uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

کافه دکلمه

کافه دکلمه

Kanalga Telegram’da o‘tish

#کافه_دکلمه #آموزش #آواز #دکلمه #شاهنامه_خوانی #اجرای_انلاین #اشعار_ناب #سناریو #عاشقانه #متن ارسال آثار و ارتباط با مالک @mf15906

Ko'proq ko'rsatish
2 580
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-1 5837 kun
-1 74630 kun
Postlar arxiv
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 داستان منتخب چالش قـــــلــــــم مــــــن✍🏼 روح شیطان می‌گفتند شیطان همیشه درون آتش زندگی می‌کند؛ اما هیچ‌کس نمی‌دانست که او روزی از آتش بیرون آمده و در کالبد انسانی حلول کرده است. در یکی از شب‌های سرد زمستان، مردی غریبه وارد روستا شد. لباس‌های کهنه‌اش بوی دود می‌داد و نگاهش، مثل چاقوی زنگ‌زده، در دل آدم‌ها خط می‌انداخت. هر کسی چشم در چشم او می‌دوخت، حس می‌کرد چیزی از روحش کم شده است. کودکان از او می‌ترسیدند، پیرها در گوش هم می‌گفتند: «این همان است... روح شیطان.» اما او لبخند می‌زد، لبخندی که بیشتر شبیه زخم بود تا آرامش. شبی مرد غریبه در قهوه‌خانه نشست و برای مردم قصه گفت؛ قصه‌ای از عشق، حسرت و انتقام. همه مسحور صدایش شدند، جز یک جوان. جوان فریاد زد: ـ تو کیستی که از دل تاریکی قصه می‌گویی؟ مرد غریبه آهی کشید و زمزمه کرد: ـ من روزی فرشته‌ای بودم، اما غرورم مرا سوزاند. حالا در تنِ انسان‌ها می‌چرخم، هرجا که حرص، حسد یا نفرت باشد... آنجا خانه‌ی من است. روستا در سکوت فرو رفت. چراغ‌ها لرزیدند. و همان لحظه، جوان فهمید که شیطان برای سلطه نیازی به شاخ و دم ندارد؛ کافیست درون دل آدم جا بگیرد. از آن شب به بعد، هیچ‌کس دیگر مرد غریبه را ندید. اما هر بار که حسد و خشم میانشان شعله می‌گرفت، همه زمزمه می‌کردند: «روح شیطان اینجاست...» #قلم‌_من #جناب_محمد_فولادیان

📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 دلنوشته منتخب چالش قـــــلــــــم مــــــن✍🏼 ♡دلنوشته♡ ✍🏻روح شیطانی انسان روح عمیق دارد از جمله آنها روح شیطانی ست. در اکثر مواقع بر نَفس انسان غلبه می کند؛ او را وادار می سازد تا کارهایی که در شأن یک انسان نیست انجام دهد. انسان با داشتن این روح شیطانی می تواند عزیزان خود را نفرین کند و برایشان آرزوی مرگ کند؛ و زمان می برد تا این روح شیطانی از درون انسان خارج شود. کارهایی که روح شیطانی انجام می دهد؛ می توان: جنون آنی، خشم و عصبانیت، نشان دادن روح پلید بودن افراد دیگر را نام برد. #بارانا #قلم_من

🧩🎮🎲♟🎯🎳🧩
چالش بازی باذهن🧠 از شنبه تا چهارشنبه  چالش
امروز دکلمه بساز. با حرف اول متن زیر به صورت برعکس یه متن جدید بساز.
می‌نویسم از درد از چشمان خیس ابر 
ارادتمند شما متین🎲

📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 داستان منتخب چالش قـــــلــــــم مــــــن✍🏼 #روح_شیطانی #داستانک در نگاه معصوم و پاکش زلالی اشک موج میزد. با نگاه غریبانه ای که به اطراف داشت به دنبال گمگشته ای یا آشنایی سر می چرخاند. باد، خشمگین و بی امان موسیقی وحشت می نواخت. در قلب دخترک سرمایی سخت نفوذ کرده بود. چراغ کافه روشن بود. باد رقص کنان چراغ را به بازی گرفته بود و سایه ها با چرخش چراغ می چرخیدند. آسمان در تاریکی مطلق فرو رفته بود و صدایی جز زوزه باد به گوش نمی رسید. نه عابری و نه جنب و جوشی! در ذهن دخترک چیزی جز فرار از این تنهایی و سرما و ترس نبود. آهسته و با تردید به سمت کافه قدم برمی داشت. میدانست که اینجا جنگِ پلیدی و پاکیست و میدانست که این تصمیم به قیمت نجابتش تمام می شود. هر قدم که به کافه نزدیک تر میشد به وحشت و ترس او نیز افزوده میشد. مجبور بود روح لطیف و دخترانه اش را در عوض سرپناهی به #روح_شیطانی بفروشد. و چه دردناک است عاقبت دخترکانی که از فقر به فحشا رسیدند. #فهیمه_دهقانی #قلم_من

#غزل_منتخب ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غمِ ایّام را ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر بَرکِشَم این دلقِ اَزرَق‌فام را گرچه بدنامی‌ست نزد عاقلان ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را باده دَردِه چند از این بادِ غرور خاک بر سر، نفسِ نافرجام را دودِ آهِ سینهٔ نالانِ من سوخت این افسردگانِ خام را محرمِ رازِ دلِ شیدایِ خود کس نمی‌بینم ز خاص و عام را با دلارامی مرا خاطر خوش است کز دلم یک باره بُرد آرام را ننگرد دیگر به سرو اندر چمن هرکه دید آن سروِ سیم‌اندام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را  

🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️ 🔔⚡️ مژده مژده ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜
🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️        🔔⚡️   مژده       مژده   ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜         جـز ایـن قـدرنـتـوان گفـت در جـمـال تـو عـیـب،کـه وضـع مـهـرو وفـا نـیسـت روی زیـبـا را، در آسـمـان نـه عـجـب گـر بـگـفـتـه حـافـظـ  سـرود زهـره بـرقـص آورد مـسـیـحـا را🪷         ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─ ☆#غزل‌_شماره_۸ ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غمِ ایّام را ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر بَرکِشَم این دلقِ اَزرَق‌فام را      ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─           
مدرس:#جناب‌ مـــجــنــون                                                روز:هرروز‌صبح غیرجمعه‌ها
    ⏰10الی11                       🎼باتشڪــر ✨🦋 منتظـر حضور گرمتان هستیم 🦋✨    ⁉️ محــل اجرا: اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬   👇👇 ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                    اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛            ┄┅✾🦋✾┅┄ ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                           ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛

#غزل_منتخب ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غمِ ایّام را ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر بَرکِشَم این دلقِ اَزرَق‌فام را گرچه بدنامی‌ست نزد عاقلان ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را باده دَردِه چند از این بادِ غرور خاک بر سر، نفسِ نافرجام را دودِ آهِ سینهٔ نالانِ من سوخت این افسردگانِ خام را محرمِ رازِ دلِ شیدایِ خود کس نمی‌بینم ز خاص و عام را با دلارامی مرا خاطر خوش است کز دلم یک باره بُرد آرام را ننگرد دیگر به سرو اندر چمن هرکه دید آن سروِ سیم‌اندام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را  

🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️ 🔔⚡️ مژده مژده ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜
🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️        🔔⚡️   مژده       مژده   ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜         جـز ایـن قـدرنـتـوان گفـت در جـمـال تـو عـیـب،کـه وضـع مـهـرو وفـا نـیسـت روی زیـبـا را، در آسـمـان نـه عـجـب گـر بـگـفـتـه حـافـظـ  سـرود زهـره بـرقـص آورد مـسـیـحـا را🪷         ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─ ☆#غزل‌_شماره_۸ ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غمِ ایّام را ساغرِ مِی بر کَفَم نِه تا ز بَر بَرکِشَم این دلقِ اَزرَق‌فام را      ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─           
مدرس:#جناب‌ مـــجــنــون                                                روز:هرروز‌صبح غیرجمعه‌ها
    ⏰10الی11                       🎼باتشڪــر ✨🦋 منتظـر حضور گرمتان هستیم 🦋✨    ⁉️ محــل اجرا: اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬   👇👇 ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                    اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛            ┄┅✾🦋✾┅┄ ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                           ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛

