Asra core:
Kanalga Telegram’da o‘tish
زندگی از زبانِ یک دیوانه ، https://t.me/HarfgoBot?start=T0xtmkfe
Ko'proq ko'rsatishEron131 258Toif belgilanmagan
1 072
Obunachilar
+124 soatlar
-67 kun
-7330 kun
Postlar arxiv
1 072
Repost from 𝐅𝐨𝐫 𝐈𝐫𝐚𝐧
شهر خواب بود،
اما پنجرهها بیدار مانده بودند؛
بوی خون از کوچهها میگذشت
و نان، سهمِ دستهای خالی نبود.
آسمان سرخ شد،
نه از غروب…
از زخمی که زمین
سالهاست پنهانش میکند.
مادرها نان شمردند،
کودکها اسمِ کشتهها را؛
هر شب یک صندلی بیشتر
کنار سفره خالی گذاشت.
وقتی باران آمد،
کسی نفهمید
آب بود یا
خاطرهی آخرین اشکها.
@ForIranema
