uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Kanalga Telegram’da o‘tish

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Ko'proq ko'rsatish
434
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-330 kun
Postlar arxiv
قُلِ ٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا۟ ۖ لَهُۥ غَيْبُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ أَبْصِرْ بِهِۦ وَأَسْمِعْ ۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا يُشْرِكُ فِى حُكْمِهِۦٓ أَحَدًۭا ﴿٢٦﴾ بگو: خدا بهتر می‌داند که چه مدت ماندند. غیب آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست. چه بیناست او و چه شنواست! آنان جز او هیچ سرپرستی ندارند، و او در فرمان خود هیچ‌کس را شریک نمی‌گرداند.

وَلَبِثُوا۟ فِى كَهْفِهِمْ ثَلَـٰثَ مِا۟ئَةٍۢ سِنِينَ وَٱزْدَادُوا۟ تِسْعًۭا ﴿٢٥﴾ و آنان در غارشان سیصد سال ماندند، و نه سال بر آن افزودند.

إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَٱذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰٓ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّى لِأَقْرَبَ مِنْ هَـٰذَا رَشَدًۭا ﴿٢٤﴾ مگر اینکه بگویی: «اگر خدا بخواهد.» و چون فراموش کردی، پروردگارت را یاد کن، و بگو: «امید است پروردگارم مرا به راهی نزدیک‌تر از این به هدایت رهنمون شود.»

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاۤىْءٍ إِنِّى فَاعِلٌۭ ذَٰلِكَ غَدًا ﴿٢٣﴾ و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام خواهم داد» ـ

سَيَقُولُونَ ثَلَـٰثَةٌۭ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌۭ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًۢا بِٱلْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌۭ وَثَـٰمِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌۭ ۖ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءًۭ ظَـٰهِرًۭا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًۭا ﴿٢٢﴾ به زودی خواهند گفت: «سه نفر بودند و چهارمین‌شان سگشان بود»، و [عده‌ای دیگر] می‌گویند: «پنج نفر بودند و ششم‌شان سگشان بود» ـ گمانه‌زنی در غیب است ـ و [دیگران] می‌گویند: «هفت نفر بودند و هشتم‌شان سگشان بود.» بگو: پروردگارم شمار آنان را بهتر می‌داند، جز اندکی کسی آن‌ها را نمی‌داند. پس در مورد آن‌ها جز به‌ظاهر، مجادله مکن، و در این‌باره از هیچ‌یک از آنان فتوا مخواه

وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَآ إِذْ يَتَنَـٰزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ عَلَيْهِم بُنْيَـٰنًۭا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًۭا ﴿٢١﴾ و این‌گونه [مردم را] بر حال آنان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا حق است و در آمدن قیامت هیچ تردیدی نیست، آنگاه که میان خود در کارشان گفتگو می‌کردند؛ پس گفتند: «بر بالای آنان بنایی بسازید.» پروردگارشان به [حال] آنان آگاه‌تر است. کسانی که در کار [آن‌ها] غالب شدند گفتند: «حتماً بر فراز آنان مسجدی می‌سازیم.»

إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًۭا ﴿٢٠﴾ زیرا اگر بر شما آگاه شوند، یا سنگسارتان می‌کنند، یا شما را به آیین خود بازمی‌گردانند، و در آن صورت، هرگز رستگار نخواهید شد!

وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَـٰهُمْ لِيَتَسَآءَلُوا۟ بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ ۚ قَالُوا۟ رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَٱبْعَثُوٓا۟ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَـٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَآ أَزْكَىٰ طَعَامًۭا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍۢ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ﴿١٩﴾ و بدین‌گونه آنان را برانگیختیم تا از یکدیگر بپرسند. یکی از آنان گفت: «چه مدتی در اینجا مانده‌اید؟» گفتند: «یک روز یا بخشی از روز.» [دیگری] گفت: «پروردگارتان بهتر می‌داند که چقدر مانده‌اید؛ حالا یکی از شما را با این پول نقره‌ای به شهر بفرستید تا ببیند کدام غذا پاکیزه‌تر است، پس از آن برایتان روزی‌ای بیاورد، و باید با نرمی رفتار کند و کسی را از حال شما آگاه نسازد.

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَٰسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِٱلْوَصِيدِ ۚ لَوِ ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾ و گمان می‌کردی که بیدارند، در حالی که خواب بودند؛ و ما آن‌ها را به راست و چپ برمی‌گرداندیم، و سگشان دو دستش را در دهانه‌ی غار گشوده بود. اگر بر آنان وارد می‌شدی، از ایشان می‌گریختی و سخت دچار هراس می‌شدی.

وَتَرَى ٱلشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمْ فِى فَجْوَةٍۢ مِّنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيًّا مُّرْشِدًا ﴿١٧﴾ و می‌دیدی خورشید هنگامی که برمی‌آمد، از سمت راستِ غارشان متمایل می‌شد و چون فرو می‌رفت، از سمت چپ آن‌ها را دور می‌زد، و آن‌ها در فضایی از غار بودند؛ این از نشانه‌های خداست. هرکه را خدا هدایت کند، او راه‌یافته است، و هرکه را گمراه سازد، هرگز برای او یاوری هدایتگر نخواهی یافت.

وَإِذِ ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأْوُۥٓا إِلَى ٱلْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا ﴿١٦﴾ و چون از آنان و از آنچه جز خدا می‌پرستند کناره گرفتید، به غار پناه ببرید، تا پروردگارتان از رحمت خویش بر شما بگستراند و در کارتان راهی هموار برایتان فراهم آورد.

هَٰٓؤُلَاءِ قَوْمُنَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَـٰنٍۢ بَيِّنٍۢ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا ﴿۱۵﴾ این قوم ما، به جای او معبودانی گرفته‌اند! چرا بر درستی آن [خدایان] دلیل روشنی نمی‌آورند؟ پس چه کسی ستمکارتر از آن‌کس است که بر خدا دروغ ببندد؟

وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَا۟ مِن دُونِهِ إِلَـٰهًا ۖ لَّقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا ﴿۱۴﴾ و دل‌هایشان را استوار ساختیم، آن‌گاه که برخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ هرگز جز او معبودی را نخواهیم خواند، که در این صورت سخنی دور از حق گفته‌ایم

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ ۚ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ﴿۱۳﴾ ما داستان آن‌ها را به‌درستی برایت بازگو می‌کنیم: آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.

ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿۱۲﴾ سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم کدام‌یک از دو گروه، مدت اقامتشان را درست‌تر حساب می‌کند.

فَضَرَبْنَا عَلَىٰ آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا ﴿۱۱﴾ پس [در آن غار] بر گوش‌هایشان پرده‌ای زدیم [و خوابشان بردیم] برای سال‌هایی چند.

إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿۱۰﴾ آن‌گاه که جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا! از سوی خود بر ما رحمتی عطا کن و در کارمان برای ما راهی هموار فراهم ساز

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾ آیا گمان کرده‌ای که داستان اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت‌انگیز ما بوده است؟

وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا ﴿۸﴾ و بی‌گمان ما هر آنچه را بر زمین است [روزی] خاکی بی‌گیاه و خشک خواهیم ساخت.

إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ﴿۷﴾ ما آنچه را روی زمین است زینتی برای آن قرار دادیم، تا مردم را بیازماییم که کدام‌یک نیکوکارترند.