی خیره‌کننده‌اش نبود؛ شجاعتش برای گفتن چیزهایی بود که خیلی‌ها ترجیح می‌دادند شنیده نشود. او موسیقی را از جامعه جدا نمی‌دید. برای همین در سال‌های جنبش حقوق مدنی آمریکا، صدایش را به اعتراض، آزادی و مبارزه با تبعیض گره زد و آثاری مثل Mississippi Goddam، Four Women و To Be Young, Gifted and Black را خلق کرد.⁩✨🎵 @orca_journal

قلب چه کسی است که پراکنده نشده باشد؟ کدام زندگی است که به بی‌راهه نرفته باشد؟ آهنگ‌ساز گوش ناشنوایش را روی پیانو می‌گذارد و با رنجِ تمام بر کلیدها می‌کوبد - عشق همین شکل است : دیوانگـی! در این جهانِ خشمگینِ شعله‌ور ، کسی را پیدا کن که آشوب زندگی‌ات را چون ترانه‌ای بشنود.🪐🎵 | جوزف فاسانو @orca_journal

برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس‌کننده، صرفاً نیاز دارم به کتاب‌ها پناه ببرم 📖✨ @orca_journal
برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس‌کننده، صرفاً نیاز دارم به کتاب‌ها پناه ببرم 📖✨ @orca_journal

چرا به کلمنتی «پدر پیانو» می‌گویند؟
در اواخر قرن هجدهم، وقتی پیانو اختراع شد، کلمنتی نخستین کسی بود که متوجه شد این ساز با هارپسیکورد تفاوتهای بنیادین دارد. او تکنیک‌های اختصاصی نوازندگی پیانو را پایه‌گذاری کرد و قطعاتی نوشت که از سرعت، دینامیک و امکانات مکانیکی پیانو بهره می‌بردند. همچنین شرکت «کلمنتی و شرکا» را تأسیس کرد که در ساخت پیانو و گسترش آن در میان مردم نقش داشت. کلمنتی اگرچه زیباترین آثار پیانویی را خلق نکرد، اما با پایه‌گذاری تکنیک نوازندگی، توسعهٔ ظرفیت‌های پیانو و تربیت نسل‌های آینده، نقش مهمی در شکل‌گیری تاریخ پیانو ایفا کرد.🫴🏻🎹 @orca_journal

~ تئـاتـر آینه‌ای نیست که واقعیت را نشان دهد؛ چکشی است که با آن واقعیت را شکل می‌دهند.🪽🎭 | برتولت برشت @orca_journal

Video xabar00:24

~ با وجود همهٔ جنگ‌ها و اتفاقاتی که در جهان می‌گذرد، فکر می‌کنم موسیقی راهی بسیار خوب برای فاصله گرفتن از این وضعیت است؛ جایی برای پناه گرفتن🫂🎶 | کیـهان کلـهر @orca_journal

+ مادر نوید: [نیمه گریان] قلبم داره می‌ترکه! + پدر نوید: مدتی برین سفر. نیما تازه چهارده‌سالش شده و مثل هر بچه‌ای به دیدن پدر و مادرش احتیاج داره… - رخشید: مگه ما مثل هر پدر و مادری به دیدنش احتیاج نداریم؟ داریم؛ ولی راضی نمیشه! پس از سال‌ها با دوازده جلسه سخنرانی‌ش‌ موافقت کردن؛ گرچه من خیال میکنم این خودش یه جور تله‌ی امتحانه؛ ولی یک‌بار دیگه احساس می‌کنه وجودش بی‌فایده نیست، از طرفی فکر میکنه گذاشتن و رفتن یه جور فراره… 📚نمایشنامهٔ مجلس شبیه بهرام بیضایـی @orca_journal