بیکــلام کوچلره سو سپمیشم
🌷‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌#آهنگ_بیکلام┄┅✶𝄟⍣🦋 ⃟‌‌‌
و من همچنان معتقدم دری رو که خدا به روت باز کنه بنده‌ی خدا نمی‌تونه ببنده…🥰
شبنون بخیر ⭐️🌙⭐️ 𝑱𝒐𝒊𝒏☟✨ ✰@mohamadfoladyan62✰ 𝑱𝒐𝒊𝒏☟✨ ✰ https://t.me/ejazeseeda ✰

⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜    📝به قلم:#فاضل_نظری 🎙باصدای:#مهربانو_تیارا   
در این میخانه در هر دور، جامی ناتمام از ماست غمی شیرین و کامی تلخ و اندوهی مدام از ماست صدایت می‌زنیم از دور و مشتاقیم پاسخ را! گر امشب هم به ما دشنام می‌گویی، سلام از ماست چو افتادم به دامت، آفرین گفتم خدایت را که زلفت با دلم می‌گفت: صید از اوست، دام از ماست به هر صورت، فلک اقبال ما را برنمی‌تابد گمان کرده‌ست خوشبختیم و فکر انتقام از ماست یکی از ما به‌جای باده امشب زهر می‌نوشد ملالی نیست، می‌دانی و می‌دانم کدام از ماست
 𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                    ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐍𝐄𝐖 𝐆𝐀𝐏👇👇👇   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                           اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید

📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 داستان منتخب چالش قـــــلــــــم مــــــن✍🏼 یه خونه قدیمی ته یه روستا بود که همه ازش می‌ترسیدن. می‌گفتن چند سال پیش یه خانواده اونجا مردن و روحشون هنوز تو خونه می‌چرخه. هیچ‌کس نزدیک نمی‌شد، حتی از جلوی درش رد نمی‌شدن. یه شب ارشیا که تازه از شهر اومده بود و اصلاً به این چیزا اعتقاد نداشت، گفت: آخه مگه می‌شه؟! روح کجا بود بابا، بذار برم ببینم. رفت داخل خونه. در چوبی با صدای ترسناکی باز شد. همه‌جا تاریک بود و بوی نم و کهنگی می‌داد. همین‌طور که راه می‌رفت، یه عکس قدیمی روی دیوار دید. عکس یه خانواده بود، اما عجیب این‌که حس کرد چشمای توی عکس داره دنبالش می‌کنه. یه اتاق پیدا کرد که یه گهواره‌ی خالی وسطش بود و خودش داشت تکون می‌خورد. چراغ‌قوه‌اش خاموش شد. اتاق تاریک تاریک شد. یهو یکی پشت گردنش نفس کشید و با صدای شیطانی خفه گفت: اینجا جای که هیچ کس ازش سالم بیرون نمیره. صبح روز بعد، مردم روستا در خونه رو باز دیدن، ولی هیچ‌وقت دیگه ارشیا رو پیدا نکردن. فقط اون عکس روی دیوار… حالا یه نفر بیشتر شده بود، و نفر جدید توی عکس کسی نبود جز خود ارشیا. #قلم_من #رویا_فتاحی

📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 داستان منتخب چالش قـــــلــــــم مــــــن✍🏼 خیلی وقت بود تصمیم گرفته بودم از شهر و هیاهوی همیشگی‌اش دور بشم. بعد از تموم شدن درس‌هام و اون‌همه استرس، خستگی جسمی و روحی عجیبی روی دوشم سنگینی می‌کرد. دلم می‌خواست جایی برم که پر از آرامش باشه؛ یه روستای دورافتاده، تو دل طبیعت. از اون آدم‌هایی‌ام که وقتی تصمیمی می‌گیرم، دیگه ول‌کن نیستم تا عملی بشه. اطرافیانم همیشه اینو به روم می‌آوردن، اما این خصلت، بخشی از وجودم بود. بالاخره روستایی پیدا کردم، دقیقاً مثل فانتزی‌هام: خلوت، دور، و ساکت. وسایلمو جمع کردم و راه افتادم. تو راه انقدر ذوق داشتم که سر از پا نمی‌شناختم. یه پیراهن بلند گل‌گلی سبزرنگ پوشیده بودم، انگار آرامش اون روستا رو از قبل به تنم کشیده بودم. شب رسیدم. با پیاده شدن از ماشین، دلشوره‌ای عجیب به جونم افتاد. روستا از چیزی که تصور می‌کردم، ساکت‌تر و سنگین‌تر بود. جلوتر، یه خونه‌ی قدیمی و کوچیک دیده می‌شد. به سمتش رفتم. پیرمرد و پیرزنی مسن به استقبالم اومدن، اما نه با اون گرمی‌ای که انتظار داشتم. فقط گفتن: «اتاق بالایی آماده‌ست.» پله‌ها رو بالا رفتیم. اتاقم سقف کوتاهی داشت، با وسایل سنتی و قدیمی که بیشتر از اینکه دلنشین باشه، دلگیر بود. موقع خداحافظی، پیرمرد انگار چیزی یادش افتاده باشه، گفت: – «یه اتاق کوچیک کنار اتاقته… یادت باشه حق نداری واردش بشی.» متعجب شدم، اما چیزی نگفتم. وقتی تنها شدم، روی تخت افتادم. همون آرامشی بود که می‌خواستم… یا شاید فکر می‌کردم که هست. چشمام بسته شد و خوابیدم. اما هنوز هوا گرگ‌ومیش بود که با صدای جیرجیر از خواب پریدم. بدنم کوفته بود. صداها ادامه داشت. انگار از اتاق کناری می‌اومد… همون اتاقی که گفته بودن نزدیکش نشم. نمی‌دونم چرا، اما بی‌اختیار رفتم سمتش. گوشمو چسبوندم به در. صدای گریه می‌اومد… آهسته، بعد بلندتر. ترس تمام تنم رو گرفت. با تردید گفتم: – «ببخشید؟… چیزی شده؟ می‌تونم کمک کنم؟» جوابی نیومد. فقط گریه شدیدتر شد. دوباره پرسیدم: – «نیاز به کمک دارین؟» یک‌دفعه در شروع کرد به کوبیده شدن. با وحشت عقب پرت شدم. قلبم داشت از جاش درمیومد. اشکم جاری شده بود. در با صدای مهیبی باز شد… و اون‌جا بود که دیدمش. دختری با صورتی رنگ‌پریده، لباسی سفید و بلند، موهایی ژولیده و چشم‌هایی گودافتاده… درست مثل کابوس. قدم‌به‌قدم نزدیکم شد، صورتم یخ کرده بود. اشک از چشمام بی‌وقفه می‌ریخت. سرشو جلو آورد و آرام، درست توی صورتم زمزمه کرد: – «تو می‌خوای کمکم کنی؟!… مگه می‌دونی چه بلایی سرم اومده؟» بعد جیغی کشید که گوشم زنگ زد: – «از اتاق من برو بیرون!» خشکم زده بود. نمی‌دونم چطور درو باز کردم و از پله‌ها پایین دویدم. اون پایین، پیرزن و پیرمرد منتظرم بودن. با لکنت گفتم: – «اون… اون دختر…!» زن مسن نگاه سنگینی بهم کرد و گفت: – «اون روحِ دختریه که سال‌ها پیش بی‌رحمانه کشته شد. هنوز دل‌بسته‌ی دنیاست… واسه همین نتونسته بره. حالا هم روح شیطانی‌ای شده که به جون دخترای جوون می‌افته.» بدنم خیس عرق بود. من فقط دنبال آرامش اومده بودم… اما چیزی جز وحشت نصیبم نشد... #قلم‌من #بانو_ستاره

