چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish434
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-330 kun
Postlar arxiv
کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند، ترسناکترند. مقاومت در برابر آنها دشوارتر است، و من کسی را نمیشناسم که بهتر از دوستان بتواند شما را به انجام کاری هدایت کند که درست بر خلاف میل شماست.
گاهی اوقات، وقتی در سکوت شب به یاد گذشتهها میافتم، دلم پر میشود از احساساتی که نمیتوانم آنها را به زبان بیاورم. یاد لحظاتی که با خودم تنها بودم و تنها چیزی که داشتم، خاطراتی بودند که هر روز از یاد میبردم و دوباره به یاد میآوردم. گاهی از این همه احساسات در دل، احساس غرق شدن میکنم. انگار هیچچیز نمیتواند آرامش این دل پر از سوال و دلشوره را فراهم کند. در هر لحظه، در هر برخورد، در هر صدای پایی که به گوش میرسد، دلم میخواهد که کسی باشد تا دستم را بگیرد، تا در کنارم بایستد و بیهیچ حرفی، فقط درک کند. دلم میخواهد یک نفر باشد که بفهمد چقدر درونم در حال گم شدن است، بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم. گاهی وقتی تنها میشوم، به خودم میگویم: آیا کسی هست که به همین اندازه با من احساس کند؟ به همین اندازه دردها و شادیهای بیپایان را تجربه کرده باشد؟ هیچچیز در این دنیا مانند یک دل پر از احساسات ناشناخته و ناگفته نیست. گاهی میخواهم فریاد بزنم، اما میترسم از اینکه صدایم به جایی نرسد. اما در نهایت، در این سکوت و این دل پر از عشق و درد، به یاد میآورم که شاید هیچکس جز خودم قادر به درک این احساسات نباشد. و شاید همینطور که همیشه گفتهاند، هر کسی باید تنها با خودش این سفر بیپایان را طی کند. در اخیر من جز من کسی را ندارد. اگر هم است فقط یکی هست خالقم. #دوشیزه_سادات
نه الله نکند
مادرم حتی طرف الماریم دور نمیخوره
چون میدانند همين که درش را باز کند با انبوهی از لباس های نا مرتب برخورد میکنند.!🫣
مادرم هر وقت بار گناهاش سنگین میشه میره سر کمد لباساي من
نصفش را میبخشه به نیازمندان و کودکان بي سرپرست😐
مراقب همدیگه باشیم، حالمان در کل اصلا خوب نیست و همهمان در آستانه انفجاریم، و این در آستانه بودن در ظاهر معلوم نیست.
حواسمان بیشتر به همدیگه باشه که یادمان نرود هیچکدام مان تنها نیستیم، این روزها این حس برای همهی مان نجاتدهندهاس.
#دوشیزه_سادات
بیشترین چیزی که هنگام دیدار پروردگارم از آن هراسانم این است که به من بگوید:
[ تو که دانستی، با آنچه دانستی چه کردی...؟! ]
••✍🏻ابودرداء رضیاللهعنه••اندکی تفکر••
#استوری 💫
در دل ویرانههای غزه
وقتی زمین دیگر توان
نگهداشتن تنهای خسته را نداشت
آسمان آغوش گشود
هر چیزی که باعث نزدیکی تو به پروردگار بشود خوب و خیر است حتی اگر آن انتظار دنیایی و ظاهری تو را به دنبال نداشته باشد. یادم است جایی خواندم که صالحان گفتهاند ابتلا و سختیها و حتی خواستههای دنیایی برای انسان پیش میآید که او را به نشستن در درگاه الله وا میدارد و بنده به این پناه بردن و خلوت با پروردگار ادامه میدهد و ادامه میدهد و زمانی میآید که آن حاجت و سختی به هر شیوهای او را ترک کرده( چه با اجابت و چه با منع) اما بنده باز به آن لذت نزدیکی و آرامش دلش با الله انس گرفته و دور نمیشود و این لطفی از جانب الله است که گویی دست بنده را میگیرد و در گوش جانش میگوید:« بندهام! همینجا و در این نزدیکی با پروردگارت بمان...» و این را قلب میشنود و اجابت میکند.
یاالله دعاهایمان را اجابت کن، بلاها و امتحانات را به رحمتت از سر ما رفع فرما و هیچوقت رغبتِ اُنس با خودت را از دلمان نگیر و هرجا که رفتیم بازهم ما را به سمت خودت برگردان. آمین.
🤍🤲
