عینالقضات همدانی
Kanalga Telegram’da o‘tish
دریچهای به جهانِ عینالقضات همدانی، آثار و اندیشههای ناب او نیلوفر بهرامزاده کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد @Nilufr_Bz
Ko'proq ko'rsatishEron137 428Toif belgilanmagan
325
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+230 kun
Postlar arxiv
فایل مقالهٔ سیمای ابلیس در آثار عینالقضات همدانی
نرگس حسنی
مطالعات عرفانی. دورهٔ ۳. شمارۀ ۲. مهرماه. ص ۵_۳۲.
#مقاله_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
گیرم که خلق را اضلال، ابلیس کند
ابلیس را بدین صفت که آفرید؟
تمهیدات، ص ۱۸۸.
#جملات_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
هرچند که میکوشم که از عشق درگذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان میدارد؛ و با اینهمه، او غالب میشود و من مغلوب.
با عشق کی توانم کوشید؟!
تمهیدات، ص ۹۶.
#جملات_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
📌 دوستان و همراهان گرامی
در جریان جستوجوهای اخیر، به مجموعهای از مقالهها برخوردهام که متأسفانه دسترسی به آنها برایم میسر نشد. فهرست این مقالات را در ادامه تقدیم میکنم.
از همراهان گرامی تقاضا دارم در صورت دسترسی، این مقاله / مقالهها را در اختیارم قرار دهند.
با احترام و سپاس
فهرست مقالهها:
صباح، ا. (۱۳۳۹). «عینالقضات همدانی کیست؟». کاوش. شمارۀ ۴. ج ۱. اسفند.
افراسیابی، غلامرضا. (۱۳۷۳). «عینالقضات همدانی در کتاب سلطان العشاق». فرهنگ فارس. شمارۀ ۱. بهار. ص ۸۸-۱۰۳.
فتحی، زهرا. (۱۳۸۰). «نظری و گذری بر احوال و آثار و اندیشههای عرفانی قاضی همدانی». فرهنگ زنجان. شمارۀ ۵. بهار. ص ۱۲۹- ۱۳۹.
بشردوست، مجتبی. (۱۳۸۵). «میراث عینالقضات». پژوهش ادبی. شمارۀ ۷. زمستان. ص ۷۲-۸۵.
پاپن متین، فیروزه. (۱۳۹۰). «عینالقضات همدانی چون برقی درخشید و ستارهای جاودانه بر جا ماند». ایراننامه. شمارۀ ۱-۲. ص ۱۹۱-۲۰۸.
پیامبرِ مهربانی (ص):
«لَوْ يَعْلَمُ الْعَبْدُ مَا فِي رَمَضَانَ لَوَدَّ أَنْ يَكُونَ رَمَضَانُ السَّنَة»
اگر بندۀ میدانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست میداشت كه تمام سال، رمضان باشد.
بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.
#یادداشتها
@Ein_al_Qozat
مقالهٔ تازۀ ما در جدیدترین شمارۀ نشریهٔ آینه پژوهش:
با عنوان درنگی در تأویل عرفانی حدیث «لایدخل الجنة نمّام» در آثار عینالقضات همدانی
برکه همدانی، استاد امّی عینالقضات همدانی
پژوهشی است درخور توجه دربارۀ برکه همدانی، استاد عینالقضات که نام و احوال او بهصورت پراکنده تنها در آثار قاضی آمده و در دیگر کتب نامی از وی به میان نیامده است.
به قلم نصرالله پورجوادی
نشریهٔ معارف، دورۀ سوم، شمارۀ ۳، آذر_اسفند ۱۳۶۵
@Ein_al_Qozat
پیامبر (ص):
«خَیرُ النّاسِ مَن نفع النّاسَ»
بهترین مردم کسی است، به مردم خیر و منفعت میرساند.
@Ein_al_Qozat
منزلگه ما خاک نی، گر تن بریزد باک نی
اندیشهام افلاک نی، ای وصلِ تو کیوان من
@Ein_al_Qozat
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
وگر به خشم روی صدهزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقشبند سراپردهٔ رضات منم
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای با صَفات منم
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند
که گم کنی که سرِ چشمه صفات منم
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد؟ خلّاق بیجهات منم
اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم
غزل شمارۀ ۱۷۲۵ مولانا
#با_عارفان_پس_از_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
جهد کن تا پیوسته از مال و جاه تو، راحتکی به مستحق برسد، و اگر صاحب دل از تو آسایش یابد، آن را عظیم دولتی دان!
امروز که توانی، میکن تا فردا نگویی: "یا حَسرَتا علی مَا فَرَّطتُ في جَنبِ الله".
نامههای عینالقضات همدانی، ۱/۵۷
#جملات_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
اگر به مطالعهٔ آثار عینالقضات همدانی علاقهمند هستید و به دنبال فایل پیدیاف کتابهای او یا مقالههای نوشتهشده دربارۀ او میگردید، میتوانید به ایمیل یا آیدی ذیل عنوان مقالهٔ موردنیاز یا کتاب را بفرستید تا فایل آن ارسال گردد.
Niloufar.bahramzadeh2000@gmail.com
@Nilufr_Bz
این مکتوبات را مطالعت میکن پیوسته
و اگر وقتی تو را نهادهاند که وا من افتی، آنگه خود نور علی نور بود...
هان! تا به اندک نداری این مکتوبات را....
عینالقضات همدانی، نامهها، ج۲، ص ۳۳۱
#جملات_عینالقضات
@Ein_al_Qozat
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت
به هواداریِ آن سروِ خُرامان بروم
در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم
غزل شمارۀ ۳۵۹ حافظ
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
بسان رَهنوردانی که در افسانهها گویند
گرفته کولبارِ زاد ره بر دوش
فشرده چوبدست خیزران در مشت
گهی پر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپویند
ما هم راه خود را میکنیم آغاز
سه ره پیداست،
نوشته بر سر هر یک به سنگ اَندر
حدیثی کَش نمیخوانی بر آن دیگر
نخستین: راهِ نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دودیگر: راه نیمَش ننگ، نیمَش نام
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام
سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
مهدی اخوان ثالث
