842
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-477 kun
-31630 kun
Postlar arxiv
842
به مامانم گفتم مامان دماغمو عمل کنم؟گفت نه گفتم آره عمل میکنم گفت بیا اینجا ببینم رفتم جلو دماغمو نگا کرد گفت نچ برو عمل کن انگار کوچه خلجه انقد قوز داره
842
اون روز میگفت به اون دوستت که اومد دفتر بگو بیاد خونمون براتون غذا درست کنم بعد ما میریم بیرون شما خوشبگذرونین🥰
842
یه بارم از پشت رفتم بغلش در حالی که داشتم میگفتم یگانه با نمایشنامش دهنمونو سرویس کرد بازم نگام کرد خندید
