381
Obunachilar
-724 soatlar
-477 kun
-31130 kun
Postlar arxiv
381
₴:گاهی وقتی تصمیم میگیری وارد مسیر تازهای بشی، با آدم جدیدی آشنا بشی، دوست داشتن رو تجربه کنی و احساساتت رو بهتر بشناسی، خدا طوری اتفاقات رو کنار هم میچینه که مسیرت از بعضی آدمها جدا میشه. شاید همون لحظه دلیلش رو نفهمی، اما بعدها که به عقب نگاه میکنی، میبینی راهی که روزی فکر میکردی مقصدته، قرار نبوده مسیر حقیقی تو باشه؛ شاید اگر در همون راه میموندی، روزی به یکی از دلایل ناراحتیات تبدیل میشد. نمیدونم، شاید این فقط طرز فکر منه؛ اما به هر حال، مسیر من هم دوباره تغییر کرد و به راه تازهای رسید. نمیدونم انتهای این مسیر کجاست، اما هرچه که هست، امیدوارم راه خوبی باشه؛ چرا که این بار، شروع تازهای در انتظارمه.
381
شاهِ شاهان، شاهنشاه آریامهر بزرگ؛ زادروزت خجسته باد.
چهارمین روز آبان، با نامی از راه میرسد که سالهاست در دفتر تاریخ ایران نشسته؛ نامی که زمان بارها از کنارش گذشته، روزگار بارها ورق خورده، نسلها آمدهاند و رفتهاند، اما هنوز نمیتوان فصلهای تاریخ معاصر ایران را ورق زد و از محمدرضا شاه پهلوی سخنی نگفت.
شاهِ شاهان، شاهنشاه آریامهر بزرگ؛ مردی که نامش با تاجوتخت، با شکوه پادشاهی و با سرگذشت سرزمینی گره خورد که قرنهاست میان فرازونشیب روزگار ایستاده است؛ ایران، همان خاکی که تاریخش گاهی به خون نوشته شده، گاهی به طلا آراسته و گاهی میان اندوه و امید، چشم به فردایی روشن دوخته است.
در روزگار پادشاهی او، چرخ روزگار تنها به دور یک تاج نچرخید؛ زمینهای بسیاری در جریان اصلاحات ارضی به کشاورزان واگذار شد، زنان به حق رأی دست یافتند، کارگران در سود کارخانهها سهیم شدند و درهای دانشگاهها به روی نسلهای بیشتری گشوده شد. مدرسهها، دانشگاهها، کارخانهها، سدها و راهها، هرکدام بخشی از چهرهی ایرانی را ساختند که در مسیر دگرگونی قدم برمیداشت؛ ایرانی که میخواست از سایهی گذشته عبور کند و قامتش را در آینهی جهان راستتر ببیند.
چهارم آبان برای ما تنها یک برگ از تقویم نیست؛ روزیست که خاطره، دست در دست تاریخ میگذارد و ما را به روزگاری پیوند میدهد که نامش با سرنوشت ایران درآمیخته است. نامی که برای ما از جنس فراموشی نیست؛ از جنس خاطرههاییست که غبار سالها بر آنها مینشیند، اما با وزیدن نسیمی از گذشته، دوباره جان میگیرند. گویی گذر زمان هرچه میخواهد میان ما و آن روزگار فاصله بیندازد، باز هم نمیتواند ردّ بعضی نامها را از حافظهی یک ملت پاک کند؛ نام پادشاهی که دوران فرمانرواییاش بخشی جداییناپذیر از تاریخ معاصر ایران است و یادش با تمام احساس و احترامی که به او داریم، در دل ما زنده مانده است.
381
⊹ گاهی دلایل برای رفتن زیادند و گاهی مسیر درست همان نبودن است؛ اما بیرون کردن بعضی آدمها چه از ذهن و چه از قلب، کاریست که هرکسی توان انجامش را ندارد؛ نه از روی ضعف، بلکه از قدرت حسی که نامش عشق است و از پایبندی و وابستگیای که هنوز مسیرش را در وجودمان ادامه میدهد.....
