nothing.
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 137
Obunachilar
+1124 soatlar
+697 kun
+3630 kun
Postlar arxiv
1 137
کاش میشد جانم را به کسی ببخشم که از دنیا رفته اما آرزوی زندگی داشت.
مثل همان بازیهای کودکی؛ 'وسطی'. یک نفر از بازی بیرون میرفت و دیگری جایش را میگرفت.
به نظرم این عادلانهتر بود؛
او میخواست زنده بماند و من دیگر میلی به ماندن ندارم.
اگر میشد جایمان را با هم عوض کنیم، شاید این منطقیترین معامله ی دنیا میشد.