#غزل_منتخب صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای مِی لِعْل‌فام را رازِ درونِ پرده زِ رندانِ مَست پُرس کاین حال نیست زاهدِ عالی‌مقام را عَنقا شکارِ کَس نَشَوَد دام بازچین کآنجا همیشه باد به دست است، دام را در بَزمِ دُوْر، یک‌دو قدح درکش و برو یعنی طمع مَدار وصالِ مُدام را ای دل شَباب رفت و نچیدی گلی زِ عِیش پیرانه‌ سَر مکن هنری ننگ و نام را در عِیشِ نقد کوش که چون آبخور نماند آدمْ بِهِشتْ، روضهٔ دارُالسَلام را ما را بر آستانِ تو بس حقِ خدمت است ای خواجه بازبین به تَرَحُّم غُلام را حافظ مریدِ جامِ مِی است ای صبا برو وز بنده بندگی برسان شیخِ جام را

🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️ 🔔⚡️ مژده مژده ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜
🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛🏛 ‼️⚜💎 ڪــافـــه دکـــلمه💎⚜‼️        🔔⚡️   مژده       مژده   ⚡️🔔 ⚜ ڪــارگـاه؛حافظ خوانی آنلاین⚜         جـز ایـن قـدرنـتـوان گفـت در جـمـال تـو عـیـب،کـه وضـع مـهـرو وفـا نـیسـت روی زیـبـا را، در آسـمـان نـه عـجـب گـر بـگـفـتـه حـافـظـ  سـرود زهـره بـرقـص آورد مـسـیـحـا را🪷         ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─ ☆#غزل‌_شماره_۷ صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای مِی لِعْل‌فام را رازِ درونِ پرده زِ رندانِ مَست پُرس کاین حال نیست زاهدِ عالی‌مقام را      ─═༅✵🕊💞🕊✵༅═─           
مدرس:#جناب‌ مـــجــنــون                                                روز:هرروز‌صبح غیرجمعه‌ها
    ⏰10الی11                       🎼باتشڪــر ✨🦋 منتظـر حضور گرمتان هستیم 🦋✨    ⁉️ محــل اجرا: اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬   👇👇 ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                    اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛            ┄┅✾🦋✾┅┄ ┏━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┓                                           ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬ ┗━━━━━⊱🫧⊰━━━━━┛

⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜    📝به قلم:#🦋 🎙باصدای:#جناب_امین_اخگر   
✨«ربیع؛ یعنی بهار» 🍃ربیع الاول یه تقویم، پر از اتفاقات مهم لیله المبیتـ... هجرتـ.... ولادتـ.... آغاز امامتـ.... «این یعنی دنیا هیچ‌وقت به بن‌بست نمی‌رسه» #ربیع‌الاول #پیامبر
𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                    ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐍𝐄𝐖 𝐆𝐀𝐏👇👇👇   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                           اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید

⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜ دامنم پاک است چون صبح از غبار آرزو می دهد خورشید تابان بوسه بر پیشانیم ‎‌‌ #صائب_تبریزی سلام دو
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜    دامنم پاک است چون صبح از غبار آرزو می دهد خورشید تابان بوسه بر پیشانیم ‎‌‌ #صائب_تبریزی سلام دوستان عزیزوهمراه شروع هفته تون سرشارازاتفاقات شادودوستداشتنی💥💥 ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                    ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐍𝐄𝐖 𝐆𝐀𝐏👇👇👇   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                           اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید

⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜ باارزش ترین چیز درزندگی دل ادم هاست اگرکسی بهت سپردش امانتدارخوبی باش... الهے آرامش مهمون لحظہ
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜    باارزش ترین چیز درزندگی دل ادم هاست اگرکسی بهت سپردش امانتدارخوبی باش... الهے آرامش مهمون لحظہ هاتون و از نگاه خدا سرشار باشید شبتون عشق🥰❤️🥰 ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                    ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐍𝐄𝐖 𝐆𝐀𝐏👇👇👇   ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮                                                                                           اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه            ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید