future engineer ...🔧
Kanalga Telegram’da o‘tish
future engineer 📐 ""⏳Mechanical engineer for next-generation fighter jets"" 🪐If you want to understand the universe, you have to look at the stars. ناشناس : https://t.me/HidenChat_Bot?start=7030523382 🦁☀️ pv: @Sh17_artwork
Ko'proq ko'rsatishEron100 235Toif belgilanmagan
1 073
Obunachilar
-5024 soatlar
+527 kunlar
-3730 kunlar
Postlar arxiv
نوشته دلی ؛ (!
امشب اخرین شب براورده شدن اون حاجتمه.(: دو سال پیش من توی تعذیه اباعبدلله برای یه مشکل خیلی بزرگی که صبرمو تموم کرده بود دست به دعا شدم پیدم واقعا نمیتونم دیکه نمیکشم، با اخرای تعذیه بود داشتم روضه میخوندن ، با گلویی پر از بغض دست به دعا شدم از ته دلم با عمو حرف زدم گفتم عمو جان قسم به بزرگی و مردیت دست منه پایه روضتو بگیر من بی منت سال هاست به خاطر اسمم که حسینه ، دارم نوکریتو میکنم ،از بچگی تو گوشم خوندن هوای جوونا رو داری میگن حاجت روا میکنی جوونا رو دست منم بگیر دیگه نمیکشم... شب بعدش توی روضه بابا جان حسین همین گفتم باباجان تو رو قسم به جوونت تو رو به علی اکبرت دستمو بگیر خیلی گرفتارم دیگه صبرم ته کشیده کمکم کن . گفتم یا حسین قربون اسم قشنگت که مامانم میگه هر وقت اسمتو صدا میکنم کیف میکنم میگم یا حسین ، دستمو بگیر. شد سال بعدش ینی پارسال دیدم نشد که نشد همین طور یه شب از شبایه محرم رسید شب روضه مادر فاطمه زهرا گفتم یا زهرابانو اومدم گلگی حسینو بکنم من خیلی گرفتارم به هر چی بود قسمش دادم هزارات نوکری کردم بی منت هزاران اشک ریختم پای روضش تا یاد دارم چایی روضشو پخش کردم ،استکان شستم ، صف اول روضه نشستم ، چرا دستمو نگرفت این نبود رسم مردانگی و کمک به نوکرش. چند شب بعدش روضه حضرت رقیه شد دیدم هنوز حاجتم بر اورده نشده... دیگه بغضم ترکید گفتم یا رقیه اومدم گلگی باباتو و عموتو بکنم میگن خیلی نوکرای باباتو دوست داری میگن خیلی هوای جوونا رو داری ، یه دستی به زندگی ما بکش ، تو رو به اسم بابات تو رو به جوونی داداش علی اکبر تو رو به جون من کمکم کن به بابات بگو این رسم نوکری نبودا من اسممم از روی اسمت برداشتم که هر بار کسی صدام میکنه یادت باشه ..گذشت و گذشت تا اربیعن پارسال
با پای شکته و زانویی که مینیسکش پاره شده و ساق پایی که شکسته . گفتم اینطوری نمیشه . پولایی که برای کتابای درسی گزاشته بودمو با پول کارگری در اورده بودم رفتم دادم برای اینکه برم کربلا...گفتم یا اباعبدالله از اینجا که منو نشنیدی این دفه میام پیشت شاید میخوای یه سری بهت بزنم بیام به دیدنت(! رفتیم کوچه ای که اولش بازار بود و تهش حرم و بین الحرمین از دور بغضم به حداکثر رشیده بود نمیتونستم حرف بزنم هم از درد پا هم از ذوق و شوق اولین کربلا. رفتم تو و دم شیب گودال که رسیدم ...وای وای دیگه تحملم برید ...داشتن نماز ظهر میخوندن همونجا روی شیب جودال نمازو بستم توی نماز دوقول دوقول اشک میریختم در حدی که یه خادم اومد به عربی بقلم گفت یا حسین دست اینم بگیر معلوم نی چقدر گرفتاره که توی این سن اینقدر داره از ته دل اشک میریزه...(: ❤️🩹 بعد نمازم گفتم یا حسین تو که جواب ما رو ندادی دو سال صبر کردم از اولین درخواستم ، یادت باشه گلگیتو به رقیه و مادرت حضرت فاطمه زهرا کردماا یادت باشه این رسمش نبود من با پای شکسته اومدم پیشت بازم هوامو نداشتی من یه نوکر حقیر بدبخت با پول کارگری بلند شدم اومدم به هر زوری بود کل راهو با پای شکسته پیاده اومدم دیگه خیلی ازت دلگیرم ...❤️🩹گذشت تا امشب...
که گفتم ولش حال و حوصله درسو واقعا ندارم سر اون مشکل . دیدم اطلاعیه نوشته امشب روضه و تعذیه اباعبدلله گفتم یا اباعبدااله اخرین فرصتاس نمیخوای دستمونو بگیری ؟ چیز زیادی ازت نخواستما که اینطوری منو نادیده گرفتی یه عمر نوکریتو کردم این رسمش بود؟ خیلی دلم ازت گرفت ولی باز نوکریتو میکنم بی ادعا و بی منت مخلصتم هستم عشقیامشب اخرین فرصتیه که میتونه مشکلم حل بشه
چون ۲ سال پیش گفتم یا حسین تا قبل کنکورم اون مشکلو حل کن من تا اخر عمل خودم و بچه هام و نسلم نوکریتو میکنیم . گفتم به جون رقیه بانوت قسم حل کنی قسم به سید بودنم و اینکه اجدادمی اسم دخترمو میزارم رقیه سادات . گفتم حل کنی قول میدم سه سال بعد کنکور با رقیه سادات بیام حرمت باباجان چیز زیادی نمیخوام ازت فقط اون مشکلو حل کن... دیگه در توان من نیست و امشب اخرین فرصت هاست و تعذیه اباعبدللهه و دارم میرم روضه که بگم یا اباعبدالله دمت گرم هنوز حل نشده دمت گرم یه عم نوکریتو کردم واقعا دلم ازت پره من چیز زیادی ازت نخواستم دیگ نمیدونم کیو قسم بدم که واسطه بشه با رقیه بانوت گفتم به مادر فاطمه زهرا گفتم به اقا حسین گفتم به علی اکبر گفتم بازم نشد... دمتون گرمخلاصه برام دعا کنید یکی از این شبا دعام بگیره خیلی محتاج حل شدن اون یه مشکلم واقعا زندگیم داره از هم میپاشه به خاطرش تلاشی نمونده که نکرده باشم فقط معجزه لازمه ...❤️🩹 محتاج دعاتونم دوستان منم به جاش براتون دعا میکنم ❤️🩹 یا اباعبدالله یا رقیه بانو یا فاطمه الزهرا ❤️🩹
دوستانی که توی فولدر بودن لفت میدن منم متقابلاً لفت میدم
توی نیم ساعت ۱۲ نفر لفت دادید چه خبرتونه؟🙄😑
یه استاکی کردم خود متا توش موند😂
از طریق یه ایدی اینستا
ایمیلشو پیدا کردم ، شمارشو مطمعن شدم . از روی ایمیلش اکانت سروش و ایتا رو پیدا کردم
💀💀
Part 1: 4:00_7:00 | 3:00:00 |
Part 2: 7:15_11:15 | 4:00:00 |
Part 3 :11:15_2:30 | 3:15:00 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
