چـکـامـهـ زار 🌘📜
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Ko'proq ko'rsatish452
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+430 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
نه بر شانهی پدر گریستیم و نه دردِ دل با مادر کردیم تا مبادا غصه دار شوند، ما خودمان خودمان را بزرگ کردیم؛ از بیرون گُل و بلبلیم، از درون ویران. حکایت جوانان امروزی است یا حداقل حکایت جوانی خودم...!
راه میروم، با خودم و با ماه حرف میزنم، نگاه کردن به درختان بسیار آسانتر است از رو به رو شدن با آدم ها، از این که مجبور باشی شاد، آسیب ناپذیر و باهوش به نظر برسی.
راه میروم، با خودم و با ماه حرف میزنم، نگاه کردن به درختان بسیار آسانتر است از رو به رو شدن با آدم ها، از این که مجبور باشی شاد، آسیب ناپذیر و باهوش به نظر برسی.
مه دگه از پیشت رصخت میشم صبا آمدنی هستم مچم تره امشو برگر مست کده چی بلا که خاو نداری😂😑
